z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1397/07/28 ساعت 08:39 توسط بابائی

                                            جهالت عبدالبهاء

 

    از موارد دیگری که نشان از جهل و بی سوادی سران فرقه ضاله بهائیت دارد، مطلبی هست که فضل الله مهتدی صبحی منشی و یکی از یاران بسیار نزدیک عبدالبهاء آن را در کتاب خویش نقل می کند. وی که به مدت دوازده سال منشی شخص عبدالبهاء بود، پس از اینکه متوجه بسیاری از مسائل غیر قابل تحمل گشته و پی برد که در منجلاب گمراهی افتاده خود را از دسته اغنام الله بیرون کشید و هدایت شد.

 

    صبحی در کتاب اسناد و مدارک صبحی در باره بابیگری و بهائیگری صفحه 152 می نویسد: روزی در میان نامه ها نامه ی چند تن از دختران بهائی رسید. عبدالبهاء نام های ایشان را خواند و نامه را پاره کرد و بدور انداخت. در میان نامه ها نام نسری بود، من پرسیدم نصر را با صاد بنویسم یا با سین؟ گفت: نمی دانم بگذار ببینم خودشان با چه نوشته اند. هر چه گشت، نامه در میان نامه ها پیدا نشد. گفت: این نام را خط بزن و ننویس. گفتم: بنویسم بهتر است خواه با صاد و خواه با سین. برای اینکه اگر ننویسم چون این نامه به تهران برسد و نام این دختر در میان نباشد، همه تا پدر و مار به او می گویند تو در این دین سستی، و پیمان شکنی و یا کار زشتی کرده ای که عبدالبهاء نام تو را ننوشته. ولی اگر با صاد باشد و ما با سین می نویسیم می گویند به به تو دلیر مانند کرکسی. و اگر با سین باشد و ما با صاد بنویسیم می گویند یاری خدا با تو است. باری عبدالبهاء گفت: راستی این چنین است که می گوئی؟ گفتم آری و داستان میرزا مؤمن و آقا بیگم و میرزا بنی خان را برایش گفتم. گفت: اکنون که چنین است با هرچه می خواهی بنویس. من هم با صاد نوشتم.


    ملاحظه می کنید کسی که خود را رهبر این فرقه ضالّه می پندارد و در سفر به آمریکا عده ای او را پیامبر جدید شرقی می نامیدند، نمی داند که اسم زنی به نام "نسر" را با سین می نویسند یا با صاد و این یکی از موارد جهل و نادانی رهبران این فرقه گمراه می باشد.

 

برای دیدن کتاب اسناد و مدارک صبحی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : جهالت سران بهائی , 
ارسال شده در 1397/07/25 ساعت 08:14 توسط بابائی

                                      تقلید بهاء از باب!

 

    در لابلای کتاب های میرزا حسینعلی نوری می بینیم که حسینعلی از خدائی خود دم زده و خود را خدای جهانیان، خدای زندانی، خدای خالق آسمان و زمین و خدای زمین گیر معرفی کرده است. باید دید که این ادعاها از کجا سر چشمه گرفته و از قلم وی جاری شده است.


   با کمی بررسی می توان دریافت که حسینعلی مازندرانی در این ادعای الوهیت از علی محمد شیرازی (باب) مؤسس فرقه ضالّه بابیت پیروی نموده است. همانگونه که حسینعلی نوری نیز در کتاب خویش به این واقعیت تصریح کرده می کند. وی در کتاب بدیع صفحه 154 سطر 8 می نویسد: « إنّه یقول حینئذِ إنّنی أنا الله لا إله الا أنا، کما قال النقطة من قبل ». یعنی او (حسینعلی نوری) در این هنگام می گوید: همانا من خدا هستم، جز من خدائی نیست. همان طور که پیش از این، نقطه اولی (علی محمد باب) چنین سخنی بر زبان راند.


