بهائیت شناسی " بسم الله الرّحمن الرّحیم " اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند. وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی. « بابائی » tag:http://baha9.mihanblog.com 2019-02-22T22:19:10+01:00 mihanblog.com کانال پیام رسان 2019-02-22T04:42:19+01:00 2019-02-22T04:42:19+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/758 بابائی بهائیت شناسی را در پیام رسان ایتا تجربه کنید.                 بهائیت شناسی را در پیام رسان ایتا تجربه کنید.
                
http://s9.picofile.com/file/8346214076/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7.png
]]>
دروغگوئی رهبران بهائی - 1 2019-02-18T04:47:20+01:00 2019-02-18T04:47:20+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/757 بابائی                              دروغگوئی حسینعلی بهاء       خداوند متعال از میان بندگانش کسانی را به نبوت و رسالت برگزید که از دیگران  ازهمه جهت برتر بودند، در بندگی، صداقت، امانتداری، ساده زیستی، انفاق و کمک به دیگران، ظالم نبودن و خیرخواه دیگران بودن که به تعبیر امام صادق علیه السلام خداوند متعال افرادی را برای رسالت ا

                             دروغگوئی حسینعلی بهاء

 

    خداوند متعال از میان بندگانش کسانی را به نبوت و رسالت برگزید که از دیگران  ازهمه جهت برتر بودند، در بندگی، صداقت، امانتداری، ساده زیستی، انفاق و کمک به دیگران، ظالم نبودن و خیرخواه دیگران بودن که به تعبیر امام صادق علیه السلام خداوند متعال افرادی را برای رسالت انتخاب فرمود که دو صفت بارز داشتند: یکی صداقت و راستگوئی بود و دوم امانتداری.

 

    آنچه که از رفتار و گفتار و آثار میرزا حسینعلی نوری مشاهده می شود عکس آن چیزی است که خداوند متعال از انبیای خویش انتظار داشته و دارد و از میان همه آنها برجسته تر صداقت و راستگوئی می باشد که در پیامبر خود خوانده بهائیت نه تنها دیده نمی شود بلکه برعکس دروغگوئی و عدم صداقت فراوان مشاهده می شود.


    وقتی میرزا حسینعلی نوری مازندرانی ادعای نبوت و رسالت نمود، علمای اسلام به روشنگری پرداخته تا مردم مسلمان ایران به دام چنین شیادان نابکاری گرفتار نشوند. بدین جهت میرزا حسینعلی در کتاب ایقان به علمای اسلام فحاشی نموده و به مذمت آنان پرداخت و گفت آنان در روزگاران گذشته نیز مردم را از معرفت الهی باز داشتند، سپس در کلامی سراسر کذب در صفحه 10 سطر 1 می گوید: «چنانچه همه انبیاء به اذن و اجازه علمای عصر سلسبیل شهادت را نوشیدند و به أعلی افق عزت پرواز نمودند».

 

     کذب این گفتار چنان واضح و روشن است که برای هر فردی این امکان وجود دارد تا خود به مطالعه تاریخ زندگی انبیای الهی بپردازد و به صئق و کذب گفته های پیامبر دروغین بهائیت پی ببرد. به گواه مورخین از میان 124 هزار پیامبر الهی قریب به اتفاق آنها به مرگ طبیعی از دنیا رفتند بجز دو یا سه نفر مانند حضرت یحیی که به دستور پادشاه ستمگر زمانش و بنا بدرخواست زنی فاحشه بخاطر پیروی از هوای نفس او را به شهادت رساند و حضرت زکریای نبی هم که مردم زمانش خودسرانه او را به شهادت رساند و هیچکدام با اطلاع و آگاهی علمای عصر نبوده است.

 

   اما پیامبرانی مانند حضرت آدم، شیث، نوح، هود، صالح، یونس، یعقوب، یوسف، ایوب، لوط، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، ادریس، الیاس، الیسع، داوود، سلیمان، ذوالکفل، شعیب، موسی و هارون به مرگ طبیعی از دنیا رفتند و کسی آنها را به قتل نرسانده است. بنابراین آنچه که میرزا حسینعلی نوری در کتاب ایقان ادعا می کند که همه انبیا به اذن علمای عصر به شهادت رسیدند، سخنی به غایت کذب می باشد که از امثال میرزا حسینعلی نوری این اکاذیب بعید نیست چرا که وی دروغی بزرگتر از آن را نیز بر زبان رانده که این دروغ در مقابل آن از ارزش کمتری برخوردار است و آن ادعای نبوت و رسالت خودش است که وی در عین اینکه اعتراف به خاتمیت رسول اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم می کند، باز مدعی نبوت و رسالت شد که این ادعا توسط خانواده اش نیز مورد تکذیب قرار گرفت.

