تبلیغات
بهائیت شناسی - مطالب مهر 1398 z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ارسال شده در 1398/07/30 ساعت 08:34 توسط بابائی

                                             باب دروغگو

 

    علی محمد شیرازی مؤسس فرقه ضاله بابیت در شب پنجم ماه جمادی الاولی سال 1260 قمری نزد ملا حسین بشرویه ای از شاگردان سید کاظم رشتی در شیراز اظهار داشت که من باب بقیة الله و باب امام زمان و همان کسی ام که سید رشتی مژده ظهور او را داده و در واقع جانشین سید کاظم می باشم یعنی از نظر فرقه ضاله، علی محمد باب در آن شب مذکور اظهار امر نمود.


    وی که تا مجلس محاکمه اش در تبریز به سال 1264 قمری همین یک دعوی را ادامه داد و یارانی از شاگردان سید رشتی با او بیعت نمودند و حروف حی را تشکیل دادند، ادعای خویش را فراتر نهاد و نزد شیخ علی ترشیزی که به او لقب عظیم داده بود، ادعای قائمیت نمود و خود را همان موعودی نامید که مدت هزار سال مسلمانان منتظر ظهور او بودند و با شنیدن نامش قیام نموده مشتاق زیارت و لقای او هستند.

 

    کاری به پرسش های حاضرین در مجلس محاکمه با وی نداریم که از ابتدائی ترین سوالات حاضران در مانده شد و از جواب دادن باز ماند. سوالی که اینجا برای تمام خوانندگان و شنوندگان تاریخ فرقه ضاله پیش می آید این است که چرا مدعی قائمیت و مهدویت در ابتدا خود را باب امام زمان و سید ذکر معرفی کرد و با صراحت خود را همان مهدی موعود و قائم نخواند؟ فرقه ضاله در صدد برآمدند برای این پرسش راه حلی پیدا کنند تا دروغگوئی این مدعی دروغگین را  به شکلی توجیه نمایند.

 

     اسدالله فاضل مازندرانی از مبلغین این فرقه گمراه پاسخی از قول علی محمد باب به این پرسش داده که هر خواننده را به خنده وا می دارد. وی در کتاب اسرارالآثار جلد 3 صفحه 273 سطر 6 می نویسد: "در اوائل امر جدید لقب و شهرت باب اعظم گشت که محض اشاره به رموز آیات مذکوره قرآن و برای انطباق با نام کریم خود و به منظور آنکه نام و تشخیص شخص مشهور نشود و موجب تعرض اعداء نگردد، خود را "ذکر اسم رب" خواندند. چنانچه در صحیفه بین الحرمین (آمده) است قوله: "ان هذا کتاب قد نزلت علی الأرض المقدسة بین الحرمین من لدن علی حمید ثم قد فصلت من ید الذکر... ان اسمعوا حکم بقیة الله واسألوا من سبیل الحق من ذکر اسم ربکم".


    وی همچنین در ادامه مطلب از کتاب شرح سوره یوسف (قیوم الأسماء) که نخستین کتاب علی محمد شیرازی بود، شاهد می آورد که وی در ابتدای کارش خود را ذکر نامیدند: "الم، ذلک الکتاب من عند الله الحق فی شأن الذکر قد کان بالحق حول النار منزولاً".

 

    با توجه با آنچه که خود علی محمد شیرازی در کتاب هایش خود را ذکر و باب نامید و بهائیان نیز در توجیه این ادعا می گویند برای اینکه زمینه کارش درست شود و مردم آمادگی برای پذیرش وی (بعنوان مهدی موعود) را داشته باشند، بدین خاطر وی تا چهار سال خود را باب امام زمان و سید ذکر نامید اما بعد از دستگیری و زندانی شدن، وقتی متوجه شد که نهایت کارش اعدام خواهند بود، لذا در مجلس محاکمه اش در تبریز خود را قائم و مهدی موعود (عج) نامید.

             

برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : علی محمد شیرازی , 
ارسال شده در 1398/07/25 ساعت 08:14 توسط بابائی
نام کتاب: نگاهی به خاطرات صبحی

مؤلف: سید هادی خسرو شاهی

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download


موضوع : کتب ردیه بهائیت , 
ارسال شده در 1398/07/20 ساعت 08:47 توسط بابائی
فیلم سخنان داریوش فرهنگ در باره فرقه ضاله بهائیت
 


       

نکاتی پیرامون سخنان داریوش فرهنگ

    از جمله ضروریات دین مبین اسلام که بر احدی از مسلمانان مخفی نیست، حرام بودن ظلم و ستم می باشد که صریح آیات قرآن است. مسئله ظلم و تعدی به مردم و مخلوقات الهی تا آنجا مورد نهی قرار گرفته است که آیات قرآن کریم ظالمین را لعنت نموده و از آنها بی زاری جسته است.
 

