تبلیغات
بهائیت شناسی - تاریخچه بهائیت - 4 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/08/16 ساعت 09:38 توسط بابائی

                                     شخص موعود!


    ملاحسین بشرویه ای می گوید: من که سراپای وجودم را حیرت و دهشت فرو گرفته بود، با کمال ادب عرض کردم که حضرت موعود نفس مقدّسه قدسیّه ‌ایست که رتبه‌اش از همه بالاتر است، دارای قدرت فوق العادّه و قوّت فائقه عظیمه است، علامات مخصوصه بسیار دارد، از جمله این است که علم آن بزرگوار بی ‌نهایت است.


    سیّد کاظم رشتی در باره علم موعود اغلب می گفتند: علم من نسبت به علم آن حضرت مانند قطره ای نسبت بدریاست که از طرف خدا به حضرتش عنایت شده، آنچه من می دانم در مقابل معارف عالیه و علم محیط او مانند ذرّه‌ای از خاک است و بین این دو مقام فرق بسیار موجود است.


     هنوز گفتارم را تمام نکرده بودم که بی‌اختیار ترس و شرمساری مرا فرو گرفت، بطوریکه آثارش در من آشکار شد. من از گفته خود پشیمان شده خودم را سرزنش کردم و همّت گماشتم که طرز بیانم را تغییر دهم و از حدّت و شدّت آن بکاهم. لذا با کمال خضوع عرض کردم: اگر حضرت موعود شما هستید دعوت خود را تأسیس فرمائید تا مرا از قید انتظار تشرّف بحضورموعود خلاصی بخشید و از ثقل این بار گران رهائی دهید خیلی ممنون می شوم اگر به انتظار من خاتمه بدهید و مرا خلاصی بخشید. من وقتی خواستم به راه طلب قدم گذارم و بجستجوی موعود بپردازم، دو مسئله را پیش خودم علامت صدق ادّعای مدّعی قائمیّت قرار دادم؛ یکی رساله‌ای بود که شامل مسائل مشکله و اقوال متشابهه و تعالیم باطنیّه شیخ احمد احسائی و سیّد کاظم رشتی بود.


    تصمیم داشتم هر کس آن رموز و اسرار را بگشاید و آن مشکلات را حلّ نماید، به اطاعتش قیام نمایم و زمام امور خود را بدو سپارم. دوّم اینکه سوره مبارکه یوسف را به طرزی بدیع که نظیر آن را در مؤلّفات و کتب نتوان یافت، تفسیر فرماید. انجام این کار مهمّ دلیل صدق ادّعای آن مدّعی است. سابقاً از سیّد رشتی درخواست کرده بودم تفسیری بر سوره یوسف بنویسند. به من فرمود این کار از عهده من خارج است؛ حضرت موعود که بعد از من ظاهر می شود، رتبه و مقامش بمراتب از من بزرگتر است.


     آن بزرگوار وقتی ظاهر شود به صراحت طبع و به صرف اراده مطلقه خویش بدون آنکه کسی از آن حضرت درخواست کند، تفسیری بر سوره یوسف خواهد نوشت و این بزرگترین دلیل بر عظمت مقام و جلالت شأن و صدق ادّعای آن حضرت خواهد بود. من سرگرم این افکار بودم که میزبان بزرگوار من فرمود درست دقّت کنید تمام صفات در من موجود است چه مانع دارد که من همان شخص موعودی باشم که سیّد کاظم رشتی فرموده چه اشکالی در این مسئله تصوّر می کنید.


     پس از استماع این بیان مبارک چاره‌ای جز تقدیم رساله معهوده ندیدم لذا آن را به حضور مبارک گذاشتم و عرض کردم خواهش دارم به صفحات این رساله نظر لطفی افکنده و از ضعف و تقصیر من صرف نظر فرمائید. آن بزرگوار مسؤل مرا قبول کرده کتاب را برداشت و بعضی ازصفحات آنرا ملاحظه کرد آنگاه کتاب را بسته به من متوجّه شد و در ظرف چند دقیقه حل مشکلات و کشف رموز آن را بیان کرد.


     بعلاوه بسیاری از حقایق و اسرار را تبین و تشریح فرمود که تا آن وقت در هیچ حدیثی از ائمّه اطهار و در هیچ کتابی از تألیفات شیخ و سیّد ندیده بودم. بیان مبارک بقدری مؤثّر و بهجت افزا بود و با قدرت مخصوصه ادا می شد که وصفش از عهده من خارج است. بعد فرمود: اگر مهمان من نبودی کارت بسیار سخت بود لکن رحمت الهی شامل حالت شد. خدا باید بندگان خویش را امتحان کند، بندگان را روا نیست که با موازین مجعوله خود خدا را آزمایش کنند. اگر من مشکلات ترا شرح و بسط نمی دادم آیا دلیل برنقص علم من بود؟ حاشا و کلّا.


     حقیقتی که در قلب من تابنده و مشرق است هیچ گاه بعجز و ناتوانی متّصف نشود. امروز جمیع طوایف و ملل مَشرق و مَغرب عالم باید به درگاه سامی من توجّه کنند و فضل الهی را به وسیله من دریافت نمایند هر کس در این مسئله شکّ و شبهه نماید، به خسران مبین مبتلا گردد. تمام مردم مگر نمی گویند که نتیجه خلقت فوز بعرفان حقّ تعالی است و موفّقیّت در پرستش خدا. بنابراین بر همه واجب است که قیام نمایند و کوشش کنند و مانند تو به جستجو بپردازند و ثبات و استقامت بخرج دهند تا حضرت موعود را بشناسند.


    بعد گفت: حالا وقت نزول تفسیر سوره یوسف است پس قلم را برداشته و با سرعت خارج از تصوّر، سورة الملک را که اوّلین سوره آن تفسیر مبارک است، نازل کرده گفت: اگر تو مهمانم نبودی کار بسی مشکل و صعب بود معذلک برای نجات تو که میهمان عزیزی بودی آنچه خواستی باراده الهیه ظاهر گردید و اینک بدان و آگاه باش که در این ساعت و دقیقه باب مدینه علم الهی مفتوح گردیده و من باب این مدینه الهیه می باشم.

منابع:

کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی، اشراق خاوری. ص ۴۵ – ۴۹

کتاب حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی. ص ۱۱۵ - ۱۱۸

اتاقی که علی محمد شیرازی با ملاحسین گفتگو کرد و مدعی بابیّت شد!

http://s9.picofile.com/file/8310371176/%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82_%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D9%85%D8%B1.jpg



موضوع : تاریخچه بهائیت ,