z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1392/07/21 ساعت 08:39 توسط بابائی

                          

                                     اولین دستور بهاء


     به اعتقاد بهائیان حسینعلی نوری پیامبر قرن نوزدهم میلادی است و در این قرن اساس استبداد و پایه های سلطنت در ممالک مختلفه جهان متزلزل شده بود و مردم جهان روی اقتضای زمان و شیوع تظاهرات مادی خواهان توجه بیشتر به آنها در این زمینه بودند، میرزا حسینعلی مازندرانی در کتاب اقدس که از ساخته و پرداخته های وی است ببینیم خدای اقدس در این کتاب چه حکم جدید و قانون بدیع و امر تازه را برای مردم بیچاره نازل نموده است.


     حسینعلی نوری در آغاز کتاب اقدس صفحه 2 سطر 1 می نویسد: « إنَّ أوَّلَ مَا کَتَبَ الله عَلَی العِبِادِ عِرفَانُ مَشرِقِ وَحیِهِ وَ مَطلَعِ أمرِهِ الّذِی کَانَ مَقَامَ نَفسِهِ فِی عَالَمِ الأمرِ وَ الخَلقِ » یعنی نخستین چیزی که خداوند بربندگان خود واجب ساخته، شناختن مشرق وحی ومطلع امروتجلی اوست چنان مشرق وحیی که درعالم امروخلق مقام اومقام نفس پروردگارمی باشد

 

    منظور حسینعلی از مشرق وحی و مطلع امر کسی است که وحی و کارهای پروردگار متعال در وجود او ظاهر و از او بروز می کند؛ اما این حرف خلاف وجدان و خلاف همه ادیان الهیست. چرا که نخستین وظیفه وجدانی بشر شناخت آفریننده جهان و پروردگار جهانیان است. « اللهم عرفنی نفسک » اولین در خواست ما از خداوند متعال شناخت خود خداست اگر ما خدا را نشناسیم چگونه پیامبرش را بشناسیم. . بنابراین اوّلین واجب بر مردم شناخت خداست نه مطلع وحی. کسی که خدا را نشناخت از کجا مطلع وحیش را بشناسد؟


     ثانیاً اطلاق جمله (مشرق وحی) بر شخص پیامبر جایز نیست، زیرا پیامبر مهبط وحی است نه مشرق وحی؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره نیز می فرماید: « اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ یا اَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، وَ مَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ، و مهبط الوحی، و معدن الرحمة،  و خزان العلم و منتهی الحلم....


      ثالثاً بودن مقام پیامبر در مقام نفس پروردگار (در عالم امر و خلق) با هیچ فلسفه و مبانی علمی جور نمی آید. بنابراین میرزا حسینعلی در آغاز کتاب خود تنها منظورش معرفی کردن خویش و تثبیت مقام ربوبیت و الوهیت خود بوده و به جای اینکه مردم را بسوی مبدء حق دعوت نماید، بسوی خود می خواند.


     رابعاً این دستورحسینعلی نشان می دهد که بهائی گری در حقیقت نوعی از « آدم پرستی » شمرده می شود نه خدا پرستی؛ زیرا وی مدعی است چون خداوند، غیب لا یُدرَک است و او را نتوان به طور کامل شناخت؛ پس باید کسی را شناحت و پرستش نمود که در جهان خلق ، مقام خدائی داشته باشد و او جز میرزا حسینعلی نوری کسی نیست!    

 

    خلاصه اینکه حسینعلی نوری در آغاز کتاب خود تنها منظورش معرفی کردن خودش و تثبیت مقام ربوبیت و الوهیت خود بوده، و بجای اینکه مردم را بسوی مبدء حق دعوت نماید بسوی خود می خواند!


برای دیدن کتاب اقدس روی ادامه مطلب کلیک کنید.


مشخصات کتاب اقدس


yrvq_اقدس_(2).jpg

loek_اقد_س.jpg

صفحه 2 سطر 1

2.jpg

نسخه دیگر اقدس

k0ze_2_(2).jpg

نسخه دیگر صفحه 2 سطر 1

1.jpg

نسخه دیگر اقدس

fizw_5555.jpg

متن زیارت جامعه کبیره سطر 1


.jpg


موضوع : احکام بهائیّت ,