 

برای دیدن کتاب ایقان روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
پیشگوئی عبدالبهاء - 2 2019-02-12T05:20:17+01:00 2019-02-12T05:20:17+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/756 بابائی                                        دولت بهیه روسیه     پیروان میرزا حسینعلی نوری عبدالبهاء را مرکز میثاق و مبین آیات الهی (کلمات حسینعلی بهاء) می دانند و چنان قداست و جایگاهی را برای وی قائل هستند که مسیحیان برای حواریون حضرت مسیح قائل بودند، بدین جهت کلمات او را همانند کلمات حسینعلی بهاء قلمداد نموده و به

                                       دولت بهیه روسیه


    پیروان میرزا حسینعلی نوری عبدالبهاء را مرکز میثاق و مبین آیات الهی (کلمات حسینعلی بهاء) می دانند و چنان قداست و جایگاهی را برای وی قائل هستند که مسیحیان برای حواریون حضرت مسیح قائل بودند، بدین جهت کلمات او را همانند کلمات حسینعلی بهاء قلمداد نموده و به آن اهمیت داده و ارزش قائل هستند.


    عبدالبهاء در تعریف و تمجید از دولت فخیمه روسیه که این فرقه آئینشان را به آنان وامدار هستند، چرا که نیکلاویچ الکساندر دوم با مساعدت و یاری خویش حسینعلی را از زندان نجات داد و جان ناقابل او را از خطر اعدام حفظ نمود که میرزا پس از آزادی در لوحی که برای وی نازل کرد، مقامی بس والا به او اعطاء نمود. بهمین خاطر عبدالبهاء در سال 1268 شمسی از پیروانش می خواهد تا برای تداوم و استمرار دولت الکساندر سوم (فرزند نیکلاویچ الکساندر دوم) امپراطور روسیه دست به دعا برداشته و دوام دولت و ازدیاد شوکتش را از خدا بخواهند.


    عزیزالله سلیمانی در کتاب مصابیح هدایت جلد 2 صفحه 232 سطر 11 به نقل از عبدالبهاء می نویسد: «... جمیع دوستان به دعای دوام عمر و دولت و ازدیاد حشمت و شوکت اعلی حضرت امپراطور اعظم الکساندر سوم و اولیای قوی شوکتش اشتغال ورزند زیرا که در الواح منیعه که در این اوقات از ارض مقدس عنایت و ارسال رفته می فرمایند آنچه را که ترجمه و خلاصه آن این است که به پاس.. که همواره امر حضرت مالک وری به حفظ و مراعات آن تعلق یافته باید این طایفه مظلومه ابدا این حمایت و عدالت دولت بهیه روسیه را از نظر محو ننمایند و پیوسته تائید و تسدید حضرت امپراطور اعظم و جنرال اکرم را از خداوند جل جلاله مسئلت نمایند».

  

    اما این پیشگوئی جناب عبدالبهاء همانند سایر پیشگوئی ها خلاف از آب در آمد و الکساندر سوم پس از پنج سال از دعای عبدالبهاء و پیروان بهائی اش در دهم آبان 1273 پس از 14 سال سلطنت در سن 49 سالگی از دنیا رفت و فرزندش نیکلای الکساندرویچ از خاندان رومانوف به جای او نشست که تا انقلاب فوریه 1917 (بهمن 1295) بر سر کار بود.


    جالب اینجاست که رهبران این فرقه با استفاده از جهل پیروان خویش چنان وانمود می کردند که دعا و در خواست آنان از خدا اجابت بی چون و چرای آن را در پی دارد و سلطنت تزار روس سالیان سال تداوم خواهد یافت. اما پنج سال بیشتر طول نکشید که خداوند متعال برای اینکه دروغگو را رسوا نماید، از برکت دعای عبدالبهاء مرگ تزار روس را اعلام نمود تا به مردم جاهل و نادان بهائی نشان دهد که رهبران این فرقه رسولان الهی نبوده که دعای آنان به اجابت رسد. بلکه رسولان شیطانی اند و دعای آنان برعکس تعبیر می شود.


برای دیدن کتاب مصابیح هدایت روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تناقضات رهبران بهائی - 55 2019-02-07T05:16:22+01:00 2019-02-07T05:16:22+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/755 بابائی                                     یک بام و دو هوا       میرزا حسینعلی مازندرانی پیامبر خود خوانده بهائیان از طرفی مدعی ست که با نزول کتاب اقدس، احکام بیان منسوخ گردیده و قابل عمل برای پیروانش نیست. از طرفی می گوید اراده نسخ بیان را نداشته و کسانی که بیان را منسوخ و فاقد اعتبار می دانند، لعنت کرده،

                                    یک بام و دو هوا

 

    میرزا حسینعلی مازندرانی پیامبر خود خوانده بهائیان از طرفی مدعی ست که با نزول کتاب اقدس، احکام بیان منسوخ گردیده و قابل عمل برای پیروانش نیست. از طرفی می گوید اراده نسخ بیان را نداشته و کسانی که بیان را منسوخ و فاقد اعتبار می دانند، لعنت کرده، می گوید نه تنها بیان و احکام آن نسخ نشده، بلکه در آینده نیز نسخ نخواهد شد.

 

   حسینعلی نوری در این زمینه در کتاب بدیع صفحه 390 سطر می گوید: «قل ان المشرکین ظنوا بانا اردنا ان ننسخ ما نزل علی نقطة البیان... و لکن اراد بهذا الظهور ان یثبت ما نزل من عند نقطة البیان... فسوف نثبت احکامه و نبرهن آثاره فی الارض بقدرة و سلطان مبینا». یعنی همانا مشرکین گمان کرده اند ما اراده نسخ آنچه بر نقطه بیان (علی محمد باب) نازل شده داریم ... ولی خداوند اراده نموده با این ظهور ( ظهور حسینعلی بهاء) آنچه از جانب نقطه بیان نازل شده تثبیت گردد پس به زودی احکام او را تثبیت می کنیم و آثارش را در زمین با قدرت و اقتدار به روشنی آشکار می سازیم.

