z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات حسینعلی بهاء، عبدالبهاء و شوقی را از کتاب های آنها استخراخ نموده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم تا حقیقت بر آنان روشن گشته، به آغوش اسلام باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1398/11/26 ساعت 08:49 توسط بابائی

                                 حرف های زشت شوقی ربانی

 

    اعضای فرقه ضاله بهائیت بنابر دستور رهبران بهائی موظف به رعایت ظواهر و حُسن برخورد با دیگران هستند چرا که میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیان و فرزندش عبدالبهاء به پیروان خود امر کردند با مردم به نیکی رفتار کنند هرچند خود حسینعلی بهاء و عبدالبهاء با خانواده و برادرانش مانند یک دشمن خونی برخورد کردند و با آنها به نزاع و دعوا پرداخته و انواع رذالت ها را در حقشان به خرج دادند.

 

    عبدالحسین آواره از مبلغین و مؤلفین این فرقه که بعد از سپری کردن عمری در این فرقه به آغوش اسلام بازگشت. در کتاب الکواکب الدریه که به دستور مستقیم رهبر بهائیان عبدالبهاء آن را تنظیم و تالیف نمود، در صفحه 498 سطر 6 می نویسد: "بر حسب فرمان حضرت مؤسس یعنی بهاءالله این طایفه در حق احدی بد نمی گویند حتی در حق اعدای خویش چه که سبّ و لعن و زشت گوئی حرام قطعی است تا چه رسد به بزرگان شیعه که در جلالت قدر و علو شأن ایشان شبهه ای نیست".

 

    اما شوقی ربانی سومین و آخرین ولی امر بهائی که به گفته فضل الله مهتدی صبحی مفعول نیز واقع شده است، در توقیع 101 بدیع به احبای شرق که آن را لوح قرن نامید، خود را از انسانیت به زیر آورده و در سطح یک فرد عامی دانسته، در جای جای این لوح به همه بزرگان ایران و علمای شیعه ناسزا گفته و حرف زشت و قبیح از او صادر شده و سبّ و لعنی نمانده که از لسان این مرد وقیح هتاک که پیروان فرقه ضاله او را ولی امر خود می دانند، خارج نشده باشد.


    شوقی ربانی آخرین ولی امر بهائی در صفحه 181 لوح قرن میرزا تقی خان أمیرکبیر صدرأعظم ایران را "تقی سفاک بی باک" می نامد که حکم اعدام علی محمد باب را صادر کرد، "وی در حمام فین به اسفل السافلین راجع شد".


    در صفحه 182 سعیدالعلماء بارفروش را "اشقی الأشقیاء" لقب داد که حکم جهاد با پیروان علی محمد باب در قلعه شیخ طبرسی را صادر نمود. "وی به مرض عجیب مبتلا گشت و از برد شدید به حدی متألم که فریاد و فغانش مرتفع گشت و در این حال پر و بال به اشد حرمان و خذلان به سقر راجع شد".


     در صفحه 182 میرزا علی اصغر شیخ الإسلام از علمای شیخیه تبریز را که علی محمد شیرازی (مدعی بابیت و مهدویت) را در تبریز تعزیر کرد، "شیخ الاسلام خبیث" می نامد.

   

     در صفحه 185 شیخ عبدالحسین تهرانی معروف به شیخ العراقیین از علمای شیعه و از شاگردان برجسته مرحوم صاحب جواهر و مورد اعتماد امیرکبیر و از مبارزین علیه بابیت و بهائیت و نماینده ناصرالدین شاه قاجار در بازسازی عتبات عالیات در عراق را "شیخ خبیث و مردود دارَین و مبغوض ثقلین" یاد کرده که از دشمنی عمیق وی حکایت می کند.

    

     در صفحه 187 در مورد برادر حسینعلی نوری، میرزا یحیی که دعوی حسینعلی نوری را باطل دانسته بود، "یحیی بی شرم و حیا و وسواس خناس" نامید.


     در صفحه 187 ناصرالدین شاه قاجار را "ظالم عجم ناصر جائر و رئیس الظالمین" نامید.


     در صفحه 188 سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی را "عبدالحمید پلید خصم الد" نامید.


     در صفحه 187 سید محمد اصفهانی را که به دست بهائیان درعکا کشته شد، "سید لئیم خبیث اصفهانی" نامید.


     در صفحه 189 در مورد سید جمال الدین اسدآبادی نیز می گوید: "سید افغانی عدو لدود و حقود به مرض سرطان مبتلا شد و زبانش مقطوع گشت".


     شوقی همچنین در صفحه 179 سطر 7 ایرانیان را مردمی قسی القلب و شقی یاد کرده می گوید: "افراد ملت ایران که به قساوتی محیرالعقول و شقاوتی مبین به تنفیذ احکام ولاة امور و رؤسای شرع اقدام نمودند و ظلم و اعتسافی مرتکب گشتند که به شهادت قلم میثاق در هیچ تاریخی از قرون أولی و اعصار وسطی از ستمکارترین اشقیاء حتی برابره آفریقا شنیده نشد، به جزای اعمالشان رسیدند و در سنین متوالیه آسایش و برکت از آن ملت متعصب جاهل ستمکار بالمرّه مقطوع گشت و آفات گوناگون از قحطی و وباء و بلیات أخری کل را از وضیع و شریف احاطه نمود و ید منتقم قهار چندین هزار نفس را به باد فنا داد..."