   بنابراین روشن می شود که میرزا حسینعلی در این ادعای خدائی برای اینکه از علی محمد شیرازی کم نیاورد، چرا که علی محمد در ابتدا ادعای بابیت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف را داشت. بعد از چهار سال ادّعای مهدویت نمود و بعد هم ادّعای نبوّت کرد و در اواخر عمر خویش نیز ادعای الوهیت نمود. از این جهت میرزا حسینعلی نوری  مازندرانی که خود را از او بالاتر می دانست، در این زمینه نیز از وی تقلید نموده و خود را خدای جهانیان و خالق آسمان و زمین معرفی می کند!

 

برای دیدن کتاب بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : ادعاهای بهاءالله , 
ارسال شده در 1397/07/22 ساعت 08:41 توسط بابائی
عبدالبهاء و شوقی با دیگر بهائیان در حیفا. سال 1298 شمسی

http://s8.picofile.com/file/8339138218/%D8%B9%D8%A8%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1.jpg


موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1397/07/19 ساعت 08:10 توسط بابائی
در پیام رسان ایرانی ایتا با ما همراه شوید.

http://s9.picofile.com/file/8338450300/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7.jpghttp://s9.picofile.com/file/8302269818/7.jpg

ارسال شده در 1397/07/16 ساعت 08:24 توسط بابائی

                                   خاندان بهائی امانت

    حسین امانت از سران جامعه ٣٠ هزار نفری بهائیان کانادا است که در سال 1321 شمسی در یک خانواده بهائی در کاشان متولد شد. عباس امانت برادر حسین امانت از بهائیان متعصب و عضو ارشد جامعه بهائیان آمریکای شمالی است که ارتباطات بسیار گسترده ای با لابی صهیونیزم در آمریکا دارد. وی همچنین از اعضای شورای سردبیری دایره المعارف ایرانیکا نیز می باشد. حسین امانت در دوران رژیم ستم شاهی پهلوی، وقتی هنوز معماری جوان بود، با حمایت لابی قدرتمند بهائی در ایران احداث بنای میدان شهیاد (میدان آزادی کنونی) را برنده شد. با اینکه برنده شدن در این مسابقه بدون همراهی بهائیان پرنفوذ عملاً غیر ممکن بود. امانت طرح برج آزادی را به مناسبت یادبود جشن های 2500 ساله شاهنشاهی ایران و به عنوان نمادی از «ایران مدرن» و نشانی از «دروازه تمدن بزرگ» در سده بیستم ساخت.

    امانت پس از پیروزی پر شکوه انقلاب اسلامی، با پافشاری بر تفکرات باطل خود و پیروی از عقاید انحرافی فرقه ضالّه بهائیت، در نهایت از ایران مهاجرت کرد و در کشور کانادا پناهنده شد. اما برخلاف انتظار وی، جامعه معماری کانادا به هیچ عنوان از این معمار ایرانی بهائی استقبال نکرد و حسین امانت در نهایت به معمار ثابت طراحی مراکز مخصوص عبادت! بهائیان تبدیل شد و تمام استعداد خود را در این راه هدر داد.

    از جمله این بناها می‌توان به این موارد اشاره کرد: مرکز بهائیان در ایالت ویرجینیا آمریکا، مرکز بهائیان در تگزاس آمریکا و ساختمان مقر بیت‌العدل اعظم (1380 شمسی)، از ساختمان‌ های حول مقام اعلی و مقبره علی محمد شیرازی (باب) در حیفا.

    این مرکز ‌آخر، تحت حمایت‌ های گسترده مالی و سیاسی رژیم صهیونیستی (اسرائیل) و انگلیس قرار دارد و به تصمیم‌گیری درباره چگونگی گسترش فرقه ضالّه بهائیت می‌پردازد و مهمترین مرکز تجمع بهائیان در اسرائیل بشمار می‌رود.