 

    پیامبر خود خوانده بهائیت همچنین در مورد جایگاه والای کتاب بیان نزد پیروانش در کتاب مجموعه الواح مبارکه صفحه 350 می نویسد: «... نقطه اولی در بیان فارسی بتفصیل مرقوم داشته اند، رجوع به آن نمائید که حرفی از آن کفایت می کند همه اهل ارض را و کان الله ذاکرا کل شئ فی کتاب مبین». یعنی خدا همه چیز را در کتاب بیان ذکر نموده است. و آن قدر این کتاب ارزشمند است که یک حرف آن برای کل بشریت کفایت می کند!

 

   طبق گفته میرزا حسینعلی، آنچه علی محمد شیرازی از قتل و  غارت، جنایات، ضرب اعناق، سوزاندن کتب و اوراق، هدم بقاع و قتل عام عمومی در کتاب بیان دستور داده، نزد وی از آنچه در آسمان ها و زمین است، محبوب تر می باشد! بدنبال کشف این مسئله که چرا حسینعلی نوری تا این حد کتاب بیان را تائید می کند، معلوم می گردد که وی در پی اثبات مقام خویش (من یظهره الله) است تا بدین وسیله دلیل محکمی در مقابل معترضین خود داشته باشد. بدین جهت در کتاب اقتدارات صفحه 45 و 46 می گوید: «کل می دانند که به این ظهور أعظم ما نزّل فی البیان ثابت و ظاهر و محقق شده و اسم الله مرتفع گشته و آثارالله در شرق و غرب انتشار یافته و بیان فارسی مخصوصاً در این ظهور امضاء شده مع ذلک متصلاً نوشته و می نویسند که بیان را نسخ نموده اند که شاید شبهه در قلوب القا شود و معبودیت عجل (گوساله، منظور حسینعلی نوری برادرش یحیی صبح ازل می باشد) محقق گردد.

 

   نتیجه اینکه اگر منتقدین به سخنان غیر عقلانی علی محمد باب در کتاب بیان معترض شوند، میرزا حسینعلی نوری می گوید سخنان باب به ما بهائیان ارتباطی ندارد، چرا که با نزول اقدس، «بیان» نسخ شده است. اما وقتی منکرین بهاء از وی سندی مبنی بر اثبات مقام «من یظهره اللهی» طلب نمایند، می گوید به کتاب «بیان» مراجعه نمائید.


برای دیدن کتاب بدیع، محموعه الواح مبارکه و اقتدارات روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

]]>
جهالت سران بهائی - 8 2019-02-03T04:56:17+01:00 2019-02-03T04:56:17+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/753 بابائی                                      نمله فانیه     میرزا حسینعلی مازندرانی که در آثارش خود را خدای خدایان و خالق جهانیان می نامد و به پیروانش حکم می کند که کور شوند و کر باشند تا فقط او را ببینند و صدای او را بشنوند! و به بندگان جاهل خویش دستور می دهد تا او را بپرستند و قبر او را قبله گاه خویش س

                                     نمله فانیه


    میرزا حسینعلی مازندرانی که در آثارش خود را خدای خدایان و خالق جهانیان می نامد و به پیروانش حکم می کند که کور شوند و کر باشند تا فقط او را ببینند و صدای او را بشنوند! و به بندگان جاهل خویش دستور می دهد تا او را بپرستند و قبر او را قبله گاه خویش سازند، وقتی که از حاکم و سلطان زمانش احساس خطر می کند، خود را مورچه ای ناچیز می نامد تا بدین وسیله از دست آنان خلاص شده و حاکمان و پادشاهان اعمال و کردارش را ببخشند و از تقصیراتش چشم بپوشند.


    میرزا حسینعلی نوری در کتاب ادعیه حضرت محبوب، جلد 1، صفحه 338 سطر 10 می نویسد:«این نمله فانیه را بسرادق عرفانت راه نمودی و در ظلّ خباء مجدت مأوی دادی».


    ملاحظه می کنید که میرزا حسینعلی نوری مازندرانی پیامبر خود خوانده بهائیان که خود را ملقب به بهاءالله نامید، در این عبارت خود را مورچه فانی و از بین رفته قلمداد می کند. یعنی چیزی که اصلا به چشم نمی آید و شئی حقیر محسوب می شود. این چنین است استقامت مؤسس و رهبر فرقه ضاله بهائیت.


برای دیدن کتاب ادعیه حضرت محبوب روی ادامه مطلب کلیک کنید. 