 

برای دیدن کتاب الکواکب الدریه و لوح قرن روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تناقضات رهبران بهائی , 
ارسال شده در 1398/11/23 ساعت 08:13 توسط بابائی
بهائیت شناسی را در کانال ایتا متفاوت ببینید.
                                            
http://s7.picofile.com/file/8381981018/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7.jpg

ارسال شده در 1398/11/19 ساعت 08:41 توسط بابائی

                             اعتراف باب به خاتمیت پیامبر اسلام


    از نظر فرقه ضالّه بهائیت، کتب رهبران بهائی و همچنین آثار مبلغین بهائی در صورتی که موسسه مطبوعات امری (زیر نظر بیت العدل) چاپ کرده باشد، اعتبار الهی داشته و مورد قبول آنها می باشند.

 

    فرقه ضاله معتقد است، کتب الهی و آسمانی قابل تحریف نیست. از نظر آنان تورات، انجیل، قرآن و آثار بیان تحریف نشده همچنین آثار شریعت حسینعلی نوری نیز تحریف ناپذیر است. مراد آنان از تحریف، تحریف لفظی (کم و زیاد کردن) نبوده بلکه معنوی می باشد. یعنی کسی نمی تواند کتب  آسمانی را توجیه و تفسیر کرده و به دلخواه خود معنا کند.

 

   بهائیان معتقد هستند در برداشت از آثار الهی باید مدلول لفظ و آنچه که ازظاهر لفظ به دست می آید، گرفته شود و کسی حق توجیه و تاویل آن را ندارد. زیرا توجیه و تاویل آثار الهی منحصر به رهبران الهی بوده و بهائیان و مبلّغین بهائی حق توجیه و تفسیر ندارند و باید به ظاهر لفظ متعبّد باشند.

 

   آنان همچنین معتقدند از آنجائی که رهبران الهی از طرف خدا فرستاده شده اند، نباید در کار خود تقیه نمایند زیرا تقیه بر آنها حرام وممنوع می باشد. فرقه ضاله از تقیه تعبیر به حکمت کرده میگویند تقیه در شریعت ما حرام می باشد چون بواسطه آن مردم گمراه شده مطلب را بر خلاف‌ دستور آن می فهمند.

 

   علی محمد شیرازی (باب) از سال۱۲۶۰ تا ۱۲۶۴ قمری یک فرد شیخی مذهب بود و معتقدات شیخیه را نیز درآثارش مطرح کرده است. اما از سال ۱۲۶۴ قمری در مجلس ولیعهد تبریز ادعای مهدویت کرد و از شیخیگری فاصله گرفت. لهذا بهائیان آثار او را چاپ نمی کنند، چون بر خلاف معتقدات آنها می باشد.

 

   در آثار علی محمد شیرازی مدعی بابیت، قائمیت و نبوت همانند آثار شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی اعتقاد به خاتمیت پیامبر اعظم فراوان دیده می شود؛ مانند صحیفه عدلیه و رساله ابلاغیه الف که مربوط به قبل از سال ۱۲۶۴ قمری است که علی محمد شیرازی یک فرد شیخی مذهب بوده و تا آن زمان ادعائی نداشت.

 

    کتاب صحیفه عدلیه چاپ شده و در آثار مبلغین بهائی نیز گاهی از آن نسخه مطالبی نقل می کنند، اما رساله ابلاغیه الف به طور مستقل چاپ نشد، اسدالله فاضل مازندرانی مبلغ بهائی در کتاب اسرارالآثار جلد اول صفحه ۱۷۹ سطر 18 به نقل از علی محمد شیرازی (باب) در رساله ابلاغیه الف می نویسد: "لا اعتقد فی شان الّا بما نزلت فی القرآن علی حبیبک محمّد رسول الله و خاتم النبیبن" خداوندا من در هیچ شانی اعتقادم جز این نیست که تو در قرآن بر حبیبت حضرت محمد (ص) که خاتم النبیین است نازل کردی. من معتقدم که قرآن و احکام پیامبرت تا قیامت ادامه دارد و شریعت او نسخ نشده و راه پیامبر تبدیل نمی شود. کسی که از شریعت پیامبر چیزی را کم و زیاد کند، بلافاصله از دین تو بیرون خواهد رفت. وحی که بر پیامبر (ص) نازل می شد، آن وحی بعد ازپیامبر قطع شد.