    از دیگر کارهای حسین امانت باید به دارالتبلیغ بین‌المللی بهائی (1380 شمسی) و محفظه آثار بهائی از ساختمان‌ های حول قوس مقام اعلی و مشرق‌الاذکار در ساموآ (کشوری است واقع در قاره اقیانوسیه) اشاره کرد. گفتنی است که سنگ بنای معبد ساموآ که از آن با عنوان «ام‌المعابد جزایر اقیانوسیه» یاد می‌شود، در سال ١٣٥٧ شمسی توسط روحیه خانم (بیوه شوقی ربّانی آخرین ولی امر بهائی) به نمایندگی از بیت العدل أعظم در جای خود نهاده شد. خانم روحیه ماکسول خود نیز در مراسم افتتاحیۀ این بنا در١٠ شهریور ١٣٦٣ شمسی نیز حضور داشتند. همچنین گفتنی است طرح بنای میدان شهیاد (میدان آزادی کنونی) از یک بنای دانشگاهی در تانزانیا سرقت شده است.

تصویر حسین امانت روبروی برج آزادی تهران

http://s9.picofile.com/file/8338447176/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA.jpg

مشرق الأذکار فرقه ضالّه بهائیت در ساموآ (قارّه اقیانوسیه)

http://s9.picofile.com/file/8338444276/%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%82_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%B0%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A2.jpg

مشرق الأذکار فرقه ضالّه بهائیت در ویرجینیا آمریکا

http://s8.picofile.com/file/8338447042/%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%A7_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%E2%80%93_%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AA.jpg

محفظه آثار بین‌المللی فرقه ضالّه بهائیت در فلسطین اشغالی

http://s9.picofile.com/file/8338446318/%D9%85%D8%AD%D9%81%D8%B8%D9%87_%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D9%88%D9%84_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg

دارالتبلیغ بین‌المللی فرقه ضالّه بهائیت در فلسطین اشغالی

http://s8.picofile.com/file/8338446442/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA_%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B2_%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AD%D9%88%D9%84_%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg

مقر بیت العدل أعظم فرقه ضالّه بهائیت در فلسطین اشغالی

http://s8.picofile.com/file/8338446584/%D9%85%D9%82%D8%B1_%D8%A8%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%AF%D9%84_%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%DB%8C%D9%81%D8%A7.JPG


موضوع : مقالات بهائیت , 
ارسال شده در 1397/07/13 ساعت 08:49 توسط بابائی

                                      پیامبر همه ی جهانیان


    از آیات دیگری که قرآن کریم در مورد خاتمیت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلّم و عمومیت نبّوت او به همه انسانها اشاره دارد، آیه شریفه ۲۸ سوره مبارکه سباء می باشد که خداوند متعال در این آیه می فرماید: "وَ مَا اَرسَلنَاکَ اِلّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیرَاً وَ نَذِیراً وَ لَکِنَّ اَکثَرَ النَّاسِ لَا یَعلَمُونَ". ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا (آنها را به پاداش های الهی) بشارت دهی و از (عذاب او) بترسانی، ولی اکثر مردم نمی دانند.


    کلمه" كَافّةً" یا از ماده "كفّ" به معنی همان كف دست است، و از آنجا كه انسان با دست خود همه اشیاء را می ‏گیرد یا از خود دور می ‏كند، لذا این تعبیر بکار برده شده است. و مفهوم آیه همانست كه در بالا گفتیم كه "ما تو را جز براى مجموع مردم جهان نفرستادیم" و این عبارت اُخری خاتمیت و جهانى بودن دعوت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلّم و هدایت همه ی مردم جهان را شرح می ‏دهد.


    یا اینکه "كَافّةً" به معناى جمیع است. یعنى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلّم پیامبر همه ی مردم جهان است، كه این معنا نیز عمومیت نبّوت و رسالت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلّم را می رساند و با آیات و روایات دیگر نیز تأئید می ‏شود.


