z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1396/07/28 ساعت 08:12 توسط بابائی
به کانال تلگرامی بهائیت شناسی بپیوندید.

http://s9.picofile.com/file/8294460234/5_.jpg

ارسال شده در 1396/07/27 ساعت 08:41 توسط بابائی

                                    تبعید حسینعلی بهاء به بغداد!


     بعد از دخالت میرزا حسینعلی نوری رهبر فرقه ضالّه بهائیت در ترور ناصرالدّین شاه قاجار و اثبات دخالت مستقیم او در این ترور و زندانی شدن چهار ماه وی، دولت ایران اجازه ماندن وی در ایران را نداد و او را به همراه خانواده اش به بغداد تبعید نمود. اما در کتاب های این فرقه ضالّه اسمی از تبعید حسینعلی نوری برده نشده است.


     عبدالحسین آواره (آیتی) در کتاب الکواکب الدریّه جلد 1 صفحه 337 سطر 14 می نویسد: « حضرت بهاء الله به اندک فاصله با اهل حرم و عائلۀ خویش از طهران در تحت نظارت غلام دولت ایران و دولت روس به مملکت روم حرکت فرمود».


     ملاحطه می کنید که این مبلّغ بهائی از تبعید اربابش حسینعلی مازندرانی اسمی به میان نمی آورد. گویا حسینعلی نوری خود این سفر را اختیار کرده که می نویسد حضرت بهاء الله با اهل حرم و عائلۀ خویش به مملکت روم حرکت فرمود!



برای دیدن کتاب الکواکب الدریّه روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تبعید حسینعلی بهاء از ایران , 
ارسال شده در 1396/07/24 ساعت 08:42 توسط بابائی
فعالیت گسترده فرقه ضالّه بهائیت در مهد کودک ها



موضوع : فیلم , 
ارسال شده در 1396/07/21 ساعت 08:27 توسط بابائی

                                  اقرار مورخین بهائی


    عبدالحمید اشراق خاوری از مبلغین و مولفین فرقه ضاله بعد از ابوالفضل گلپایگانی از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است از لحاظ نوشتن کتاب در مورد فرقه ضاله دومین فرد بحساب می آید. خاوری تالیفات فراوانی دارد، از جمله کتاب تلخیص شده تاریخ محمد نبیل زرندی است.

 

    محمد نبیل زرندی در مقدمه کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی می گوید: شکر خداوند را که مرا به نگارش این اوراق تایید فرمود و آن را به این موهبت متبارک و مشرف ساخت که حضرت بها الله بنفسه الجلیل تفضّل و عنایت فرمودند و این اوراق را مراجعه نمودند، میرزا آقاجان کاتب وحی در حضور مبارک این اوراق را قرائت نمود و به رضا و قبول هیکل مقدسش فائض و مفتخر گشت.


    بنابراین ارزش این تاریخ دراین است که حسینعلی نوری و عبدالبهاء و شوقی ربانی صحت این کتاب را از اول تا اخر امضا کرده است. اشراق خاوری در صفحه 85 سطر 1 در مورد رهبر بهائیان می نویسد: "اسم مبارکش حسینعلی است خط شکسته نستعلیق را خوب می نویسد و اوقات خود را در میان جنگل های زیبا به گردش می گذراند".


     بنابراین طبق گفته مورخ این فرقه ضاله، حسینعلی مازندرانی سواد خواندن و نوشتن را داشت که حتی خط نستعلیق را نیز همانند پدرش عباس نوری به خوبی و زیبائی می نوشت.


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تحصیلات حسینعلی بهاء , 
ارسال شده در 1396/07/20 ساعت 08:42 توسط بابائی
کانال تلگرامی بهائیت شناسی را دنبال کنید.

http://s9.picofile.com/file/8293293542/4.jpg

ارسال شده در 1396/07/18 ساعت 08:30 توسط بابائی

                                   اعتراف فاضل


    بهترین دلیل بر امی بودن و بی سوادی شخص این است که وی کتابی را به رشته تحریر در نیاورده است. اما علی محمد شیرازی علاوه بر اینکه جلد کتاب نوشته باز مدعی امی بودن می کند و پیروان ناآگاه وی نیز همین انی بودن را به وی نسبت می دهند. اما در لابلای کتب بزرگان این فرقه به مواردی برمی خوریم که نشان از تحصیل وی می کند.