]]>
کانال پیام رسان 2019-01-31T05:04:23+01:00 2019-01-31T05:04:23+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/754 بابائی همراهان گرامی، در پیام رسان ایتا با ما همراه باشید.          همراهان گرامی، در پیام رسان ایتا با ما همراه باشید.
         
http://s9.picofile.com/file/8346214076/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7.png
]]>
ادعاهای بهاءالله - 34 2019-01-28T05:17:50+01:00 2019-01-28T05:17:50+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/752 بابائی                         نویسنده ایقان می تواند خدا باشد     میرزا حسینعلی نوری مازندرانی پیامبر خود خوانده بهائیان زمانی که در بغداد به حالت تبعید بسر می برد، در سال 1278 قمری برابر با 1861 میلادی کتابی در جواب سوالات حاجی سید محمد خال دائی علی محمد شیرازی و در اثبات ادعای علی محمد باب که خود را قبلاً از پیروان او می دانست، در طی دو شبانه روز نوشت. این کتاب

                        نویسنده ایقان می تواند خدا باشد


    میرزا حسینعلی نوری مازندرانی پیامبر خود خوانده بهائیان زمانی که در بغداد به حالت تبعید بسر می برد، در سال 1278 قمری برابر با 1861 میلادی کتابی در جواب سوالات حاجی سید محمد خال دائی علی محمد شیرازی و در اثبات ادعای علی محمد باب که خود را قبلاً از پیروان او می دانست، در طی دو شبانه روز نوشت. این کتاب معروف به رساله خالویه بود که بعدها به اسم ایقان نامیده شد.


    حسینعلی مازندرانی با ذکر مطالب خلاف واقع و یک سلسله تحریفات در آیات و احادیث اسلامی در این مجموعه هدف انتقادات دانشمندان و افراد محقق و متدین قرار گرفته است. اما آنان که چشم و گوش بسته تسلیم عقائد مورد بحث میرزا حسینعلی نوری شده اند، ایقان را وحی منزل دانسته و اعتراف نموده اند که صاحب این کتاب می تواند ادعای خدائی کند.


    میرزا حیدرعلی اصفهانی از پیروان فرقه ضاله بهائیت در کتاب بهجت الصدور صفحه 198 سطر 4 می نویسد: «یکی از بهائیان می گوید کتاب مبارک ایقان را فرستاد... کتاب را باز نمود و فرمود: تا حال کتاب به خوبی و تمامی و فصیحی این کتاب نوشته نشده است. انبیاء و حکماء و عرفا و علما کل عاجزند از آوردن یک سطر و یک مطلبش و صاحب این کتاب و لو ادعای خدائی کند حقش است و ثابت می فرماید و کل باید تصدیق نمایند».


برای دیدن کتاب بهجت الصدور روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
کتب ردیه بهائی - 66 2019-01-21T05:04:52+01:00 2019-01-21T05:04:52+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/751 بابائی نام کتاب: توضیح واضحات در مرام باب و بهاءمؤلف: محمد مردانی برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید. نام کتاب: توضیح واضحات در مرام باب و بهاء

مؤلف: محمد مردانی

برای دریافت کتاب روی دریافت کلیک کنید.


download

]]>
تصاویر رهبران بهائی - 74 2019-01-16T04:53:54+01:00 2019-01-16T04:53:54+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/750 بابائی عبدالبهاء رهبر فرقه ضالّه بهائیت در آمریکا، اردیبهشت ۱۲۹۱ شمسی            آقا و خانم گتزینگر. میرزا احمد سهراب. دکتر امین فرید. میرزا ورقا. سید اسدالله قمی. دکتر ضیاء بغدادی.بگغته فضل الله مهتدی صبحی کاتب عبدالبهاء درکتاب پیام پدر ص 143 دکتر ضیاء بغدادی با شوقی عمل ناشایستی انجام داد. عبدالبهاء رهبر فرقه ضالّه بهائیت در آمریکا، اردیبهشت ۱۲۹۱ شمسی
           
آقا و خانم گتزینگر. میرزا احمد سهراب. دکتر امین فرید. میرزا ورقا. سید اسدالله قمی. دکتر ضیاء بغدادی.
بگغته فضل الله مهتدی صبحی کاتب عبدالبهاء درکتاب پیام پدر ص 143 دکتر ضیاء بغدادی با شوقی عمل ناشایستی انجام داد.

http://s9.picofile.com/file/8348993484/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%A1_%D9%88_%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%85%DB%8C.jpg
]]>
تحصیلات حسینعلی بهاء - 35 2019-01-12T05:02:34+01:00 2019-01-12T05:02:34+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/743 بابائی                               افشاگری خواهر حسینعلی بهاء     میرزا حسینعلی نوری مازندرانی وقتی ادّعای مظهریت نمود و خود را موعود ملل نامید، برای هماهنگی با انبیای الهی تظاهر به أمی بودن نمود و در تمام کتاب هائی که به رشته تحریر در آورد، خود را بی سواد قلمداد نمود. اما خواهرش عزّیه خانم که دعوی او را باطل شمرده

                              افشاگری خواهر حسینعلی بهاء


    میرزا حسینعلی نوری مازندرانی وقتی ادّعای مظهریت نمود و خود را موعود ملل نامید، برای هماهنگی با انبیای الهی تظاهر به أمی بودن نمود و در تمام کتاب هائی که به رشته تحریر در آورد، خود را بی سواد قلمداد نمود. اما خواهرش عزّیه خانم که دعوی او را باطل شمرده و ادعای او را تکذیب کرد، در آثارش مطالبی از رازهای پشت پرده این جریان را عیان نموده که از جمله آنها موضوع تحصیلات برادرش حسینعلی نوری است.