 

    طبق این عبارات، آمدن پیامبر بعدی ممکن نمی باشد، و توجیه و تفسیر کلام نیز جایز نیست. بنابراین پیامبر أعظم (ص) خاتم النبیین است و شریعت و قرآن او نیز ابدی بوده و کسی حق آوردن کتاب جدید و شریعت جدیدی را ندارد. بنابر این آنچه علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری ادعا کرده اند، کذب محض بوده و کتابی که آورده اند، از طرف شیطان می باشد.


برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : خاتمیت پیامبر أعظم (ص) , 
ارسال شده در 1398/11/12 ساعت 08:33 توسط بابائی

                                    لعنت های باب به خودش


    صبح روز جمعه مردم دسته دسته در مسجد وکیل حاضر شدند، به قسمی جمعیت در مسجد زیاد شد که شبستان و صحن و پشت بام ها حتی گلدسته های مسجد از مخلوق پُر بود. شخص حکومتی و علما و تجار و محترمین داخل شبستان نزدیک منبر سنگی نشسته بودند.

 

    شیخ ابوتراب امام جمعه شیراز بالای منبر رفت و به وعظ مشغول بود، ناگهان حضرت باب به همراهی جناب خال با کمال عظمت و جلال قدم به مسجد گذاشت، تمام دیده ها به چهره مبارک دوخته شده و بی اختیار جمعیت را برای ورود آن حضرت به طرف داخل شبستان مسجد و جلوی منبر باز می کردند.

 

   چون امام جمعه آن حضرت را دید، با کمال خوش روئی و احترام از حضرت در خواست نمود بالای منبر تشریف برده و بیاناتی بفرمایند. حضرت باب نیز به درخواست امام جمعه به پله اوّل منبر که از سنگ مرمر یک پارچه و دارای چهارده پله اشاره به چهارده معصوم است، قرار گرفتند ولی به اصرار امام جمعه به آخرین پله بالای منبر تشریف برده ایستادند و شروع به بیانی فرمودند که یک دفعه تمام مخلوق ساکت وصامت شدند مثل آنکه احدی در مسجد وجود ندارد.

 

   حضرت باب ابتدا شروع به خطبه کرده فرمودند: "ألحَمدُ لِلّهِ الَذِّی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الأرضَ بِالحَقّ" ناگهان سیّد شش پَری که عصا دار امام جمعه بود، فریاد برآورد: این کلمات بی ‌معنی را کنار بگذار و آنچه را باید بگوئی بگو. امام جمعه از جسارت سیّد شش پری خشمناک گردیده و او را امر به سکوت نمود. آنگاه از حضرت باب درخواست کرد که برای تسکین هیجان عموم مردم بیان خود را مختصر بفرمایند.


    حضرت باب روی به جمعیّت کرده فرمود: لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. لعنت خدا برکسی که مرا منکر نبوّت "حضرت رسول" بداند. لعنت خدا برکسی که مرا منکرانبیاء الهی بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیر المؤمنین وسایرائمّه اطهار بداند.

 

    پس از این گفتار امام جمعه به حضرت باب گفت بهتر آن است که به منزل تشریف ببرید و نماز را در منزل بخوانید زیرا عائله ی شما با نهایت بی‌صبری انتظار دارند که فوراً مراجعت کنید تا از سلامتی شما مطمئنّ شوند. بعد به حاجی میرزا سیّد علی خال گفت که ایشان را به منزل خود برسانید، این بهتر است و آن حضرت به اتفاق جناب خال به همان نحو که تشریف آورده بودند به منزل مراجعت فرمود.

 

    مقصود امام جمعه این بود که مبادا مردم شورش کنند! و پس از خاتمه ی نماز به حضرت باب اذیّتی برسانند و بطور قطع اگر امام جمعه حضرت باب را به منزل بر نمی گرداند پس از ختم نماز، مفسدین سبب می شدند تا مردم نادان شورش کنند و به حضرت باب اذیّت و آزار وارد نمایند! در حقیقت امام جمعه به منزلهء ید غیبی الهی بود که در آن روز به حفظ شخص حضرت باب قیام کرد.

 

    (این است آن مهدی موعود فرقه ضالّه بهائیت که از ترس جان بی مقدارش و با یک تَشَر، پنج مرتبه به خودش لعنت کرد تا مردم کاری به او نداشته باشند. پس چرا بعدها بر خلاف اعتراف و لعنت هایش مدعی قائمیت و مهدویت شد؟ فرقه ضالّه بهائیت در این مورد روزه سکوت گرفته اند).


مسجد وکیل شیراز که علی محمد باب بر فراز آن بر خود لعنت فرستاد

                             

http://s6.picofile.com/file/8385043626/%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B1%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84.jpg



موضوع : تاریخچه بهائیت , 
ارسال شده در 1398/11/5 ساعت 08:23 توسط بابائی
عبدالبهاء و پیروان فرقه ضالّه بهائی در حیفا، سال 1298 شمسی

http://s6.picofile.com/file/8383176726/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D8%B3%D8%A7%D9%84_1298_%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C.jpg


موضوع : تصاویر رهبران بهائی , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic