بهائیت شناسی " بسم الله الرّحمن الرّحیم " اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات حسینعلی بهاء، عبدالبهاء و شوقی را از کتاب های آنها استخراخ نموده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم تا حقیقت بر آنان روشن گشته، به آغوش اسلام باز گردند. وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی. « بابائی » tag:http://www.baha9.ir 2019-12-15T11:28:52+01:00 mihanblog.com نقد تعالیم دوازده گانه - 4 2019-12-14T04:56:46+01:00 2019-12-14T04:56:46+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/813 بابائی                                                     اسلام و تحری حقیقت     بهائیان ادعا می کنند بهائی گری با مدنیت و پیشرفت هماهنگ است چرا که از اصول مترقی و روشنفکرانه ای همانند تعالیم 12 گانه برخوردار است که در هیچ د

                                                    اسلام و تحری حقیقت


    بهائیان ادعا می کنند بهائی گری با مدنیت و پیشرفت هماهنگ است چرا که از اصول مترقی و روشنفکرانه ای همانند تعالیم 12 گانه برخوردار است که در هیچ دین و آئینی مانند و نظیر آن نیامده است. اما واقعیت دقیقاً صد و هشتاد درجه با آنچه بهائیان می گویند، در تضاد است. از طرف دیگر فرقه ضاله خوب می داند که بهائی گری بر چه اساس و پایه سستی بنا شده و تکیه دارد و شامل چه تناقضات بی حد و حصری می باشد.


     در مجله آهنگ بدیع که یکی از نشریات داخلی فرقه ضاله بهائیت است، در تاریخ آذر و دی 1330 سال ششم شماره  12 و 13 صفحه 242 در مورد تعالیم 12 گانه بهائیت چنین آمده است: «بهائیان معتقدند که چون حوائج بشربالغ مترقی توسعه فراوان یافته ناچار تعالیم جدیدی از مصدر امر الهی نازل گردید».

 

     یکی از این تعالیمی که فرقه ضاله زیاد بر آن اصرار می ورزد و مانور می دهد و به آن افتخار می کند، تحری حقیقت است. با توجه به اینکه تحری به معنای آن است که امر شایسته تر و رأی بهتری جستجو شود و امتخاب گردد. دین مبین اسلام نیز به اقتضای فطرت، انسان ها را به جستجوی حقیقت و اكتساب علم دعوت نموده و از تقلید كوركورانه پدران و نیاكان بازداشته است.


     آیاتی که به روشنی دال بر این مسئله است فراوان بوده، از جمله آیه شریفه 18 از سوره مبارکه زمر که به بالاترین نوع تحری حقیقت دستور داده می فرماید: "فبشر عباد، الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الألباب". یعنی ای رسول ما، بندگان مرا بشارت بده آنهائی که در پی شنیدن گفته ها بر می آیند. آنگاه از بهترین سخنان پیروی می کنند. آنها کسانی هستند که خدا آنان را هدایت کرده وآنان خرد مندانند.


     در روایات ائمه اطهار علیهم السلام نیز مشابه این دستور بارها بیان شده است. امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام می فرماید: «أنظر إلی ما قال و لا تنظر إلی من قال». (غررالحکم، ص 361) حرف گوش کن و به گوینده کار نداشته باش. و این همان تحری حقیقت است که هزار و دویست سال قبل از میرزا حسینعلی نوری، ائمه اطهار به آن فرمان داده اند.


     در میان دانشمندان غربی نیز امر به تحقیق و جستجوگری زیاد یافت می شود. هزار سال بعد از نزول قرآن کریم، دانشمندانی مانند رنه دکارت (متوفی 1028 ش) اولین اصل منطقی خود را چنین بیان می دارد: حقیقت را با بی طرفی مطلق و با روحی آزاد از قید هر گونه تعصب جستجو کنید. (اسرار مرگ و زندگی، ص 51)


     ارسطو (متوفی 322 ق م) از فیلسوفان بزرگ یونان که به معلم اول نیز ملقب شده و مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش نموده است، آنگاه که به نظریه ای مخالف نظریه استادش افلاطون دست پیدا می کند، اعلام می دارد: »افلاطون گرامی است، ولی حقیقت گرامی تر است». (ویل دورانت، تاریخ فلسفه، ص 59)


     بنابراین آنچه که فرقه ضاله بهائیت بیان می دارد که چون حوائج بشر بالغ مترقی توسعه فراوان یافته، ناچار تعالیم جدیدی از مصدر امر الهی نازل گردیده، دروغی بیش نیست که رهبران بهائیت برای عوام فریبی آن را بکار می برند. چرا که در کتب رهبران بهائی موارد تناقض با این تعلیم (تحری حقیقت) فراوان به چشم می خورد که طرد افراد بهائی که به پوچ بودن این آئین ساختگی پی برده اند، یکی از این موارد است.


    چه زیبا گفته است که: «در بین انسان های کره زمین کسانی هستند که از حقیقت می ترسند. آنان کسانی هستند که خود اسیر اوهامند و دیگران را چنین می خواهند. آنان حقیقت را نمی خواهند زیرا می دانند که اگر آن را بدست آورند، ناگزیر باید رفتار خود را دگرگون سازند».

 

برای دیدن مجله آهنگ بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
کانال پیام رسان 2019-12-13T05:07:45+01:00 2019-12-13T05:07:45+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/815 بابائی در پیام رسان فضای مجازی ایتا با ما همراه باشید. در پیام رسان فضای مجازی ایتا با ما همراه باشید.

l3ip_ایتا.jpg
]]>
تحصیلات حسینعلی بهاء - 36 2019-12-09T05:25:30+01:00 2019-12-09T05:25:30+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/812 بابائی                                    کتابی برای دائی باب        میرزا حسینعلی نوری مازندرانی معروف به بهاءالله پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت برخلاف انبیای الهی که جز یک ادعا آن هم نبوت و رسالت الهی و بعضاً یک کتاب برای هدایت انسانها با خود به ارمغان آورده بودند، وی دارای تألیفات عدیده ای بوده که مجموع آنها بالغ بر 60 جلد ک

                                   کتابی برای دائی باب

 

     میرزا حسینعلی نوری مازندرانی معروف به بهاءالله پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت برخلاف انبیای الهی که جز یک ادعا آن هم نبوت و رسالت الهی و بعضاً یک کتاب برای هدایت انسانها با خود به ارمغان آورده بودند، وی دارای تألیفات عدیده ای بوده که مجموع آنها بالغ بر 60 جلد کتاب و الواح می باشد.

 

    حسینعلی بهاء در کتاب ایقان که به زعم فرقه ضاله آن را در دو شبانه روز نوشته است، در صفحه 46 سطر 12 خطاب به دائی علی محمد شیرازی مدعی بابیت و قائمیت می نویسد: «باری، از مطلب دور ماندیم اگر چه همه ذکر مطلب است و لیکن قسم به خدا آنچه می خواهم اختصار کنم و به اقل کفایت کنم می بینم زمام قلم از دست رفته و با وجود این چقدر...».