    عزیه خانم نوری در کتاب تنبیه النّائمین صفحه 44 سطر 8 می نویسد: « هو الذی بعث فی الأمیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و نفرموده اند هو الذی بعث من الدراویش والعرفاء و الادباء و الصوفیه رسولا منهم" آن هم بعد از شصت هفتاد سال که با همه عرفا و دراویش اوقات صرف نموده و با تمام شعرا و حکماء طبیعی شب و روز محشور بوده قریب بیست سال با علمای بیان و اهل لسان خاصه بدیع معاشر بوده و آیات بدیعه که از سماوی الوهیت نازل شده همه را ضبط و در لوح خاطر ثبت نموده که هنگام فرصت به عامیان عمیا طینت بنماید و زبان من یظهری گشاید».


    با وجود این همه افشاگری که از خانواده و نزدیکان میرزا حسینعلی بر علیه وی شده است، چطور میرزا حسینعلی مازندرانی در لوح سلطان خطاب به ناصرالدین شاه قاجار که با دست خویش این لوح را نوشته و توسط آقا بزرگ نیشابوری ملقب به بدیع (که قاصد وی بود) برای شاه قاجار فرستاده، ابراز می دارد که من از علوم متعارفه پیش مردم نخوانده ام و به مدارس وارد نشدم! اما خواهرش می نویسد که او تحصیل نموده و أمی نیست و چه کسی نزدیکتر از خواهر به میرزای نوری است که چنین برادرش را رسوای خلائق کند.


   پیروان میرزا یحیی صبح ازل نیز از قول میرزا یحیی نوری بر این حقیقت معترفند که ادّعای أمی بودن حسینعلی نوری کذب محض بوده و دلیل روشن بر تحصیل حسینعلی نوری این است که پدرش میرزا بزرگ نوری یکی از منشیان دربار قاجار و از اشرافیان روزگار بوده که تمام خواهران و برادران حسینعلی را با سواد و تحصیل کرده بار آورده، چگونه ممکن است حسینعلی را که فرزند ارشد وی بوده و قطعا نزد پدر عزیز و گرامی نیز بوده بی سواد بار آورده و او را به مکتب خانه ای نفرستاده باشد؟


برای دیدن کتاب تنبیه النّائمین روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
تحصیلات باب - 11 2019-01-04T05:21:42+01:00 2019-01-04T05:21:42+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/742 بابائی                                          معلمین باب     هر محقق و پژوهشگری با مراجعه با آثار علی محمد شیرازی (باب) در می یابد که صاحب این آثار قطعاً نزد افرادی بهتر از خود به شاگردی پرداخته و چیزهائی را از آنان آموخته است. همانگونه که این مطلب در آثار بهائیان نیز انعکاس یافته است.  

                                         معلمین باب


    هر محقق و پژوهشگری با مراجعه با آثار علی محمد شیرازی (باب) در می یابد که صاحب این آثار قطعاً نزد افرادی بهتر از خود به شاگردی پرداخته و چیزهائی را از آنان آموخته است. همانگونه که این مطلب در آثار بهائیان نیز انعکاس یافته است.

 

    اسدالله فاضل مازندرانی در کتاب اسرارالآثار خصوصی جلد 1 صفحه 35 سطر 10 به نقل از علی محمد باب می نویسد: « و اما ما رأیت من آیات معلمی...» فاضل مازندرانی خود در توضیح کلمات باب می نویسد که مراد از معلم، حاجی سید کاظم رشتی می باشد و در ضمن لغت ع ل م توضیحی است.


    میرزا اسدالله فاضل در جلد 4 اسرارالآثار صفحه 269 ضمن لغت علم می نویسد: «و علی التفصیل کتبها سیدی و معلمی الحاج سید کاظم رشتی اطال الله بقائه» فاضل می گوید مفهوم است که این رساله را در ایام حیات سید رشتی نوشتند. و در توقیعی دیگر: «و اما ما رأیت فی آیات معلمی من حکم جنان الثمانیه» و در عده ای از توقیعات ذکر از معلم دیگری نیز فرمودند.

 

    از آنجائی که اسدالله فاضل مازندرانی جزء بهائیان است و طبق مثل معروف "اهل خانه آگاهترند از آنچه در خانه می گذرد" بنابراین طبق تصریح فاضل، علی محمد شیرازی مدعی بابیت و مهدویت معلمینی داشته که نزد آنان کسب فبض و کسب علم نموده است.


برای دیدن کتاب اسرارالآثار روی ادامه مطلب کلیک کنید.

]]>
نقد ادعاهای بهاء - 11 2019-01-01T05:09:54+01:00 2019-01-01T05:09:54+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/741 بابائی                                   پیامبر أعظم در صحیح مسلم           تا به اینجا ملاحظه فرمودید که علاوه بر تصریح رهبران بهائیت، آیات قرآن کریم نیز با صراحت تمام جاودانگی اسلام و پایان یافتن دوره نبوت را با پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ظهور اسلام اعلام داشت و خود پیامبر نیز با تعبیرهای مختلف

                                  پیامبر أعظم در صحیح مسلم

   

      تا به اینجا ملاحظه فرمودید که علاوه بر تصریح رهبران بهائیت، آیات قرآن کریم نیز با صراحت تمام جاودانگی اسلام و پایان یافتن دوره نبوت را با پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ظهور اسلام اعلام داشت و خود پیامبر نیز با تعبیرهای مختلف و مکرر توضیح فرمود که سلسله نبوت با ظهور من پایان پذیرفته و من آخرین پیامبر از جانب خداوندم و شریعت و دین من آخرین دین الهی برای جهان انسانیت می باشد. نه پس از نبوت من نبوت و رسالتی است و نه پس از اسلام دینی خواهد بود.