   آیاتی که در این باره نازل شده بقدری زیاد است که در این نوشتار نمی گنجد. از باب نمونه یادآوری می کنیم که خدای متعال در سوره مبارکه بقره آیه ۲۷۹ می فرماید: "لَا تَظلِمُون و لَا تُظلَمُون" نه به کسی ظلم کنید و نه مورد ظلم دیگران قرار بگیرید. همچنین در سوره هود آیه شریفه ۱۸ می فرماید: "الَا لَعنَةُ الله عَلی الظّالِمین" آگاه باشید که لعنت خدا شامل کسانی می باشد که نسبت به دیگران ظلم نمایند.

 

    آقا امیرالمومنین سلام الله علیه در نهج البلاغه خطبه ۲۲۴ می فرماید: "وَ اللّهِ لَوْ أُعْطِیتُ الاقالِیمَ السَّبْعَة بِمَا تَحْتَ أَفْلاَکِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِیَ الله فِی نَمْلَة أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَة مَا فَعَلْتُه". «به خدا سوگند اگر اقلیم هاى هفتگانه (روى زمین) با آنچه در زیر آسمان هایش قرار دارد به من داده شود تا خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى نافرمانى کنم، هرگز نخواهم کرد.

 

    پس حضرت به بیان دلیل آن مى پردازد و مى فرماید: "وَ إِنَّ دُنْیَاکُمْ عِنْدی لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فی فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا". «به یقین این دنیاى شما نزد من از برگ درختى در دهان ملخى که در حال جویدن آن باشد پست تر و بى ارزش تر است. به خدا سوگند اگر در بیابان های پرخار، شب را به صبح آورم و در غل و زنجیر کشیده شوم، برایم بهتر است تا آنکه در قیامت، خدا و رسول را در حالی دیدار کنم که به بعضی از بندگان خدا ستم کرده باشم، یا چیزی را به غصب برده باشم.

   
حضرت امیر سلام الله علیه در وصیت به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می فرماید: "کُونَا لِلظَّالِم خَصما وَ للمظلوم عَونا". ای فرزندانم، دشمن ستمگر و یار و مددکار ستمدیده باشید. (نهج البلاغه، نامه شماره ۴۷)

    این وصیت آقا امیرالمومنین علیه السلام، گرچه خطاب به حسنین علیهما السّلام است ولی در حقیقت برای تمام ابنای بشر تا پایان عالم است. این وصیت سند افتخار شیعه است که تا ابد بر تارک انسانیت می درخشد و شیعه نسبت به امام خویش عقیده دارد.



   
امام حسین سلام‌ الله‌ علیه در روز عاشورا و موقعی که همۀ اصحاب و یارانش به شهادت رسیده بودند، یعنی در آن موقعیت حساس، که لازم است مهم‌ ترین و حساس‌ ترین مطالب بیان شود، آخرین وصیت خود به فرزند برومندشان امام سجاد علیه السّلام که در حقیقت آخرین وصیت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان کردند: «یا بُنیَّ إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَن لَا یَجد عَلَیك ناصِراً إِلَّا الله» ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو هیچ کمک کار و یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.


   
از امام باقر علیه السّلام نیز روایت شده است كه چون زمان شهادت على بن الحسین علیهماالسّلام فرا رسید، مرا به سینه چسبانید، سپس فرمود: اى پسر جانم! من به تو سفارش كنم بدان چه پدرم هنگام مرگش به من سفارش كرد و به همانچه كه او یادآور شد كه پدرش به او سفارش كرده است، فرمود: پسر جانم! مبادا ستم روا دارى به كسى كه برابر تو جز خدا یاورى نیابد.

    با این بیانات روشن می گردد که دین و بزرگان دین از مسلمانان چه خواسته اند و بعضی از مسلمانان نسبت به دستورات آنان چه عکس العملی از خود نشان داده اند. بنابراین آنچه که آقای فرهنگ در مصاحبه اش از عملکرد دوران کودکی خود بیان داشته، یک عمل شخصی جاهلانه ای بود که نباید آن را به پای دین و دستورات بزرگان آن گذاشت. علاوه بر اینکه چنین عملی را هیچ انسان آزاده ای قبول نداشته و نمی پسندد. چه طرف مقابل او یهودی باشد یا مسیحی یا شخصی دیگر حتی حیوانات.

