z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/05/26 ساعت 07:32 توسط بابائی
                                     حضرت موعود!


    بعد از فوت سید کاظم رشتی رهبر فرقه شیخیه در کربلا و دفن جسدش در اطراف حرم‌ مطهر امام حسین علیه السلام، شاگردانش چند روزی به عزاداری و سوگواری برای استادشان پرداختند. بعد از پایان عزاداری، ملّا حسین بشرویه ای که از بزرگ ترین شاگرد سید کاظم رشتی محسوب می شد، دیگر شاگردان سیّد کاظم را جمع کرد و از آنان پرسید: استاد ما در آخر عمر چه وصیّتی داشت و آخرین نصیحتش چه بود؟ گفتند: وی چند مرتبه این حرف را تکرار کرد که بعد از وفات وی ترک خانه و کاشانه کنیم و در بلاد پخش شویم و به جستجوی حضرت موعود بپردازیم چرا که ظهور موعود نزدیک است، لذا باید خود را آماده کنید.


     سید کاظم حتّی می گفت حضرت موعود الان در میان شماست، ظاهر و آشکار است. اما میان شما و آن بزرگوار حجاب هائی مانع است؛ قیام کنید و جستجو کنید تا حُجُب مانعه را از میان خود بردارید و بدانید که تا نیّت خود را خالص نکنید و بدعا و مناجات نپردازید و استقامت را شعار خود نسازید، به مقصود خود نخواهید رسید.
وقتی ملّاحسین این کلام را از شاگردان سیّد شنید، به آنها گفت: با وجود این همه تأکیداتی که از استاد بزرگوار شنیده‌اید، پس چرا تا کنون در کربلا مانده‌اید و به جستجوی حضرت موعود نپرداخته‌اید؟


    گفتند: همه ی ما مقصّریم و اقرار و اعتراف به تقصیر خود داریم، اما شخص تو را صاحب رتبه ی عظیم و مقام عالی می شماریم؛ اینک هرچه شما بگوئی ما اطاعت می کنیم حتّی اگر خودت را حضرت موعود معرّفی کنی، ما از تو قبول می کنیم. خلاصه هر چه بگوئی ما حاضریم و به اطاعت از تو کمر بسته ایم. ملّا حسین گفت: ما همه بندهء آستانیم، هرگز من چنین ادّعائی نمی کنم، ولی اوّلین چیزی که بر من و شما واجب است این است که به اجرای وصایای سیّد رشتی اقدام کنیم و آنچه که وی گفته قولاً و عملاً بکار بندیم.

     ملّاحسین پس از این گفتار جهت ملاقات با میرزا حسن گوهر و میرزا محیط کرمانی که از شاگردان مشهور سیّد کاظم بودند و در نجف اقامت داشتند رفت و سفارش‌های استادش را به آنها گوشزد کرد و گفت: برخیزید تا در جستو جوی موعود به اطراف بلاد برویم. اما آن دو به سفارش سید رشتی اعتنائی نکرده بهانه ای برای همراهی اش آوردند.



    
ملّاحسین به همراه برادر و پسر دائی خود به طرف کوفه حرکت کرد و مدّت چهل شبانه روز در مسجد کوفه معتکف شد و به عبادت و راز و نیاز پرداخت و آرزوی دیدار حضرت موعود را طلب می کرد.
بعد از سپری شدن چهل شبانه روز اعتکاف، ملاحسین به طرف ایران حرکت کرد. ابتدا به بوشهر رفت (جائی که علی محمد شیرازی مدت چهار سال در آنجا به تجارت مشغول بود) وقتی از پیدا کردن فرد مورد نظرش در آن شهر ناامید شد، به طرف شیراز حرکت کرد.

    
    
پس از ورود به شیراز، از همراهان خود جدا شده به آنها گفت: شما به مسجد ایلخانی شهر بروید و در آنجا منتظر من بمانید و من نیز هنگام غروب نزد شما خواهم آمد.
با رفتن آن دو، ملّاحسین مدتی در خارج شهر به گشت زدن پرداخت تا اینکه جوان بیست و پنج ساله ای را دید که عمّامه سبزی بر سر‌ گذاشته جلو آمد، وقتی به ملّا حسین رسید به او سلام کرد.

منابع:
۱- تلخیص تاریخ نبیل زرندی، عبدالحمید اشراق خاوری. صص ۳۶ تا ۴۱ نشر ۱۳۴ بدیع

۲- حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی، صص ۱۰۹ تا ۱۱۱ نشر ۱۴۳ بدیع، آذر ۱۳۵۲ 

آرامگاه سید کاظم رشتی

http://s9.picofile.com/file/8303855068/%D9%82%DB%8C%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B4%D8%AA%DB%8C.jpg


موضوع : تاریخچه بهائیت ,