 

    کسی که به ادعای خود و یارانش بی سواد بوده و در مکتب خانه ای وارد نشده و درس نخوانده، چطور دهها جلد کتاب نوشته و در این کتاب ایقان هم که به ادعای پیروانش طی دو شبانه روز به رشته تحریر در آورده، قسم می خورد و به دائی باب می گوید: می خواهم خلاصه برایت بنویسم اما زمام قلم از دستم رفته است؟ می بینید که خود حسینعلی بهاء ادعای کتاب دارد و غفلت از اختصار، قسم حضرت عباس او را در مورد أمی بودن باور کنیم یا دم خروس را؟

 

برای دیدن کتاب ایقان روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تحصیلات باب - 13 2019-12-05T05:11:52+01:00 2019-12-05T05:11:52+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/811 بابائی                        شاگردی علی محمد باب نزد اساتید       در مورد تحصیلات علی محمد باب مدعی قائمیت و نبوت موارد عدیده ای در کتب فرقه ضالّه بهائیت بیان شده که برای هر اندیشمندی توان تشکیک یا رد آن به سادگی امکان ندارد. به گفته مبلغین سرشناس بهائی، مدعی بابیت هم در دوران نوجوانی و هم در زمان جوانی در شیراز و کربلا نزد اساتیدی آن زمان، زانو زده و

                       شاگردی علی محمد باب نزد اساتید

 

    در مورد تحصیلات علی محمد باب مدعی قائمیت و نبوت موارد عدیده ای در کتب فرقه ضالّه بهائیت بیان شده که برای هر اندیشمندی توان تشکیک یا رد آن به سادگی امکان ندارد. به گفته مبلغین سرشناس بهائی، مدعی بابیت هم در دوران نوجوانی و هم در زمان جوانی در شیراز و کربلا نزد اساتیدی آن زمان، زانو زده و به فراگیری علم و دانش پرداخته است.

 

    اسدالله فاضل مازندرانی از مبلغین این فرقه در کتاب اسرارالآثار جلد 4 صفحه 370 سطر 8 در این زمینه می نویسد:« و انّی فی حزن من سکون معلمی... که شاید مراد همان ملا محمد معلم در مکتب قهوه اولیاء باشد ولی بعضی چنانچه در ظهور الحق اشاره است مراد ملاصادق مقدس خراسانی را می دانستند که در ایام اقامت در کربلا چندی در نزد وی بعضی از کتب ادبیه عربیه متداوله آن ایام را خواندند ولی حاجی سید خال بخواست والده مکرمه آمده ایشان را به شیراز برگرداند».

 

    پیروان فرقه ضاله بهائیت چطور از أمی بودن مدعی بابیت، قائمیت، نبوت و الوهیت سخن می گویند در حالی که در اکثر کتب رهبران این فرقه و مبلغین آنان در مورد تحصیل و شاگردی علی محمد شیرازی مطالب زیادی نقل شده و می کنند؟ با این احوال چطور می توان بی سوادی مدعی بابیت و قائمیت را پذیرفت که وی همانند انبیای الهی أمی و بی سواد بودند؟

 

برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تناقضات رهبران بهائی - 57 2019-12-01T05:13:20+01:00 2019-12-01T05:13:20+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/808 بابائی                                        تفاوت گفتار و کردار     رهبران فرقه ضالّه بهائیت همانند اولیای الهی از خوبی و خیرخواهی به دیگران، مهربانی نسبت به انسان ها، خوشرفتاری با مردم، گذشت و فداکاری به زیردستان و مردمان و حل مشکلات و گرفتاری بندگان خدا سخن گفته و می گویند. اما این تنها در شعار است و سرگرم نمودن مردم. زیرا رفتار و کردارشان از این اعمال نیک و

                                       تفاوت گفتار و کردار


     رهبران فرقه ضالّه بهائیت همانند اولیای الهی از خوبی و خیرخواهی به دیگران، مهربانی نسبت به انسان ها، خوشرفتاری با مردم، گذشت و فداکاری به زیردستان و مردمان و حل مشکلات و گرفتاری بندگان خدا سخن گفته و می گویند. اما این تنها در شعار است و سرگرم نمودن مردم. زیرا رفتار و کردارشان از این اعمال نیک و حسنه تهی می باشند.

 

    عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب گنجینه حدود و احکام صفحه 306 سطر 6 به نقل از عبدالبهاء رهبر دوم بهائیان می نویسد: «در جمیع الواح بهاءالله مصرح است که غیبت و بدگوئی از دسائس و وساوس شیطانی است و هادم بنیان انسانی. شخص مؤمن مذمت نفسی از بیگانگان نکند تا چه رسد از آشنایان و غیبت دشمن ننماید تا چه رسد به مذمت دوست. بدگوئی و غیبت، صفت سقیم الأفکار است نه ابرار و خود پسندی از خصائص اغیار است نه یار».

 

    گذشته از اینکه میرزا حسینعلی بهاء با برادرش میرزا یحیی اختلاف و دشمنی داشت و تا وقتی هم که زنده بود او را با الفاظ زشت و کلمات نیش دارش نوازش می کرد، اما همین شخص یعنی عبدالبهاء که چنین سخنان زیبائی را از پدرش نقل کرده، نسبت به برادرش محمد علی که به تصریح پدرش حسینعلی نوری جانشین عبدالبهاء بود، نه تنها او را از جانشینی پدر معزول داشت، بلکه حرف و سخن زشتی نبود که نسبت به برادرش ابراز نکرده باشد.

 

    عبدالبهاء در کتاب مکاتیب جلد 1 صفحه 442 سطر 13 می نویسد: «کودکانند نوهوس و خفتگانند منقطع النفس چون ابلهان مغرور خزفند نه صدف پر گهر. چون جعل (سوسک) سرمست بوی گلخنند نه رایحه گلشن معطر. کرم مهینند در اسفل زمین مکین نه طیورعلیین. خفاش ظلمتند نه نورپاش افق مبین. هر دم بهانه آرند و چون زاغان جفا  در گلخن خزان لانه و آشیانه نمایند... در طبقه پسین زمینند و مشاهده مه تابان خواهند و در حفره شبهات سرنگونند استماع آیات بینات جویند. گمگشته بادیه ارتیابند خود را در شاهراه یقین شمرند و سرگشته مفازه جهلند و خویش را در شاطی بحر یقین دانند. ناقض میثاقند خود را قطب آفاق خوانند. هادم پیمانند خویش را بانی ایوان دانند. زهی حسرت و افسوس که از حسد اسیر حبل مسد شدند و نار غضب را حمال حطب کشتند».

 

    اگر کسی نسبت به اختلافات درونی این خانواده اطلاعی نداشته باشد، فکر می کند عبدالبهاء این سخنان را در مورد دشمن قسم خورده آئین پدرش میرزا حسینعلی نوری بیان داشته است. در حالی که وی این کلمات را به برادرش میرزا محمد علی نوری گفته و او را دشمن شماره یک آئین بهائیت معرفی نموده است. پس چه شد آن لفاظی هائی که عبدالبهاء از زبان مؤسس این فرقه یعنی حسینعلی بهاء گفته بود که: غیبت و بدگوئی از دسائس و وساوس شیطانی است و هادم بنیان انسانی. شخص مؤمن مذمت نفسی از بیگانگان نکند تا چه رسد از آشنایان و غیبت دشمن ننماید تا چه رسد به مذمت دوست. بدگوئی و غیبت، صفت سقیم الأفکار است نه ابرار و خود پسندی از خصائص اغیار است نه یار».