 

     مصادر موثق حدیثی از شیعه و اهل تسنن احادیث فراوانی را در باب ختم نبوت از رسولخدا صلی الله علیه و آله و سلم ضبط کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنم. از جمله در کتاب صحیح مسلم جلد 2 صفحه 64 حدیثی را از طریق ابوهریره نقل کرده که پیامبر أعظم صلوات الله علیه و آله فرمودند: « فضلت علی الانبیاء بست أُعطیت جوامع الکلم و نصرت بالرعب و احلت لی الغنائم و جعلت لی الأرض طهورا و مسجدا و ارسلت إلی الخلق کافة و ختم بی النبیون».


     یعنی من در شش امر بر سایر انبیای الهی برتری داده شده ام. سخنان جامع به من عطا شده است (فرا گیرنده ترین و جامع ترین سخن _ قرآن و شریعت اسلام _ به من داده شد) و به واسطه رعب و وحشت یارى داده شده ام. غنائم جنگ براى من حلال شده و زمین براى من طهور و سجده گاه قرار داده شده، و من بر کل انسان ها مبعوث گردیدم و سلسله انبیا به وسیله من و با ظهور من پایان گرفت و ختم شد.


    می بینید رسولخدا صلوات الله علیه و آله و سلم که صادق و مصدق است، در این حدیث که از طریق اهل سنت نقل شده، خود را آخرین پیامبر الهی معرفی کرده که با ظهور او ختم نبوت و پیامبری شده است. آیا ادعای دیگری در این زمینه برای میرزا حسینعلی نوری و امثال او مانند غلام احمد قادیانی، علی محمد شیرازی و دیگران باقی می ماند؟


برای دیدن کتاب صحیح مسلم روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 

]]>
کانال پیام رسان 2018-12-29T04:43:12+01:00 2018-12-29T04:43:12+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/740 بابائی لطفاً در پیام رسان ایتا با ما همراه شوید.       
لطفاً در پیام رسان ایتا با ما همراه شوید.
       
http://s9.picofile.com/file/8346214292/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7_2_.jpg
]]>
مقالات بهائیت - 61 2018-12-26T04:53:29+01:00 2018-12-26T04:53:29+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/739 بابائی                            نقش یهودیان در گسترش بهائیت   در باره اهمیت بهائیان برای رژیم صهیونیستی‌، از همان ابتدا وابسته سفارت دولت اشغالگر قدس در اروگوئه سخنی دارد كه در نوع خود جالب توجه است‌. آبراهام ساریوس وابسته سفارت اسرائیل در سال ‌1340 گفته است‌: «در اسراییل گروه كوچكی از بهائیان وجود دارند كه اكثر آنها ایرانی هستند، اگر چه این عده از 250 نفر تجاوز نمیی كند، مع ذلک در اسر
                           نقش یهودیان در گسترش بهائیت


   در باره اهمیت بهائیان برای رژیم صهیونیستی‌، از همان ابتدا وابسته سفارت دولت اشغالگر قدس در اروگوئه سخنی دارد كه در نوع خود جالب توجه است‌. آبراهام ساریوس وابسته سفارت اسرائیل در سال ‌1340 گفته است‌: «در اسراییل گروه كوچكی از بهائیان وجود دارند كه اكثر آنها ایرانی هستند، اگر چه این عده از 250 نفر تجاوز نمیی كند، مع ذلک در اسرائیل اهمیت و مقام فوق‌ العاده‌ای دارند.»

    در همین رابطه‌، در تاریخ 4 بهمن 1349 ساواک در گزارشی به نقل از فریدون رامش‌فر یكی از بهائیان ایرانی می نویسد: «دولت اسرائیل آن‌ قدر به بهائیان خوشبین است كه در فرودگاه خود، احبا [بهائیان‌] را بازرسی نمی كنند و وقتی رئیس كاروان به پلیس اظهار می دارد: «این‌ها آنها هستند»، حتی یك چمدان را باز نمی كنند ولی مسافرین را حتی كلیمی ها را بازرسی می كنند، به‌ طوری كه یك كلیمی اعتراض كرده بود، چرا ایرانی ها را بازرسی نمی كنند و ما را كه اینجا موطنمان هست‌، مورد بازرسی قرار می دهید؟»

    در مقابل بهائیان نیز به طور معمول به اسرائیل وفادار مانده‌اند. آنها در رژیم پهلوی به مدد شخص هویدا تا بالاترین رده‌های حكومتی صعود كرده بودند، نه تنها از سرمایه خود، بلكه از اعتبار مقام و جایگاهی كه داشتند، به نفع صهیونیست‌ها خرج كردند.

   بهائیانی چون ارتشبد فریدون جم‌، سپهبد عبدالكریم ایادی، سپهبد خسروانی، حبیب‌الله ثابت پاسال‌، عباس آرام و سپهبد علی محمد خادمی در دوران پهلوی كم به سود اسرائیل نقش آفرینی نكرده‌اند. شاید ذكر تنها یك مورد از حمایت‌های بهائیان از رژیم اشغالگر قدس كه هنوز نیز ادامه دارد، كافی باشد تا به عمق این دوستی دو جانبه و پر منفعت پی ببریم‌.