   
اما در مورد نجاست بهائیان باید گفت که به اتفاق فقها و مراجع تقلید یکی از نجاسات در اسلام، کافر می باشد. کافر یعنی کسی که منکر خدا یا رسالت خاتم الانبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم یا معاد است. بهائیان گرچه قائل اند که ما تمامی پیامبران الهی را قبول داریم، اما خاتمیت حضرت محمد صلوات الله علیه و آله را قبول ندارند و این باعث کفر و نجاست آنها شده است.


لینک نظر مراجع تقلید در مورد بهائیان

                    

http://www.baha9.ir/post/category/13




موضوع : فیلم , 
ارسال شده در 1398/07/17 ساعت 08:28 توسط بابائی
عبدالبهاء رهبر فرقه ضاله بهائیت در نیوجرسی آمریکا، سال 1291 شمسی

http://s3.picofile.com/file/8374767992/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%B3%DB%8C.jpg


موضوع : تصاویررهبران بهائی , 
ارسال شده در 1398/07/6 ساعت 08:51 توسط بابائی

                                       حفاظت خداوند متعال

      

    آیه دیگری که در مورد خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن کریم وجود دارد، آیه شریفه ۹ سوره مبارکه حجر می باشد: "اِنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ اِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ" ما این قرآن را نازل کردیم و برای همیشه حافظ و پاسدار آن هستیم.

 

    نگهداری می کنیم یعنی چه؟ آیا مثلا در کتابخانه ها نسخه اش را نگهداری می کنیم؟ یا این قرآن را همین طوری که در میان مردم است، زنده نگهداری می کنیم. مسلماً دومی مراد است. یعنی قرآن برای همیشه در میان مردم خواهد بود. زیرا ابن کتاب ابدی است و منسوخ شدنی نیست.

 

حفظ قرآن از دستبردها!

    به دنبال بهانه‏ جوئی هاى كفار و حتى استهزاى آنها نسبت به پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم و قرآن كه در آیات گذشته آمده بود، در آیه مورد بحث یك واقعیت بزرگ و پر اهمیت را به عنوان دلدارى به پیامبر اعظم از یك سو و اطمینان خاطر همه مؤمنین راستین از سوى دیگر بیان می كند و آن اینكه: ما این قرآن را كه مایه تذكر است نازل كردیم، و ما به طور قطع و یقین آن را حفظ خواهیم كرد. چنان نیست كه این قرآن بدون پشتوانه باشد، و آنها بتوانند آفتاب وجودش را با گل بپوشانند و یا نور و شعاعش را با پف كردن خاموش كنند كه این چراغى است كه ایزد آن را برافروخته است، این آفتابى است كه غروب و افول نخواهد داشت.

 

    این گروه اندك و ناتوان كه سهل است، اگر همه جبّاران و زورمندان و سیاستمداران ستمگر و اندیشمندان منحرف و رزم‏ آوران جهان دست به دست هم بدهند كه نورش را خاموش كنند، نمی توانند، زیرا خداوند حفظ و پاسدارى از آن را به عهده گرفته است.

 

    در اینكه منظور از محافظت و پاسدارى قرآن در برابر چه امورى است؟ ممکن است در برابر تحریف و تغییر و زیاده و نقصان است. ممکن است در برابر فنا و نابودى تا آخر جهان باشد و ممکن است در برابر منطق هاى گمراه كننده ضد قرآنى باشد.

 

    تمام اینها نه تنها با هم تضادى ندارند، بلكه در مفهوم عام "إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ‏" داخلند، زیرا این محافظت و پاسدارى را به صورت مطلق و به اصطلاح با حذف متعلق آورده است، و لذا در یك بُعد خاص محصور و محدود نمی شود.

 

    حق این است كه، خداوند طبق ظاهر آیه فوق وعده داده كه آن را از هر نظر حفظ و پاسدارى كند: محافظت از هر گونه تحریف و محافظت از فنا و نابودى و محافظت از سفسطه ‏هاى دشمنان وسوسه ‏گر.