 

برای دیدن کتاب گنجینه حدود و احکام و مکاتیب عبدالبهاء روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
خاتمیت پیامبر اعظم (ص) - 12 2019-11-27T05:10:27+01:00 2019-11-27T05:10:27+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/809 بابائی                             هشت دسته از آیات قرآن در مورد خاتمیت     حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله تعالی در مجله نور علم سال دوم شماره ۹ در بحث خاتمیت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم، بیش از ۴۰ آیه قرآن‌کریم را به عنوان مثبت خاتمیت بیان و در هشت دسته بندی جالب و زیبائی مطرح نموده است. شاید بعضی از مردم مسلمان تنها آیه 40 سور

                            هشت دسته از آیات قرآن در مورد خاتمیت


    حضرت آیت الله مصباح یزدی حفظه الله تعالی در مجله نور علم سال دوم شماره ۹ در بحث خاتمیت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله و سلم، بیش از ۴۰ آیه قرآن‌کریم را به عنوان مثبت خاتمیت بیان و در هشت دسته بندی جالب و زیبائی مطرح نموده است. شاید بعضی از مردم مسلمان تنها آیه 40 سوره مبارکه احزاب را آیه خاتمیت پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله می دانستند.

 

    دسته اول آیاتی است که در آن تعببر "یَا اَیُّهَا النَّاس" آمده و تمام مردم دنیا را مورد خطاب قرار داده است. مانند آیات ۲۱ و ۱۶۸ سوره بقره، آیات ۲ و ۱۳۳ سوره نساء، آیه ۱۵۸ سوره اعراف، آیات ۲۳ ، ۵۷ و ۱۰۴ سوره یونس، آیات ۲ ، ۵ و ۴۹ سوره حج، آیه ۱۶ سوره نمل، آیه ۳۳ سوره لقمان، آیات ۳ ، ۵ و ۱۵ سوره فاطر و آیه ۱۳ سوره حجرات.

 

    دسته دوم آیاتی است که در آن نزول قرآن را برای همه مردم دانسته و تعبیر "لِلنَّاسِ" آورده و قید امت اسلام در آن نیست و عمومیت دعوت پیامبر اسلام را می رساند. مانند آیه ۱۸۵ سوره بقره، آیه ۱۳۸ سوره آل عمران، آیه ۷۹ و ۱۶۵ سوره نساء، آیه ۱ و ۷۹ و ۵۲ و سوره ابراهیم (ع)، آیه ۲۰ سوره جاثیه، آیه ۴۴ سوره نحل، آیه ۵۴ سوره کهف، آیه ۲۱ سوره حشر، ۲۷ سوره زمر و آیه ۵۸ سوره روم و آیه ۴۹ سوره حج و آیه ۲۸ سوره سباء.

 

    دسته سوم آیاتی است که در آن تعبیر "یَا بَنِی آدَم" آمده و خطاب به همه مردم دنیا شده است، مانند آیه ۶۰ سوره یس و آیات ۲۶ ، ۲۷ ، ۳۱ و ۳۵ سوره اعراف‌.

 

    دسته چهارم آیاتی است که لفظ "لِلعَالَمِین" را مخاطب دعوت پیامبر می داند، مانند آیه ۹۶ سوره آل عمران، آیه ۹۰ سوره انعام، آیه ۱۰۴ سوره یوسف، آیات ۷۱ و ۱۰۷ سوره انبیاء، آیه ۱ سوره فرقان، آیه ۱۵ سوره عنکبوت، آیه ۲۲ سوره روم، آیه ۸۷ سوره ص، آیه ۲۷ سوره تکویر و آیه ۵۲ سوره قلم.

 

    دسته پنجم آیاتی است که رسالت پیامبر أعظم صلی الله علیه و آله را شامل تمام انبیاء الهی می داند، مانند آیه ۱ و ۱۰۷ سوره فرقان.

 

    دسته ششم آیاتی است که قرآن کریم را منحصر به اعراب نمی داند، مانند آیه ۱۹ سوره انعام.

 

    دسته هفتم آیاتی است که پیروان سایر ادیان را در عدم ایمان به اسلام ملامت می کند؛ مانند آیات ۶۴ ، ۶۵ ، ۷۰ ، ۷۱ ، ۹۸ ، ۹۹ و ۱۱۰ سوره آل عمران و آیات ۱۵ ، ۵۹ و ۷۷ سوره مائده و آیه ۱ سوره بینه.

 

    دسته هشتم آیاتی است که نوید پیروزی اسلام را به همه ادیان می دهد؛ مانند آیه ۲۸ سوره فتح، آیه ۳۳ سوره توبه، آیه ۹ سوره صف که تاویلش بر ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف است.

]]>
کانال پیام رسان 2019-11-26T05:20:45+01:00 2019-11-26T05:20:45+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/810 بابائی در پیام رسان ایتا با ما همراه باشید. در پیام رسان ایتا با ما همراه باشید.

http://s9.picofile.com/file/8346214292/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7_2_.jpg
]]>
تاریخچه بهائیت - 12 2019-11-23T05:09:18+01:00 2019-11-23T05:09:18+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/807 بابائی ‍                                     حسین خان حاکم فارس    رئیس مأموران چنین حکایت کرده که حسب الأمر حسین خان آجودان باشی والی فارس ما از شیراز به بوشهر توجّه نمودیم. در سه منزلی شیراز در میان بیابان که می رفتیم جوانی را دیدیم که شال سبزی بر کمر داشت و عمامه ی کوچکی برسم اشراف و تجّار آ

                                     حسین خان حاکم فارس


   رئیس مأموران چنین حکایت کرده که حسب الأمر حسین خان آجودان باشی والی فارس ما از شیراز به بوشهر توجّه نمودیم. در سه منزلی شیراز در میان بیابان که می رفتیم جوانی را دیدیم که شال سبزی بر کمر داشت و عمامه ی کوچکی برسم اشراف و تجّار آن روزگار بر سر گذاشته بود. چون بهم رسیدیم جوان سلام کرد و پرسید کجا می روید گفتم حاکم فارس ما را برای کار مهمی به این اطراف فرستاد.

 

    گفت: حاکم فارس شما را فرستاده که مرا دستگیر کنید. اینک من حاضرم هر طور مأمور هستید رفتار کنید. من سعی کردم که او را ندیده و نشنیده انگارم و از او بگذرم، لذا وقتی خواستم بروم، نزدیک تر آمد و گفت: من می دانم که شما برای دستگیر کردن من می روید، من نخواستم بزحمت بیفتید؛ آمدم خودم را معرفی کردم اکنون مأموریت خود را انجام دهید.

 

    از استماع این بیانات من بی ‌اختیار از اسبم پیاده شدم گفتم ای فرزند پیغمبر خواهشنمدم از همین جا به مشهد و خراسان عزیمت فرما تا از چنگال حسین خان در امان باشی. فرمود: خدا وند یار و یاور من است تا آخرین ساعتی که مقرر شده هیچ کس نمی تواند به من اذیتی برساند، اینک مرا نزد حسین خان ببرید. (عجب آدم خُل و چلی بوده) من بناچار امرش را اطاعت کرده و مطابق اراده اش عمل نمودم.