    در ژوئن 1967 میلادی یعنی خرداد ماه سال 1346 شمسی سومین جنگ میان اعراب و اسرائیل در گرفت و به شكست ارتش‌های عربی منجر شد. در این تهاجم كه به جنگ شش روزه شهرت یافت‌، بخش وسیعی از اراضی اسلامی مانند صحرای سینا، ارتفاعات جولان‌، كرانه باختری رود اردن و بیت المقدس به اشغال صهیونیست‌ها درآمد.

   بهائیان در خلال این جنگ برخلاف شعارشان مبنی بر «صلح جهانی، به جای محكوم كردن صهیونیست‌ها به‌ عنوان «آغازگر جنگ و متجاوز» در عمل همه گونه حمایتی را از آنها كردند. گزارش ساواك در تاریخ 10 مرداد 1346 نشان می دهد كه در این تاریخ مبلغی در حدود 120 میلیون تومان كه آن زمان پول بسیار هنگفتی بود، به‌ وسیله بهائیان ایران جمع‌آوری شد كه به ظاهر برای بیت العدل در حیفا ارسال شود. ولی منظور اصلی آنها از ارسال این مبلغ‌، كمک به ارتش اسرائیل بود. ساواک در ادامه می افزاید: «مقدار قابل ملاحظه‌ای از این پول به‌ وسیله حبیب ثابت [بهائی یهودی تبار] متعهد و پرداخت شده است‌.»

     در مجموع می توان این طور گفت كه انگلستان از همان ابتدا می دانست كه چگونه اهدافش را در رابطه با این فرقه هدایت كند و با تزریق آرمانهای صهیونیست به كالبد بهائیت از آن به نحو احسن استفاده كند. اكنون با این همه نقش و اهمیت بهائیت برای انگلستان چگونه می توان از نقشی كه براون در حیات بهائیت بازی كرد، به سادگی گذشت‌؟ آیا باز هم می توان ساده لوحانه تصور كرد كه براون تنها یك مستشرق و علاقه‌ مند به زبان پارسی بود؟! خیر! به یقین او یک مستشرق نبود، براون در تمام دورانی كه سنگ ایران را به سینه می زد همانند یک دانشمند اما وفادار و عامل سیاست استعماری به وطنش عمل كرده است‌. دانشمندی كه در عین خدمات به ظاهر ادبی به ایران هرگز نتوانست‌، در سیاست‌، خارج از اصول انگلستان عمل كند، برخی چون عباس نصر سیاست براون را اینگونه تعبیر می كنند:
 
    «... تا آن‌جا كه نوشته‌ها و گفته‌های براون را دیده‌ایم [...] سخن او این بود كه نباید انگلستان و روسیه بر علیه ایران متحد شوند و این سیاست ادوارد گری را به نفع حزب جرج كرزن‌... تقبیح می كرد. چرا كه خود او نیز دوست و یاور كرزن‌، وزیر امور خارجه پس از ادوارد گری بود و در واقع به اجرای سیاست‌های كرزن علیه گری در باره ایران هم می پرداخت‌.»

    نمونه‌های فراوانی از گرایش یهودیان جدیدالاسلام به فرقه بهائی گری و بابی گری وجود دارد. آنها از این راه نه تنها خود به گسترش بهائیت كمک كرده‌اند؛ بلكه در این رهگذر از چتر حمایتی انگلستان برخوردار شده و به اهداف سیاسی خود دست یافته‌اند.

    به عنوان مثال اولین كسانی كه در خراسان بابی شدند، یهودیان جدیدالاسلام مشهد بودند، كه در سال 1831 حدود دو هزار نفر گزارش شده است‌. این جمعیت بی آن كه هیچ فشاری بر آنها باشد، كمی پیش از آغاز ادعای علی محمد شیرازی بی آن كه هیچ فشاری بر آنها باشد، دسته جمعی مسلمان شدند و كدخدای آنها به نام ملامشایخ به ملامهدی و خاخام این گروه به نام ملابنیامین یزدی، به نام ملاامین تغییر نام داد. تعداد زیادی از آنها به فاصله كمی پس از فتنه بابیگری به این فرقه پیوستند و بعدها نیز نقش فعالانه‌ای را در گسترش بهائی گری برعهده گرفتند.

    از جمله بهائیان معروف دیگری كه به بهائیت پیوست‌، ملا عبدالخالق یزدی است كه ابتدا در یزد امامت داشت‌. او از علمای دین یهود بود كه پس از مسلمان شدن در زمره اصحاب شیخ احمد احسائی جای گرفت و احسائی هفت سال در خانه او اقامت كرد. ملاعبدالخالق یزدی سپس به مشهد مهاجرت كرد. در صحن حضرت رضا علیه السلام نماز جماعت و بساط منبر و موعظه برقرار كرد و به نوشته مهدی بامداد به یكی از «علمای طراز اول مشهد» تبدیل شد.