    میرزا اسدالله فاضل مازندرانی در کتاب اسرار الآثار جلد 1 صفحه 35 سطر 9 در باره تحصیل علی محمد شیرازی (باب) می نویسد: " در توقیعی است: (و اما ما رأیت من آیات معلمی…) که مراد از معلم، حاجی سید کاظم رشتی می باشد".


     بنابراین به اعتراف خود فرقه ضاله بهائیت، علی محمد شیرازی در طفولیت نزد شیخ محمد عابد و همچنین وقتی به کربلا رفت، نزد سید کاظم رشتی تلمذ نموده است.

 

برای دیدن کتاب اسرار الآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : علی محمد شیرازی , 
ارسال شده در 1396/07/15 ساعت 08:40 توسط بابائی

                                    جانشینی


    مقام نبوت و وصایت از طرف خداوند متعال انتخاب می شود و برای بشر در این حیطه اختیاری نیست همانطوری که تمام اوصیاء و جانشینان پیامبران الهی این چنین بود. اما در آئین نوظهور بهائیت چون از طرف خداوند متعال نیامده است، لذا این رویه بر عکس شده است.


    حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت درکتاب عهدی اول فرزند بزرگش عبدالبهاء را به جانشینی خویش انتخاب کرده و بعد از آن برادرش محمد علی نوری را اما عبدالبهاء بخاطر دشمنی اش با محمد علی وی را از جانشینی خود کنار زده و فرزند خواهرش را جانشین خود معرفی کرده است.


     حسینعلی نوری پیامبر از پیش خوانده فرقه ضاله بهائیت در کتاب ادعیه حضرت محبوب صفحه 418 سطر 1 در مورد جانشینی خود می نویسد: " الله قد قدر مقام الغصن الاکبر بعد مقامها نه هو الآمر الحکیم قد اصطفینا الاکبر بعد الاعظم امراً من لدن علیم خبیر." یعنی جانشینان من بعد از من، دو فرزندم غصن اعظم (عباس عبدالبهاء) و سپس غصن اکبر (محمد علی افندی) می باشند.


     اما عبدالبهاء برادرش محمد علی نوری را از جانشینی خود محروم نموده و شوقی ربانی را جانشین خود اعلام داشته و در کتاب الواح وصایا صفحه 217 سطر 12 می نویسد: " ای یاران با وفای عبدالبهاء، باید فرع دو شجره مباركه و ثمره دو سدره رحمانیّه شوقی افندی را نهایت مواظبت نمائید كه غبار كدر و حزنی بر خاطر نورانیش ننشیند و روز بروز فرح و سرور و روحانیّتش زیاده گردد تا شجره بارور شود. زیرا اوست ولیّ امر اللّه بعد از عبدالبهاء و جمیع افنان و ایادی و احبّای الهی باید اطاعت او نمایند و توجّه باو كنند . من عصی امره فقد عصی اللّه و من أعرض عنه فقد أعرض عن اللّه و من أنكره فقد انكر الحقّ".

آری چنین است وصایت و جانشینی در پیامبران حُقه که فرقه ضاله بهائیت اولین آنها نبوده و نخواهد بود.


برای دیدن کتاب ادعیه حضرت محبوب و الواح وصایا روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1396/07/13 ساعت 08:39 توسط بابائی
کانال تلگرامی بهائیت شناسی  Baha9_ir@

http://s9.picofile.com/file/8295813184/3.jpg

ارسال شده در 1396/07/4 ساعت 08:29 توسط بابائی

                                                  قادیانی ها


    چرا قرآن کریم از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم با دو لقب "رسول الله" و "خاتم النبیین" تعبیر کرد، اما با لقب "خاتم المرسلین" تعبیر نکرد؟ جواب این است که خداوند متعال با این عبارت جواب منکرین خاتمیت پیامبر (ص) مانند قادیانی ها و بهائیان را داده است. قادیانی ها پیروان غلام احمد قادیانی هستند. که غلام احمد ادعای نبوت تبلیغی (نه تشریعی) داشت.‌


    بهائیان هم که منکر خاتمیت پیامبر اسلام هستند، استناد می کنند که طبق آیه شریفه قرآن، پیامبر اسلام "خاتم النبیین" بود نه "خاتم المرسلین" که خاتمیت را صفت برای نبوت پیامبر می دانند نه صفت رسالت؛ در نتیجه پس از پیامبر اسلام، نبی نخواهد آمد اما آمدن رسول ممکن می باشد.