 

   مأمورین حسین خان حضرت باب را با احترام و بدون قید و بند تا شیراز همراهی نمودند تا به مقرّ حکومت وارد شدند. چون حسین خان از ورود حضرت باب آگاه گردید، فوراً حضرتش را احضار کرد و با کمال رذالت در وسط اطاق صندلی گذاشت و به حضرت اعلی اشاره کرد که جالس شوند و بتوبیخ و ملامت آن حضرت پرداخت. و در حضور جمع با کلمات پست و زشتی حضرت باب را مورد عتاب و خطاب سخت قرار داد و گفت:

 

   آیا می دانی چه فسادی بر پا کردی و چه لطمه بزرگی بر دین مقدّس اسلام وارد آورده‌ای. تو همان شخصی نیستی که مدعی دین تازه شده ای و به لغو احکام قرآن امر کرده‌ای؟ حضرت باب با نهایت متانت در جواب حاکم فارس آیه ای تلاوت کرد. حسین خان که از شنیدن آن بی ‌اندازه خشمگین شده بود، به یکی از فرّاشان امر کرد تا سیلی سختی به صورت حضرت باب بزند.

 

    این سیلی به قدری شدید بود که عمّامه ی هیکل مبارک به زمین افتاد. شیخ ابو تراب امام جمعه ی شیراز که در آن مجلس حاضر بود، آن بزرگوار را پهلوی خود نشانید سپس به حسین خان رو کرد و گفت: معنی آیه این است که در باره ی هر مطلبی باید بحث و جستجو کرد، آن وقت رأی قطعی را اتّخاذ نمود. در اینجا هم باید موضوع مورد بحث قرار گیرد.

 

   آنگاه شیخ ابوتراب درباره ی ادّعای امر جدید از حضرت باب جویا شد، حضرت باب فرمود: "من نه وکیل قائم موعود هستم و نه واسطه بین امام غایب و مردم هستم". امام جمعه گفت: کافی است. از شما خواهش می کنم روز جمعه در مسجد وکیل تشریف بیاورید و در مقابل عموم مردم همین بیانی را که فرمودید مکرر بفرمائید.

 

    حسین خان گفت: حتماً باید شخص محترمی ضامن سیّد باب شود  تا ما هر وقت او را بخواهیم فوراً بما تسلیم نماید و اگر ازاین ببعد سیّد باب برخلاف دین اسلام رفتار کند ضامنش از عهده بر آید. حاجی سید علی، خال (دائی) سید باب که در آن مجلس حاضر بود ضمانت خواهر زاده خود را قبول کرد و ضمانت نامه کتبی به خط خود نگاشته مختوم داشت و چند نفر نیز شهادت خود را نوشته تسلیم حاکم نمودند.

 

    جناب خال حضرت باب را به منزل خود برد، حضرت باب اوقات خویش را در گوشه منزل به تنهائی می گذرانیدند و به جز حرم (همسر) و والده حضرت و دائی های آن بزرگوارکس دیگری در منزل رفت و آمد نمی کرد.

 

    در این احوال علما و فقهای شهر آرام ننشسته از امام جمعه خواستند که حضرت باب را به مسجد وکیل احضار کرده و به تبرّی از ادّعا وادار نماید و آنچه را که در محضر حکومت متعهّد شده انجام دهد. شیخ ابو تراب نیز مکتوبی به حاجی سید علی خال نوشت و از او درخواست نمود که روز جمعه سید باب را به مسجد وکیل آورده تا مطابق وعده وفا نماید و به او پیغام داد که امیدوارم خواهر زاده ی شما بیاناتش طوری باشد که از هیجان عمومی کاملا جلوگیری شود.

 

    این موضوع مورد قبول خال واقع گردید از این خبر چون عامه مردم مطلع گشتند. روز موعود جمعیت زیادی در محوطه مسجد اجتماع نموده والی فارس و گماشتگان حکومتی و جمعی از علما و بزرگان و اعیان شهر نیز به این جمع کثیر پیوسته، محل خالی در مسجد از صحن و بالای بام و غیره دیده نمی شد. در چنین موقعیتی حضرت باب به همراه جناب خال قدم به مسجد گذاشتند.


حسین خان آجودان باشی حاکم فارس (صاحب اختیار)

                                

http://s7.picofile.com/file/8379211950/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AE%D8%A7%D9%86_%D8%A2%D8%AC%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C.jpg

]]>
بافتنی های بهاءالله 2019-11-13T05:04:01+01:00 2019-11-13T05:04:01+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/806 بابائی                                      بی عقلی حسینعلی بهاء    میرزا حسینعلی نوری که بعنوان پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت از او یاد می شود، در روز چهارشنبه دوم محرم 1233 قمری برابر با 21 آبان 1196 شمسی در تهران متولد شد. وی در اول اردیبهشت 1243 شمسی در سال نوزدهم از ظهور علی محمد باب اد

                                     بی عقلی حسینعلی بهاء


    میرزا حسینعلی نوری که بعنوان پیامبر خود خوانده فرقه ضاله بهائیت از او یاد می شود، در روز چهارشنبه دوم محرم 1233 قمری برابر با 21 آبان 1196 شمسی در تهران متولد شد. وی در اول اردیبهشت 1243 شمسی در سال نوزدهم از ظهور علی محمد باب ادعا کرد من همان کسی ام که علی محمد شیرازی در کتاب بیان فارسی خود بطور مکرر خبر از ظهور او داده است.

 

    هرچند جمعی از پیروان باب سخنان او را نپذیرفتند و او را کذاب نامیدند و دلیل آن را چنین بیان کردند که علی محمد باب در کتاب بیان گفته است که به عدد اغیث ظاهر خواهد شد که به حروف ابجد می شود و یا به عدد مستغاث که  می شود بنابراین این سال که وی مدعی من یظهره اللهی شده هنوز بیست سال از ظهور باب نگذشته است در نتیجه وی یک فرد دروغگو بیش نیست.

 

    اما این مدعی پیامبری که از کشور ایران زمین ظهور کرده بجای اینکه کتاب هایش برای ایرانیان فارسی زبان و به زبان فارسی باشد، همانند پیامبر گرامی اسلام که در منطقه عربی مبعوث شده به زبان عربی نگاشته و به پیروی از دعاهائی که از ائمه اطهار علیهم السلام صادر شده، وی نیز کلماتی عربی البته غیر صحیح و عربی فارسی را قاطی کرده و برای پیروانش نازل نموده است. مثلاً در بین مسلمین دعای مجیر و دعای جوشن کبیر که حاوی هزار نام خداوند متعال است و همه بر یک وزن و یک ریتم می باشد، که در بند آخر مردم نیز آن را تکرار می کنند. میرزا حسینعلی مازندرانی نیز در برابر آن یک دعای بسیار طولانی ساخته است که بی سوادی و غلط بافی و جهل او را یک جا نشان می دهد.

 

    حسینعلی نوری در کتاب ادعیه حضرت محبوب صفحه 183 سطر 3 می نویسد: «بک یا علی بک یا وفی بک یا بهی انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی. بک یا سلطان بک یا رفعان بک یا دیان انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی. بک یا کاشف بک یا ناشف بک یا عاطف، انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی. بک یا جان بک یا جانان بک یا ایمان، انت الکافی و انت الشافی و انت الباقی یا باقی... در آخر دعا می نویسد: أن تحفظ حامل هذه الورقة المبارکة ثم الذی یمر فی حول بیت التی هی فیها. ثم اشف بها کل مریض و علیل و فقیر عن کل بلاء و مکروه و آفة و حزن».