 

    اصولا پس از قبول خاتمیت پیامبر أعظم صلوات الله علیه و آله و اینكه آئین اسلام آخرین آئین الهى است و رسالت قرآن تا پایان جهان بر قرار خواهد بود، چگونه می ‏توان باور كرد كه خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسدارى نكند؟! آیا تحریف قرآن با جاودانگى اسلام طى هزاران سال و تا پایان جهان مفهومى می ‏تواند داشته باشد؟

مصطفی را وعده داد الطاف حق       گر بمیری تو نمیرد این نَسَق

من کتاب و معجزت را حافظم             بیش و کم کن را‌ ز قرآن مانعم


http://s3.picofile.com/file/8372847518/%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%AD%D8%AC%D8%B1_9.jpg



موضوع : خاتمیت پیامبر اعظم (ص) , 
ارسال شده در 1398/07/3 ساعت 08:49 توسط بابائی

                               حرف های زشت حسینعلی بهاء

 

    میرزا حسینعلی نوری پیامبر خود خوانده بهائیت در کتاب های خود برادرش میرزا یحیی و دیگر پیروان او را چنان با الفاظ زشت مورد خطاب قرار می دهد که جای شکی باقی نمی گذارد که صاحب این گفتار و کلمات قطعاً یک فرد معمولی جامعه بوده که بواسطه پشتیبانی دول خارجی آئین ساختگی بهائیت را ترویج نموده است.

 

    حضرت محمد صلی الله علیه و آله نسبت به مردم اعراب جاهلی چنان مهربان بود که قرآن کریم در تعریف از او می فرماید: "لَو کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ القَلب لَانفَضّوا مِن حَولِک" (آل عمران ۱۵۹) ای پیامبر، اگر تو خشن بودی، مردم از تو دور می شدند. اما مصداق واقعی خشونت را باید حسینعلی بهاء دانست که با الفاظ زشت خود موجب ناراحتی مردم حتی خانواده و خویشانش شده و آنها را از خود طرد نموده است.

 

   کلمات زشت و توهین های بی شرمانه این مدعی دروغین نسبت به مردم هم پا را فراتر نهاده و جامعه روحانیت شیعه و مراجع تقلید را نیز بی نصیب نگذاشته است. چرا که وی در کتاب ایقان علمای اسلام را «خراطین ارض» (کرم های زمین) لقب داده است.

 

    وی همچنین در جای جای کتاب ایقان علمای اسلام را همج الرعاع، کلاب عاویه (سگهای عوعو کننده)، خرلنگ، مردار، خفاش، شجره زقوم و... لقب داده و به باد انتقاد گرفته است تنها به خاطر اینکه علمای شیعه با آئین ساختگی وی مخالفت نموده اند. آیا چنین حرف ها و نسبت های ناروا با دستور «عاشروا مع الادیان بالروح و الرّیحان» که وی در کتاب اقدس (صفحه ۳۹) بیان نموه، سازگاری دارد.

 

    به اعتقاد بهائیان کتاب ایقان میرزا حسینعلی نوری مانند دیگر کتاب های او وحی منزل از طرف خداوند بر او بود، با احتساب این مطلب، این سوال پیش می آید که آیا خداوند متعال الفاظ زشت را به میرزا حسینعلی وحی کرد؟ نعوذ بالله. مگر در کتاب های آسمانی نظیر قرآن کریم الفاظ زشت بکار برده شده است؟

 

    میرزا حسینعلی نوری مازندرانی در کتاب ایقان که در جواب سوالات میرزا محمد خال، دائی علی محمد شیرازی و در دفاع از علی محمد شیرازی و ادعای بابیت وی به رشته تحریر در آورده، در صفحه ۱۶۴ کتابش در این مورد می نویسد: « چرا این خراطین ارض در این احادیث که جمیع آن به مثل شمس در وسط سماء ظاهر شد، تفکر نمی نمایند...»

 

    اسلام که برای حفظ کیان اسلام کمر همت بسته اند تا از آخرین دین الهی و پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم حفاظت و پاسبانی نمایند، میرزا حسینعلی بهاء آنها را کرم های زمین می خواند، تنها به این خاطر که علمای شیعه با دلائل روشن و منطقی خود ادعاهای واهی او را غلط دانسته و با او مقابله نموده اند.

 

    آیا سزاوار است برای مدِعی مظهریت (هرچند دروغین) چنین الفاظ زشت از دهانش خارج شود؟ معمولاً افراد حقه باز و مدّعیان دروغین با چرب زبانی و مهربانی ظاهری می کوشند در دلهای مردم نفوذ نموده، یاران بیشتری را جذب نماید تا به اهدافشان برسد.

 

    اما پیامبر خود خوانده بهائیان از این سیاست ابتدائی نیز بی بهره بود؛ چرا که وی تمام مردم، علما و مراجع شیعه، حتی برادر و نزدیگانش را از القاب زشت و رکیک محروم نساخت. وقتی رهبر یک فرقه زبانش به چنین الفاظی باز شود، پیروان او نیز چنین می باشند، هرچند در ظاهر خود را مهربان نشان دهند.


برای دیدن کتاب ایقان روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : تناقضات رهبران بهائی ,