    روایات متعددى كه در تفسیر آیه از طرق شیعه و اهل تسنن نقل شده بسیار است که همین تفسیر را تقویت می كند. به عنوان نمونه در حدیثى كه بعضى از مفسران به تناسب آیه فوق ذكر كردند، عمومیت دعوت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان یكى از افتخارات بزرگش منعكس شده است، آنجا كه می ‏گوید: «اعطیت خمسا و لا اقول فخرا بعثت الى الاحمر و الاسود، و جعلت‏ لى الارض طهورا و مسجدا، و احل لى المغنم و لا یحل لاحد قبلى، نصرت بالرعب فهو یصیر امامى مسیرة شهر، و اعطیت الشفاعة فادخرتها لامتى یوم القیامة».


    پنج چیز خداوند به من مرحمت فرموده و این را از روى فخر و مباهات نمی ‏گویم (بلكه بعنوان شكر نعمت می ‏گویم) من به تمام انسان ها از سفید و سیاه مبعوث شده ام و زمین براى من پاك و پاك كننده و همه جاى آن مسجد و معبد قرار داده شده است. غنیمت جنگى براى من حلال است در حالى كه براى هیچكس قبل از من حلال نشده بود، من به وسیله رعب و وحشت در دل دشمنان یارى شده‏ ام (و خداوند رعب ما را در دل خصم ما افكنده) بطورى كه در پیشاپیش من به اندازه یك ماه راه طى طریق می ‏كند، و همچنین مقام شفاعت به من داده شده و من آن را براى امتم در قیامت ذخیره كرده‏ ام.

ادامه دارد...



موضوع : خاتمیت پیامبر اعظم (ص) , 
ارسال شده در 1397/07/10 ساعت 08:19 توسط بابائی

                                    ظهور باب موعود!


   چون تعداد حروف حی کامل گردید، علی محمد باب هر یک از آنان را برای اعلان امر وابلاغ بشارت ظهور روانه شهر و دیاری کرد. ملّا حسین بشرویه ای که خیال می کرد همراه علی محمد برای حجّ بیت الله تشریف ببرند، لکن علی محمد باب وقتی که می خواستند از شیراز عزیمت کنند ملّا حسین را احضار کرده به او گفت: شما باید دامن همّت بر کمر زنید و به تبلیغ امراللّه قیام کنید، خدا شما را محافظت خواهد کرد و قرین نصرت و موفّقیت خواهد ساخت. آنگاه ملّا علی بسطامی را احضار کرده به او فرمودند: شما باید برای اجرای امر فوراً به جانب نجف و کربلا عزیمت نمائید و شیخ محمد حسن صاحب جواهر را برای امر عظیم دعوت نمائید.


    پس از رفتن ملّا علی سایر حروف حی را احضار کرده هر یک را به طرفی مأموریّت داد و در حین وداع وخدا حافظی به آنها فرمود: " ای یاران عزیز من شما در این ایّام حامل پیام الهی هستید. خدا شما را برای مخزن اسرار خویش انتخاب فرموده تا امر الهی را ابلاغ نمائید. شما حروف اوّلیّه ای هستید که از "نقطه اولی" منشعب شده اید! شما چشمه‌ های آب حیاتید که از منبع ظهور الهی جاری گشتید از خدا بخواهید که شما را حفظ نماید تا آمال دنیوی و شئون جهان، طهارت و انقطاع شما را تیره و آلوده نکند و حلاوت شما را به مرارت تبدیل ننماید. من شما را برای روز خدا که می آید تربیت و آماده ساخته‌ام و می خواهم که اعمال شما در مقعد صدق عند ملیک مقتدر قبول افتد. بنابراین بنام خداوند قیام کنید، به خدا توکّل نمائید و به او توجّه کنید و یقین داشته باشید که بالاخره پیروزی با شما خواهد بود.