 

    این مرد بی عقل پس از آنکه دویست بار خدا را سوگند می دهد و صد نام جعلی بر وی می گذارد در پایان از خدا می خواهد که دارنده این دعا در آن خانه ای که هست، نگهدارد... اما از چه چیز نگه دارد و چرا نگهدارد، بیان نشده است. اینجاست که انسان عاقل می فهمد فرق بین برانگیختگی الهی و برانگیختگی شیطانی از زمین تا آسمان است و کسی که مبعوث الهی نباشد، چنین رسوا شود و دروغش آشکار گردد.

 

برای دیدن کتاب ادعیه حضرت محبوب روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
علی محمد باب تروریست 2019-11-09T05:22:36+01:00 2019-11-09T05:22:36+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/804 بابائی                             ابوبکر البغدادی و علی محمد شیرازی       فرقه ضاله بهائیت این ایام در حالی جشن دویستمین سالگرد تولد علی محمد شیرازی مدعی بابیت و مهدویت را در سر می پرواند که گویا فراموشی کرده یا ندیده اند شخص علی محمد باب که او را مبشر میرزا حسینعلی بهاء می دانند، همانند ابوبکر البغدادی رهبر گروه داعش یک تروریست به تمام عی

                            ابوبکر البغدادی و علی محمد شیرازی

 

    فرقه ضاله بهائیت این ایام در حالی جشن دویستمین سالگرد تولد علی محمد شیرازی مدعی بابیت و مهدویت را در سر می پرواند که گویا فراموشی کرده یا ندیده اند شخص علی محمد باب که او را مبشر میرزا حسینعلی بهاء می دانند، همانند ابوبکر البغدادی رهبر گروه داعش یک تروریست به تمام عیار بوده که اگر امیرکبیر تصمیم به اعدام او نمی گرفت و فتنه هائی که در آن عصر بوجود آمد خاموش نمی شد، چه بسا الان ما کشوری به نام ایران و مردمی با دین اسلام و تشیع نیز وجود نداشت!

 

    با نگاهی گذرا به آثار علی محمد شیرازی پی می بریم که این مدعی بابیت و مهدویت نه تنها دستور داد که همه باید  کتاب بیان او را بخوانند و تدریس کنند، بلکه حکم به قتل و کشتن مردم بی گناه، غارت اموال آنان، هدم و نابودی و تخریب مقابر، مساجد، اماکن مذهبی، حرم امامان و امامزاده ها و تمام بقاع متبرکه، حتی انسان ها غیر بابی را صادر کرد تا یک جهان مردم با آئین بابی بماند.

 

    همچنانکه عبدالبهاء رهبر دوم فرقه ضاله بهائیت نیز در کتاب مکاتیب جلد 2 صفحه 266 سطر 6 به این مطلب تصریح کرده می نویسد: «در یوم ظهور حضرت أعلی منطوق بیان ضرب اعناق و حرق کتب و اوراق و هدم بقاع و قتل عام الا من آمن و صدق بود». یعنی روزی که علی محمد شیرازی ظهور کرد، منطوق و صراحت کتاب بیان وی گردن زدن مردم، آتش زدن و سوزاندن کتاب ها و اوراق، هدم و تخریب اماکن متبرکه ائمه اطهار و امامزادگان و قتل عام عمومی مردم بجز بابیان بوده است.

 

    چرا که علی محمد باب با افتخار تمام در کتاب بیان فارسی خود در باب ششم از واحد ششم صفحه 198 سطر 14 در این رابطه نوشته است: «الباب السادس من الواحد السادس، فی حکم محو کل الکتب الا ما انشئت او تنشی فی ذلک الامر» یعنی حکم نابودی تمامی کتب بجز آنهائی که در باره بابیت نوشته شده یا نگاشته خواهد شد.

 

    وی همچنین در مورد تدریس کتاب های غیر بابی مانند: فیزیک، جغرافی، تاریخ، شیمی، الهیات، ریاضی، علوم تجری، انگلیسی، فارسی، عربی، قرآن و... نیز حکم اکید صادر نموده که تدریس آنها حرام بوده و احدی حق ندارد به یادگیری آنها اقدام نماید! زیرا وی در کتاب بیان فارسی صفحه 130 سطر 5 گفته است: «الباب العاشر من الواحد الرابع لا یجوز التدریس فی کتب غیر البیان...» یعنی تدریس هیچ کتابی به جز کتاب بیان جایز نیست مگر آنچه به علم کلام مربوط است. آنچه از منطق و اصول و علوم دیگر اختراع شده برای اهل ایمان (پیروان باب) جایز نیست و در خواندن و تدریس آنها مأذون نیستند.

 

    به راستی مردم در هر عصر و زمانه چه بهره ای از حقیقت و دانش دست پیدا خواهند کرد، وقتی هیچ کتابی جز سخنان پوچ و بی معنی باب در گستره گیتی باقی نماند و تمام مطالب و کتب در دستان دانشمندان و نخبگان منحصر به کتاب بیان علی محمد باب باشد؟ آیا بشر با توجه به حکم علی محمد شیرازی در کتاب بیان، به چنین دانش و تکنولوژی که امروز در اختیار همگان است، دست پیدا می کرد؟ آیا بشر با خواندن کتاب بیان می توانست به کره ماه سفر کند و به اکتشافاتی دست پیدا کند؟ آیا با خواندن کتاب بیان می توان به علم و فناوری نانو که موج چهارم انقلاب صنعتی را در بر داشته و در تمامی گرایش‌ های علمی راه یافته و از فناوری‌ های نوینی است که با سرعت هرچه تمام تر در حال توسعه است، دست پیدا کرد؟

 

    احکام و دستورات علی محمد باب در کتاب بیان  آنقدر  غیر انسانی و غیر منطقی و غیر عقلائی و دور از واقعیت است که خود بهائیان نیز قادر به توجیه آن نشده مجبور شده اند در پاسخ به معترضین بگویند آئین بابیت و احکام آن، همانند اسلام منسوخ گردیده و  دیگر ارتباطی به ما ندارد. همچنانکه میرزا حسینعلی نوری مؤسس فرقه بهائیت نیز کتاب "اقدس" را ناسخ کتاب "بیان" دانسته و در صفحه 75 کتاب اقدس سطر 2 می نویسد: «قد عفا الله عنکم ما نزل فی البیان من محو الکتب و اذناکم بان تقرئوا من العلوم ما ینفعکم». یعنی خدا عفو کرد از شما آنچه در کتاب بیان نازل شده از محو کتب و من به شما اذن دادم هر علمی که برای شما نافع است بخوانید.

 

    میرزا اسد الله فاضل مازندرانی از مبلّغین سرشناس فرقه ضاله بهائیت نیز در کتاب اسرارالآثار جلد 2 صفحه 106 سطر 1 در این باره می گوید: «کتاب بیان به کتاب اقدس جمیع احکامش منسوخ است مگر احکامی که در کتاب اقدس مذکور و تأکید شده است؛ مرجع کل کتاب اقدس است نه بیان، احکام بیان منسوخ است. لهذا ترجمه آن چه ثمری برای ایشان».