    جوابش این است که پیامبران الهی اول به مقام نبوت می رسند بعد به مقام رسالت می رسند. نبوت اعم از رسالت است یعنی هر رسولی قطعا نبی هست (تا نبی نباشد رسول نمی شود) ولی هر نبی به مقام رسالت نمی رسد.


     رابطه نبی و رسول مثل کارمند و معلم است که همه کارمندان معلم نیستند، بلکه بعضی از کارمندان معلم هستند. اگر دولت اعلان کرد روز شنبه کارمندان تعطیل هستند، معلمین هم تعطیل می باشند. واگر اعلان کرد روز شنبه معلمین آموزش و پرورش تعطیل هستند، کارمندان تعطیل نمی باشند بلکه ففط معلمین تعطیل هستند. معلم بلاتشبیه مثل رسول است و کارمند مثل نبی است. پس کارمند اعم از معلم است و هر حکمی که برای کارمند صادر می شود آن حکم شامل معلمین نیز می شود.


    اگر خداوند می فرمود: "و خاتم المرسلین" پیامبر رسول خداست و پایان بخش رسولان است؛ مبلغین قادیانی می گفتند: پیامبر ما (غلام احمد) رسول نیست بلکه نبی هست و نبوت تبلیغی دارد نه تشریعی. اما قرآن کریم اعلان رسالت پیامبر کرد (و لکن رسول الله) و خاتمیت نبوت را فرموده (و خاتم النبیین) پس شامل رسالت هم می شود و لذا بعد از پیامبر نه نبی می تواند باید که ظاهر لفظ است و نه رسول که لازمه لفظ است.


    وقتی نبوت خاتمه یافته باشد، رسول هم نمی تواند بیاید. در روایات معصومین علیهم السلام تعبیر "خاتم المرسلین" زیاد آمده است، اما آیه شریفه قرآن می تواند پاسخگوی شبهه قادیانی ها و بهائیان باشد.

غلام احمد قادیانی

--
http://s9.picofile.com/file/8306419776/%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg



موضوع : خاتمیت پیامبر اعظم (ص) , 
ارسال شده در 1396/07/1 ساعت 08:38 توسط بابائی

                                 

                                         شب پنجم جمادی


     از جمله کسانی که علی محمد شیرازی در مجلس درس سید کاظم رشتی در کربلا با او آشنا شد، جناب ملا حسین بشرویه ای بود؛ طبق نقل منابع فرقه ضاله بهائیت، در مجالس روضه ای که در کربلا برگزار می شد، سید کاظم رشتی با تعدادی از شاگردانش مانند ملاحسین بشرویه ای و علی محمد شیرازی نیز در آن مجالس حضور می یافتند.


     بدین جهت بود که بعد از فوت سید کاظم رشتی، ملاحسین بشرویه ای جهت پیدا کردن حضرت موعود به طرف شیراز حرکت کرد و در دروازه کازرون شیراز با علی محمد شیرازی برخورد کرد. بعد از سلام و احوال پرسی، علی محمد شیرازی مانند یک دوست قدیمی او را به منزلش دعوت کرد، ولی ملا حسین عذر آورده گفت: همراهان من در مسجد ایلخانی منتظرم هستند. اما علی محمد با چرب زبانی او را راضی کرده با هم به خانه اش رفتند.


     طبق نقل مورخین بهائی، وقتی به درخانه علی محمد رسیدند دق الباب کردند. غلام حبشی در را باز کرد. سید جوان وارد خانه شد و ملاحسین را به خانه خود دعوت کرده و این آیه را تلاوت نمود "فَادخُلُوهَا بِسَلَام آمِنِین" آنگاه هر دو از پله های ساختمان بالا رفته و به حجره بالا خانه وارد شدند.


     ملاحسین بشروئی می گوید: این اوّلین منزلی بود که من در آن شهر وارد شدم. هوای این شهر از اوّل ورود سرور و نشاطی عجیب در من ایجاد کرد که هر چه بخواهم وصف کنم نمی توانم. با خود گفتم آیا ممکن است که در این شهر به مقصودم برسم؟ آیا ممکن است این پیش آمد به حصول مقصود من کمک کند و به دوره ی انتظار من خاتمه بخشد. بعد از نشستن ما آن جوان دستور داد تا آفتابه و لگن بیاورند تا من دست و پایم را بشویم. آن بزرگوار با دست خود آب ریخت و من دست و پایم را شستم بعد ظرفی از شربت برای من آورد، آنگاه فرمود: سماور و چای حاضر نمایند.