    پس از اینکه باب بواسطه این بیانات روح تازه ای در اصحاب خویش دمید و مهمترین وظیفه آنان را به آنها گوشزد فرمودند هر یک را مأمور اقلیمی مخصوص و محلّی بخصوص نمودند تا به تبلیغ امر اللّه پردازند. به آنها دستور دادند که در هیچ جا و نزد هیچکس اسم و رسم هیکل مبارک را اظهار نکنند و معرّفی ننمایند و در حین تبلیغ فقط بگویند که ‌باب موعود ظاهر شده دلیلش قاطع است و برهانش متین و کامل. هر که به او مؤمن شود به جمیع انبیاء و رسل مؤمن است و هر که او را انکار نماید به انکار جمیع پرداخته است.


    (چرا علی محمد شیرازی به پیروانش گفت: اسم مرا نزد کسی نبرید؟ جوابش این است که مردم منطقه فارس کاملاً او را می شناختند که وی همان جوانی است که چند سال در بوشهر کار می کرد و در آن هوای گرم وسط روز ساعتها پشت بام مغازه می رفت و با خورشید حرف می زد؛ در اثر این کار، تعادل روحی و روانی او مختل شده از این جهت مردم او را آدم روان پریشی می دانستند که تعادل روحی خود را از دست داده و می گفتند این فرد دیوانه است و به حرف های او اعتباری نیست. لذا به پیروانش گفت: اسم مرا نزد هیچکس نبرید).


    آنگاه با همه خداحافظی کرد و اجازه سفر داد به جز ملّاحسین اوّل من آمن و جناب قدّوس آخر من آمن از حروف حی، بقیّه که چهارده نفر بودند، در هنگام طلوع فجر به طرف محل مأموریّت خود حرکت کردند. وقتی ملاحسین می خواست مرخّص شود، حضرت باب او را مخاطب ساخته فرمودند: از اینکه در سفر حجاز و حجّ بیت با من همراه نیستی محزون مباش. عنقریب تو را به شهری می فرستم که حجاز و شیراز در شرافت با او برابری نتوانند. زیرا رمز عظیم و سرّ مقدّسی در آن نقطه موجود است. اینک باید از اینجا به اصفهان و از آنجا به کاشان و تهران و خراسان عزیمت کنی. از خراسان هم به طرف عراق مسافرت کن. در عراق منتظر فرمان پروردگار خود باش تا بهر کجا که اراده فرماید تو را بفرستد. من هم با قدّوس به قصد حجّ بیت عزیمت می کنم. غلام حبشی خود را نیز همراه می برم. عنقریب قافله حجاز از شیراز حرکت می کند من هم با آنها می روم تا آنچه را بدان مأمورم انجام دهم. انشاءاللّه از آنجا به عراق و کوفه سفر می کنم؛ شاید تو را در آنجا ملاقات نمایم.


    اگر هم امر الهی بر خلاف آنچه گفتم صادر شود، تو را مطّلع خواهم ساخت تا تو در شیراز به حضور مشرّف شوی مطمئنّ باش که جنود ملکوت تو را نصرت می نمایند. هر که ترا دوست دارد خدا را دوست داشته و هر کس تو را دشمن بدارد، دشمن خدا است هر که تو را انکار کند، خدا را انکار نموده و هر کس به تو محبّت داشته باشد به خدا محبّت دارد".


تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 76 سطر 10

    
http://s8.picofile.com/file/8338441726/%D8%AA%D9%84%D8%AE%DB%8C%D8%B5_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%84_%D8%B5_76.jpg

خانه پدری علی محمد باب در شیراز

      
http://s8.picofile.com/file/8338441750/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87_%D8%A8%D8%A7%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2.jpg

منابع:

کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی، اشراق خاوری ۶۸ تا ۷۸

کتاب حضرت نقطه اولی، محمد علی فیضی ۱۳۰ تا ۱۳۲



موضوع : تاریخچه بهائیت , 
ارسال شده در 1397/07/7 ساعت 08:36 توسط بابائی

                                         تحری حقیقت


     رهبران فرقه ضاله بهائیت و بدنبال آن پیروانشان مدّعی هستند دین و آئین نوظهور آنان الهی و برحق بوده و از طرف پیامبر جدیدی بنام میرزا حسینعلی نوری مازندرانی برای مردم عصر اتم ارائه شده است.