 

    این در حالی است که بهائیان علی محمد باب را نقطه اولی و مبشر ظهور میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله دانسته، تولد او را جشن گرفته به زیارت مزارش می شتابند و در این ایام نیز به استقبال از دویستمین سالگرد تولد او مشغول هستند. فرقه ضاله بهائیت رفتن به خانة مسکونی علی محمد باب را به عنوان حج خود قلمداد کرده خود را موظف به انجام آن می دانند و در احکام دیگر نیز تابع فرامین وی هستند، پس چگونه است که قائل به نسخ بیان و احکام آن شده باشند؟

 

    اما حقیقت مطلب چیست؟ آنجا که نفع بهائیت در نفی احکام و اعتقادات باب باشد، حسینعلی بهاء و پیروانش می گویند: کتاب بیان منسوخ است؛ اما جائی که منفعت او در تأئید بابیت باشد، علی محمد شیرازی بعنوان مبشر ظهور میرزا حیسینعلی نوری معرفی می گردد! در حالی که باور داشتن به شخص علی محمد باب بعنوان مهدی موعود، قبول به آراء، افکار، احکام، و عقائد تروریستی وی نیز بوده و فرقه ضاله بهائیت در حقیقت حامیان تروریست بوده و هستند.


برای دیدن کتاب مکاتیب عبدالبهاء، بیان فارسی، أقدس و اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
رهبران ضلالت 2019-11-01T04:51:01+01:00 2019-11-01T04:51:01+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/803 بابائی                                     خودخواهی رهبران بهائیت       خداوند متعال انسان را آفرید و برای هدایت او کتاب و راهنما فرستاد تا در پرتو آن به کمال و سعادت نائل شده، به رضوان الهی رهنمود گردد. تمامی پیامبران الهی یک مقصد داشتند و یک هدف را دنبال می کردند و آن دعوت به توحید و رستگاری.   &nb

                                    خودخواهی رهبران بهائیت

 

    خداوند متعال انسان را آفرید و برای هدایت او کتاب و راهنما فرستاد تا در پرتو آن به کمال و سعادت نائل شده، به رضوان الهی رهنمود گردد. تمامی پیامبران الهی یک مقصد داشتند و یک هدف را دنبال می کردند و آن دعوت به توحید و رستگاری.

 

     بعضی از انبیای الهی پیامبر بعد از خود را نیز تا حدودی معرفی می کردند تا با ظهور آن پیامبر، پیروانش به او ایمان آورده و به سعادت برسند. همچنانکه قرآن کریم در سوره مبارکه بقره آیه شریفه 146می فرماید: "یعرفونه کما یعرفون ابنائهم" اهل کتاب پیامبر اسلام را چنان می شناختند مانند شناخت آنان نسبت به فرزندان خود، ولی گروهی از ایشان در عین آگاهی حقیقت را پنهان می دارند.

 

     با جستجوی ساده در قرآن کریم به آیات فراوانی برمی خوریم که نسبت به انبیاء الهی تعبیر "مصدقاً لما بین یدیه" آمده است. پیامبران الهی وقتی برانگیخته می شدند به مردم می گفتند من تصدیق کننده کتابی هستم که الان در میان شماست. مانند آیه 6 سوره مبارکه صف می فرماید: "و اذ قال عیسی بن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراة" و آیه 3 سوره آل عمران: "نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه". و آیه 48 سوره مائده: "و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب".

 

     در سوره مبارکه نساء آیه 47 می فرماید: "یا ایها الذین اوتوا الکتاب آمنوا بما نزلنا مصدقا لما معکم من قبل" ای کسانی که به شما کتاب (آسمانی) داده شده، به کتابی که نازل کردیم و کتاب شما را نیز تصدیق می کند، ایمان بیاورید. اما پیامبر خود خوانده بهائیت و جانشین او به پیروان خود دستور می دهند باید چشم و گوش تان را از هرچه که تا به حال شنیده اید یا دیده اید و یا حتی ادراک نموده اید، پاک کنید و فقط به سخنان ما گوش دهید.

 

     حسینعلی نوری در کتاب ایقان صفحه 9 سطر 9 می نویسد: "معلوم است نزد هر ذی بصری که اگر این عباد در ظهور هر یک از مظاهر شمس حقیقت، چشم و گوش و قلب را از آنچه دیده و شنیده و ادراک نموده، پاک و مقدس می نمودند، البته از جمال الهی محروم نمی ماندند".

 

    همچنین در کتاب ایقان صفحه 46 سطر 6 می نویسد: "پس باید صدر را از جمیع آنچه شنیده شده پاک نمود و قلب را از همه تعلقات مقدس نمود تا محل ادراک الهامات غیبی شود و خزینه اسرار علوم ربانی گردد".

 

    میرزا حسینعلی بهاء همچنین در کتاب بدیع صفحه 251 سطر 5 می نویسد: "بشنو از این عبد، و قلب و سمع را از کل آنچه شنیده و ادراک نموده (ای) طاهر نما". اگر کل آنچه را که شنیده و فهمیده کنار بگذارد، به چه علت به حرف های این مدعی جدید باید گوش فرا دهد؟

 

    عبدالبهاء جانشین میرزا حسینعلی نیز در کتاب مکاتیب جلد 2 صفحه 247 سطر 14 می نویسد: "الیوم تکلیف جمیع یاران الهی در بساط رحمانی این است که آنچه شنیده و دیده و فهمیده ازعقیده بنهند و فراموش کنند و نسیاً منسیاً شمرند و آنچه صریح و وضوح بیان این عبد است قبول کنند". بنا بر آنچه امام کاظم علیه السلام می فرمایند: حجت های الهی دو قسمند یک قسم حجت داخلی و دوم حجت بیرونی و خارجی. حجت داخلی همان عقل انسان هاست و حجت خارجی انبیای الهی. انبیا همان چیزی را برای انسان ها بیان می کنند که عقل انسان ها نیز به آن حکم می کند. چطور رهبر دوم فرقه ضاله می گوید: امروز تکلیف تمام یاران این است که آنچه تا بحال شنیده و دیده و فهمیده اند باید فراموش کنند و آنچه من می گویم، قبول کنند؟

 

    ملاحظه می کنید که رهبران ضلالت و گمراهی برخلاف انبیای الهی که می گفتند ما تصدیق کننده کتابی هستیم که نزد شماست، آنان به پیروان خود دستور می دهند آنچه تا حال شنیده اید یا دیده اید یا فهمیده اید، هرچه که باشد، باید به کناری بنهید، فراموش کنید و فقط به سخنان بهاء و عبدالبهاء گوش فرا دهید. این جز خودخواهی رهبران فرقه ضاله چیز دیگری می باشد؟

 

برای دیدن کتاب ایقان، بدیع و مکاتیب عبدالبهاء روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
ادعاهای بهاءالله - 38 2019-10-26T05:12:53+01:00 2019-10-26T05:12:53+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/802 بابائی                                      بهائیان پای سماوری     فضل الله مهتدی مشهور به «صبحی» در یک خانواده بهائی درکاشان متولد شد که به خاطر خط خوش مورد توجه عبدالبهاء قرار گرفت، تا آنجا که عبدالبهاء او را به عنوان منشی و کاتب مخصوص و محرم اسرار خویش برگزید و تشویق نامه و الواح زیادی نیز به وی عطا کرد. صبحی سالیا                                      بهائیان پای سماوری


     فضل الله مهتدی مشهور به «صبحی» در یک خانواده بهائی درکاشان متولد شد که به خاطر خط خوش مورد توجه عبدالبهاء قرار گرفت، تا آنجا که عبدالبهاء او را به عنوان منشی و کاتب مخصوص و محرم اسرار خویش برگزید و تشویق نامه و الواح زیادی نیز به وی عطا کرد. صبحی سالیان متمادی منشی مخصوص عبدالبهاء و به قول خودش کاتب وحی و واسطه فیض بین حق و خلق بود. و این کار را تا دو ماه قبل از وفات عبدالبهاء ادامه داد.