    ملاحسین در ادامه می گوید: پس از صرف چای و شربت از او اجازه خواستم تا مرخّص شوم، لذا عرض کردم که وقت مغرب نزدیک است و همراهانم منتظر من هستند، من به آنها قول داده ام که هنگام غروب در مسجد ایلخانی نزد شما خواهم آمد. آن جوان گفت: بهتر است همین جا توقف کنید و نماز بخوانید. من برخاسته وضو گرفتم و به نماز ایستادم آن حضرت نیز به تلاوت نماز مشغول شدند. در بین نماز به این پیش آمد خود فکر می کردم و قلباً  مناجات می کردم و می گفتم خدایا، تا کنون در جستجوی حضرت موعود کوتاهی نکرده‌ ام و لکن هنوز به مقصود خود نرسیدم و حضرت موعود را نیافته‌ام تو ظهور او را وعده فرموده‌ای و تخلّف در وعده ی تو نیست. (آیا قرار است که مردم به جستجوی مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بپردازند و او را پیدا کنند؟ یا هر زمان که خداوند متعال مصلحت بداند، حضرت ظهور خواهد کرد)


    ملاحسین می گوید: این جریان که ذکر شد، در شب پنجم جمادی الاولی سال ١٢٦٠ هجری نیم ساعت از شب گذشته بود که آن جوان بزرگوار با من به مکالمه پرداخت. بعد از من سؤال کرد: بعد از فوت سید کاظم رشتی مرجع مُطاع شما کیست؟ عرض کردم مرحوم سیّد در آخر عمر سفارش می کردند که بعد از وفاتشان هر یک از شاگردان باید ترک وطن گویند و در اطراف عالَم به جستجوی موعود محبوب بپردازد؛ این است که من برای انجام امر استاد بزرگوارم به ایران مسافرت کردم و هنوز هم که هست به جستجوی موعود مشغولم.


     مسائلی که آن شب مورد گفتگوی ما قرار گرفته بود، در اطراف وفات سید کاظم رشتی و وعده هائی بود که شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی به قرب ظهور موعود منتظر داده بودند. تا بالاخره سخن ما به اینجا رسید که جناب سید کاظم رشتی کسی را به سمت جانشینی خود تعیین نکرد و تاکید نمود که جمیع تلامیذ بعد از ایشان قیام نموده به مجاهده بپردازند تا مولای خود را بیابند و علامت و نشانه هائی را معین نمود که تا کنون با هیچیک از مدعیان نیابت سید مطابقت ندارد.


     ملاحسین می گوید: آن جوان از من سؤال کرد، آیا استاد شما برای آن حضرت موعود اوصافی مخصوص و امتیازاتی به خصوص معیّن فرموده‌اند یا نه؟ عرض کردم آری، می فرمودند که حضرت موعود از خاندان نبوّت و رسالت است. از اولاد حضرت فاطمه زهرا علیها سلام است. سنّ مبارکش وقتی که ظاهر می شود کمتر از ٢٠ و متجاوز از ٣٠ سال نیست. (در کدام حدیث آمده که حضرت مهدی سلام الله علیه در وقت ظهور بین 20 تا 30 سال دارند؟ پر واضح است که در تمام روایات مربوط به حضرت آمده که در وقت ظهور همانند مرد 40 ساله ظاهر خواهند شد هرچند سن مبارکش بیش از هزار سال است) دارای علم الهی است. قامتش متوسّط است. از شرب دخان برکنار و از عیوب و نواقص جسمانی منزّه و مبرّا است.

بعد از گفتن این موارد، ملاحسین می گوید: میزبان من لمحه‌ای سکوت کرد، بعد با لحن بسیار متینی فرمودند: نگاه کن این علامات را که گفتی در من نمی بینی؟ بعد یکایک علامات را ذکر کرد و به خودش تطبیق داد.

منابع:

کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی، اشراق خاوری ۴۱ - ۴۵ نشر ۱۳۴ بدیع

کتاب حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی ۱۱۱ - ۱۱۵ نشر ۱۴۳ بدیع، آذر ۱۳۵۲ 

درب منزل علی محمد شیرازی

http://s9.picofile.com/file/8306413900/%D8%AF%D8%B1_%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84_%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg

اتاقی که علی محمد با ملاحسین گفتگو کرد.

http://s8.picofile.com/file/8306413968/%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D8%A7%D8%A8.jpg