     حسینعلی نوری بعنوان پیامبر خود خوانده بهائیت با سوء استفاده از جهل و نادانی پیروانش بر آنان مسلط شده آراء و افکار خود را رنگ الهی داده و مطالب ادیان دیگر را در قالبی نو به پیروانش عرضه کرده که خواهیم دید این تعالیم جز لقلقه زبان و فریب مردم ساده دل چیزی نیست؟


     عباس عبدالبهاء در شهر فیلادلفیا ضمن یک سخنرانی، اصولی را از قول پدرش حسینعلی نوری بیان داشته که گویا برای نخستین بار در جهان مطرح می شود. عبدالبهاء حقیقت را هدایت الهی و یکی از فضائل عالم انسانی دانسته که بزرگترین وظیفه انبیاء الهی نیز اعلام حقیقت در جهان بود. وی در کتاب مجموعه خطابات عبدالبهاء جلد 2 صفحه 144 سطر 16 می گوید: « اوّل تعلیم بهاءالله تحرّی حقیقت است. انسان باید تحرّی حقیقت کند و از تقالید دست بکشد».


     عبدالبهاء تحری حقیقت را در این کتاب اولین تعلیم پدرش بیان کرده و در صفحه ای دیگر از همین کتاب، اولین تعلیم را وحدت عالم انسانی عنوان می کند! وی در همان کتاب صفحه 5 سطر 2 می گوید: « اوّل تعلیم او وحدت عالم انسانی است؛ فرمود: همه بندگان یک خداوندند، و در ظل یک مربی حقیقی خداوند خلعت انسانیت را بدوش کل داده.... ثانی تعلیم بهاء الله تحرّی حقیقت است، که اگر ملل و ادیان تحرّی حقیقت نمایند، متّحد شوند؛ حضرت موسی ترویج حقیقت کرد، و همچنین حضرت مسیح و حضرت ابراهیم و حضرت رسول اعظم...».


      عبدالبهاء طوری از تحرّی حقیقت دفاع می کند، گویا قبل از پدرش کسی چنین حرفی نزده است. در حالی که جستجوی حقیقت، جوهره عقل و روحیّه همه انسان هاست؛ حتّی کودکان نیز از این سرشت بشری استثناء نیستند. آنها آن قدر از اطرافیانش پرسش می کنند تا چیزی یاد بگیرند و بفهمند. زیرا روحیّه انسانها جستجوگری است و خداوند متعال این روحیّه را در ذات انسان ها قرارداد تا بتوانند در زندگی خود پیشرفت نموده و حقیقت را از ظلمت تشخیص دهند و در زندگی به کمال برسند.


     علاوه بر اینکه معلوم نشد که اول تعلیم میرزا حسینعلی تحری حقیقت است یا وحدت عالم انسانی؟ و این یک تناقض گوئی آشکار است که از عبدالبهاء در یک کتاب سر زده است و این چیزی نیست جز اینکه این مطالب برای آنان چندان اهمیتی نداشته، فقط جهت سرگرم کردن پیروان خود و فریب افکار عمومی از آن استفاده می کنند.


برای دیدن کتاب خطابات عبدالبهاء روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : نقد تعالیم دوازده گانه , 
ارسال شده در 1397/07/4 ساعت 08:13 توسط بابائی
بهائیت شناسی را در پیام رسان ایتا دنبال کنید.

http://s9.picofile.com/file/8338450300/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7.jpghttp://s9.picofile.com/file/8302269842/8.png