    صبحی که یکی از مورد اعتمادترین و بهترین یاران عبدالبهاء محسوب می شد و در نزد عموم بهائیان بی اندازه ارج و قرب داشت و تمام بهائیان به مقام و منصب وی غبطه می خوردند، پس از دوازده سال اقامت نزد عبدالبهاء و خدمت صادقانه پس از اینکه عبدالبهاء از دنیا رفت و شوقی بر سر کار آمد از این فرقه تبری جسته و به دامان اسلام بازگشت و کتاب هائی را در رد این فرقه به رشته تحریر در آورده است.


     وی در کتاب پیام پدر صفحه 41 از سید اسدالله قمی نقل می کند: "در سال 1300 قمری (آذر 1261  تا مهر 1262) تعدادی از بهائیان را در تهران دستگیر کردند و به زندان انداختند که من هم جزء آنان بودم. در زندان از مبلغین این گروه چیزهائی دیدم که شرمم می آید بازگو کنم. بیشتر بهائیان در زندان از بهائیت تبری جسته از زندان آزاد شدند بجز محمد رضا محمد آبادی یزدی و سید مهدی دهجی. محمد رضا بهائی ثابت قدمی بود و آشکارا دم از بهائی گری می زند و از کسی نمی ترسید.


    روزی کامران میرزا (1235-1307) فرماندار تهران از او پرسید: تو میرزا حسینعلی بهاء را چه می دانی؟ گفت چنانکه خود او گفته است، او را خدا می دانم. پرسید: همه بابیان بهائی این را می گویند یا تو تنها؟ پاسخ داد: همه در این سخن با من همراهند. در این میان کامران میرزا فرمان داد چند نفر دیگر را از زندان نزدش آوردند و روبروی ملامحمد رضا از آنها پرسید که میرزا حسینعلی را چه می دانید؟ گفتند: آفریده خدا و بنده پروردگار. کامران میرزا روی به محمد رضا نموده گفت: می بینی اینها چیز دیگر می گویند و تو چیز دیگر. مگر دوگانگی در میانتان هست؟ گفت: نه دوگانگی در میان نیست. بهائی ها دو دسته اند. بهائی پای سماور و بهائی پای قاپق (میدان اعدام). اینها بهائی پای سماورند. وقتی که سماور را آتش می کنند و قوری چای را دم می کنند و به رویش می گذارند و گرداگردش می نشینند، همین سخنانی را می گویند که من اینجا می گویم؛ میرزا حسینعلی را خدا و آفریننده جهان می دانند. اما اکنون که بیم رفتن پای قاپق هست، او را بنده کمترین خدا می شمارند. چون این سخن به گوش فرهاد میرزا برادر محمد شاه قاجار رسید که محمد رضا بهاء را خدا می داند برآشفت و گفت: تو کسی را خدا می دانی که در مرغ محله شمیران در نزد من و دیگران کارهای ناشایست و ناروا از او سر زد که سزاوار بنده برگزیده خدا نیست تا چه رسد به خدا.


برای دیدن کتاب پیام پدر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
دروغگوئی علی محمد باب 2019-10-22T05:04:25+01:00 2019-10-22T05:04:25+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/800 بابائی                                            باب دروغگو       علی محمد شیرازی مؤسس فرقه ضاله بابیت در شب پنجم ماه جمادی الاولی سال 1260 قمری نزد ملا حسین بشرویه ای از شاگردان سید کاظم رشتی در شیراز اظهار داشت که من باب بقیة الله و باب امام زمان و همان کسی ام که سید رشتی مژده ظهور او را داده و در وا

                                           باب دروغگو

 

    علی محمد شیرازی مؤسس فرقه ضاله بابیت در شب پنجم ماه جمادی الاولی سال 1260 قمری نزد ملا حسین بشرویه ای از شاگردان سید کاظم رشتی در شیراز اظهار داشت که من باب بقیة الله و باب امام زمان و همان کسی ام که سید رشتی مژده ظهور او را داده و در واقع جانشین سید کاظم می باشم یعنی از نظر فرقه ضاله، علی محمد باب در آن شب مذکور اظهار امر نمود.


    وی که تا مجلس محاکمه اش در تبریز به سال 1264 قمری همین یک دعوی را ادامه داد و یارانی از شاگردان سید رشتی با او بیعت نمودند و حروف حی را تشکیل دادند، ادعای خویش را فراتر نهاد و نزد شیخ علی ترشیزی که به او لقب عظیم داده بود، ادعای قائمیت نمود و خود را همان موعودی نامید که مدت هزار سال مسلمانان منتظر ظهور او بودند و با شنیدن نامش قیام نموده مشتاق زیارت و لقای او هستند.

 

    کاری به پرسش های حاضرین در مجلس محاکمه با وی نداریم که از ابتدائی ترین سوالات حاضران در مانده شد و از جواب دادن باز ماند. سوالی که اینجا برای تمام خوانندگان و شنوندگان تاریخ فرقه ضاله پیش می آید این است که چرا مدعی قائمیت و مهدویت در ابتدا خود را باب امام زمان و سید ذکر معرفی کرد و با صراحت خود را همان مهدی موعود و قائم نخواند؟ فرقه ضاله در صدد برآمدند برای این پرسش راه حلی پیدا کنند تا دروغگوئی این مدعی دروغگین را  به شکلی توجیه نمایند.

 

     اسدالله فاضل مازندرانی از مبلغین این فرقه گمراه پاسخی از قول علی محمد باب به این پرسش داده که هر خواننده را به خنده وا می دارد. وی در کتاب اسرارالآثار جلد 3 صفحه 273 سطر 6 می نویسد: "در اوائل امر جدید لقب و شهرت باب اعظم گشت که محض اشاره به رموز آیات مذکوره قرآن و برای انطباق با نام کریم خود و به منظور آنکه نام و تشخیص شخص مشهور نشود و موجب تعرض اعداء نگردد، خود را "ذکر اسم رب" خواندند. چنانچه در صحیفه بین الحرمین (آمده) است قوله: "ان هذا کتاب قد نزلت علی الأرض المقدسة بین الحرمین من لدن علی حمید ثم قد فصلت من ید الذکر... ان اسمعوا حکم بقیة الله واسألوا من سبیل الحق من ذکر اسم ربکم".


    وی همچنین در ادامه مطلب از کتاب شرح سوره یوسف (قیوم الأسماء) که نخستین کتاب علی محمد شیرازی بود، شاهد می آورد که وی در ابتدای کارش خود را ذکر نامیدند: "الم، ذلک الکتاب من عند الله الحق فی شأن الذکر قد کان بالحق حول النار منزولاً".

 

    با توجه با آنچه که خود علی محمد شیرازی در کتاب هایش خود را ذکر و باب نامید و بهائیان نیز در توجیه این ادعا می گویند برای اینکه زمینه کارش درست شود و مردم آمادگی برای پذیرش وی (بعنوان مهدی موعود) را داشته باشند، بدین خاطر وی تا چهار سال خود را باب امام زمان و سید ذکر نامید اما بعد از دستگیری و زندانی شدن، وقتی متوجه شد که نهایت کارش اعدام خواهند بود، لذا در مجلس محاکمه اش در تبریز خود را قائم و مهدی موعود (عج) نامید.

             

برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
کتب ردیه بهائی- 67 2019-10-17T04:44:41+01:00 2019-10-17T04:44:41+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/801 بابائی نام کتاب: نگاهی به خاطرات صبحیمؤلف: سید هادی خسرو شاهی برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید. نام کتاب: نگاهی به خاطرات صبحی

مؤلف: سید هادی خسرو شاهی

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download
]]>
داریوش فرهنگ و بهائیان 2019-10-12T05:17:19+01:00 2019-10-12T05:17:19+01:00 tag:http://www.baha9.ir/post/797 بابائی فیلم سخنان داریوش فرهنگ در باره فرقه ضاله بهائیت [https://www.aparat.com/v/TrGDV]        نکاتی پیرامون سخنان داریوش فرهنگ     از جمله ضروریات دین مبین اسلام که بر احدی از مسلمانان مخفی نیست، حرام بودن ظلم و ستم می باشد که صریح آیات قرآن است. مسئله ظلم و تعدی به مردم و مخلوقات الهی تا آنجا مورد نهی قرار گرفته است که آیات قرآن کریم ظالمین را لعنت نموده و از آنها بی زاری جسته است.     آ فیلم سخنان داریوش فرهنگ در باره فرقه ضاله بهائیت
 

[https://www.aparat.com/v/TrGDV]

       

نکاتی پیرامون سخنان داریوش فرهنگ

    از جمله ضروریات دین مبین اسلام که بر احدی از مسلمانان مخفی نیست، حرام بودن ظلم و ستم می باشد که صریح آیات قرآن است. مسئله ظلم و تعدی به مردم و مخلوقات الهی تا آنجا مورد نهی قرار گرفته است که آیات قرآن کریم ظالمین را لعنت نموده و از آنها بی زاری جسته است.
 

   آیاتی که در این باره نازل شده بقدری زیاد است که در این نوشتار نمی گنجد. از باب نمونه یادآوری می کنیم که خدای متعال در سوره مبارکه بقره آیه ۲۷۹ می فرماید: "لَا تَظلِمُون و لَا تُظلَمُون" نه به کسی ظلم کنید و نه مورد ظلم دیگران قرار بگیرید. همچنین در سوره هود آیه شریفه ۱۸ می فرماید: "الَا لَعنَةُ الله عَلی الظّالِمین" آگاه باشید که لعنت خدا شامل کسانی می باشد که نسبت به دیگران ظلم نمایند.

 

    آقا امیرالمومنین سلام الله علیه در نهج البلاغه خطبه ۲۲۴ می فرماید: "وَ اللّهِ لَوْ أُعْطِیتُ الاقالِیمَ السَّبْعَة بِمَا تَحْتَ أَفْلاَکِهَا، عَلَى أَنْ أَعْصِیَ الله فِی نَمْلَة أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِیرَة مَا فَعَلْتُه". «به خدا سوگند اگر اقلیم هاى هفتگانه (روى زمین) با آنچه در زیر آسمان هایش قرار دارد به من داده شود تا خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه اى نافرمانى کنم، هرگز نخواهم کرد.

 

    پس حضرت به بیان دلیل آن مى پردازد و مى فرماید: "وَ إِنَّ دُنْیَاکُمْ عِنْدی لاََهْوَنُ مِنْ وَرَقَة فی فَمِ جَرَادَة تَقْضَمُهَا". «به یقین این دنیاى شما نزد من از برگ درختى در دهان ملخى که در حال جویدن آن باشد پست تر و بى ارزش تر است. به خدا سوگند اگر در بیابان های پرخار، شب را به صبح آورم و در غل و زنجیر کشیده شوم، برایم بهتر است تا آنکه در قیامت، خدا و رسول را در حالی دیدار کنم که به بعضی از بندگان خدا ستم کرده باشم، یا چیزی را به غصب برده باشم.

   
حضرت امیر سلام الله علیه در وصیت به فرزندانش امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می فرماید: "کُونَا لِلظَّالِم خَصما وَ للمظلوم عَونا". ای فرزندانم، دشمن ستمگر و یار و مددکار ستمدیده باشید. (نهج البلاغه، نامه شماره ۴۷)

    این وصیت آقا امیرالمومنین علیه السلام، گرچه خطاب به حسنین علیهما السّلام است ولی در حقیقت برای تمام ابنای بشر تا پایان عالم است. این وصیت سند افتخار شیعه است که تا ابد بر تارک انسانیت می درخشد و شیعه نسبت به امام خویش عقیده دارد.



   
امام حسین سلام‌ الله‌ علیه در روز عاشورا و موقعی که همۀ اصحاب و یارانش به شهادت رسیده بودند، یعنی در آن موقعیت حساس، که لازم است مهم‌ ترین و حساس‌ ترین مطالب بیان شود، آخرین وصیت خود به فرزند برومندشان امام سجاد علیه السّلام که در حقیقت آخرین وصیت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان کردند: «یا بُنیَّ إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَن لَا یَجد عَلَیك ناصِراً إِلَّا الله» ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو هیچ کمک کار و یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.


   
از امام باقر علیه السّلام نیز روایت شده است كه چون زمان شهادت على بن الحسین علیهماالسّلام فرا رسید، مرا به سینه چسبانید، سپس فرمود: اى پسر جانم! من به تو سفارش كنم بدان چه پدرم هنگام مرگش به من سفارش كرد و به همانچه كه او یادآور شد كه پدرش به او سفارش كرده است، فرمود: پسر جانم! مبادا ستم روا دارى به كسى كه برابر تو جز خدا یاورى نیابد.

    با این بیانات روشن می گردد که دین و بزرگان دین از مسلمانان چه خواسته اند و بعضی از مسلمانان نسبت به دستورات آنان چه عکس العملی از خود نشان داده اند. بنابراین آنچه که آقای فرهنگ در مصاحبه اش از عملکرد دوران کودکی خود بیان داشته، یک عمل شخصی جاهلانه ای بود که نباید آن را به پای دین و دستورات بزرگان آن گذاشت. علاوه بر اینکه چنین عملی را هیچ انسان آزاده ای قبول نداشته و نمی پسندد. چه طرف مقابل او یهودی باشد یا مسیحی یا شخصی دیگر حتی حیوانات.

   
اما در مورد نجاست بهائیان باید گفت که به اتفاق فقها و مراجع تقلید یکی از نجاسات در اسلام، کافر می باشد. کافر یعنی کسی که منکر خدا یا رسالت خاتم الانبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم یا معاد است. بهائیان گرچه قائل اند که ما تمامی پیامبران الهی را قبول داریم، اما خاتمیت حضرت محمد صلوات الله علیه و آله را قبول ندارند و این باعث کفر و نجاست آنها شده است.


لینک نظر مراجع تقلید در مورد بهائیان

                    

http://www.baha9.ir/post/category/13


]]>