در سال 1839 در حدود دو هزار نفر یهودی ساكن مشهد حسن نیكو، مبلغ پیشین بهائی در این باره می نویسد: «طبقه دیگر (بهائیان‌) یهودی هستند كه با چه بغض عناد به اسلام معروف‌اند... در چنین صورتی اگر كسی علمی بلند كند كه باعث تفریق و تشیت جمعیت اسلام شد او سبب تفریق مسلمین گردد، البته دشمن‌... دلشاد گردیده وی را استقبال می كند... (یهودیان‌) در دخول در مجامع و محافل بهائیان سه قاره مسلم برای خود تصور داشته‌: اول آن كه لااقل سیاهی لشكر دشمن می شود كه بر ضد اسلام قیام كرده و رایت تشیت و تفریق را بلند نموده است‌؛ دوم آن كه از مسئله اجتناب و دوری كه در مسلمین شیعه نسبت به یهود بود مستخلص می شوند و با آنها معاشرت می كنند، بلكه وصلت می نمایند؛ سوم آن كه اگر غلبه و قدرت با بهائیان گردد عجالت خوری در حزب آنان وارد كرده باشند.»

    اما آنها در واقع یهودیان مخفی بودند و به قول والتر فیشل‌، محقق یهودی: «در طول دوران طولانی 110 ساله‌ای (1839 - 1949) كه از مسلمان شدن این یهودیان می گذشت‌، آنها، همچنان در خفا یهودی بودند.»
چنان چه دایرةالمعارف یهود جدیدالاسلام‌های مشهد را در ذیل مدخل «یهودیان مخفی مطرح كرده است‌، نه در مدخل مرتدین و در جای دیگر تصریح می كند كه آنها به عنوان «یهودیانی در لباس اسلام‌» به حیات خود ادامه دادند.

    این افراد وظیفه داشتند تا وظایف سیاسی متعددی را انجام دهند. به عنوان مثال از جمله یهودیان مشهد فردی به نام ملاابراهیم ناتان را می شناسیم كه رهبری یک شبكه فعال اطلاعاتی انگلیس را در منطقه برعهده داشت و در سال 1844 (سال آغازین دعوی باب‌) به بمبئی مهاجرت كرد. دایرةالمعارف یهود از ملاابراهیم ناتان به صراحت به عنوان «مامور اطلاعاتی بریتانیا» یاد كرده است‌.

    صرف نظر از یهودیان مخفی نقش یهودیان علنی در ترویج و گسترش كمی و كیفی بابیگری و بهائی گری نیز چشمگیر است‌. اسماعیل رائین در كتاب انشعاب در بهائیت می نویسد: «بیشتر بهائیان ایران یهودیان و زردشتیان هستند و مسلمانانی كه به این فرقه گرویده‌اند در اقلیت می باشند. اكنون سالهاست كه كمتر شده مسلمانی به آنها پیوسته باشد.

    بهائیان بسیاری را می توان نام برد كه از جمله خانواده‌های بانفوذ و سرشناس یهودی بوده‌اند كه نه تنها در دوران قاجار بلكه در سالهای بعد در دوران پهلوی در سیاست و اقتصاد ایران نقش داشته‌اند. از جمله خاندان حكیم در دوران قاجار و پهلوی از نسل یک یهودی مهاجر به نام حكیم سلیمان بودند كه در زمان فتحعلی شاه قاجار به ایران كوچ كرده بودند.

    خاندان‌های یهودی ـ بهائی شبكه‌ای با نفوذ، ثروتمند و مقتدر را پدید آورده بودند كه در قلب آنها خاندان‌های آزاده‌، اتحادیه‌، اخوان صفا، ارجمند، برجیس‌، برومند، جاوید، حافظی، حقیقی، حكیم‌، شایان‌، صمیمی، عزیزی، عهدیه‌، فیروزه‌، لاله‌زار، لاله‌زاری، موید، ماهر، مبین‌، متحده‌، متحدین‌، مجذوب‌، معنوی، ملكوتی، میثاقیان‌، میثاقیه‌، نصرت‌، وحدت‌، یوسف‌زاده‌، یوسفیان و البته افراد بسیار دیگری جای داشتند.

   گرایش یهودیان به بهائیت تنها مربوط به ایران نیست‌، تلاش آنها برای تبدیل این فرقه به یک دین بهائی در سایر كشورها به ویژه در اروپا و ایالات متحده آمریكا، نیز چشمگیر بوده و هست‌
]]>
خاتمیت پیامبر اعظم (ص) - 8 2018-12-23T04:57:11+01:00 2018-12-23T04:57:11+01:00 tag:http://baha9.mihanblog.com/post/738 بابائی                     قسمت هشتم       از آیات دیگری که صراحتا مسئله خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم را مطرح می کند، آیه شریفه ۱ سوره مبارکه فرقان است که می فرماید: "تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا" مبارک است آن خدائی که فرقان را بر بنده اش نازل کرد تا برای جهانیان انذار کننده باشد (و آنها را از عذاب الهی بترساند).       قرآن، اشاره

                    قسمت هشتم

 

    از آیات دیگری که صراحتا مسئله خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم را مطرح می کند، آیه شریفه ۱ سوره مبارکه فرقان است که می فرماید: "تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا" مبارک است آن خدائی که فرقان را بر بنده اش نازل کرد تا برای جهانیان انذار کننده باشد (و آنها را از عذاب الهی بترساند).

 

    قرآن، اشاره به مجموع این کتاب آسمانی است و فرقان عنوانی است که بر محکمات قرآن اطلاق می شود. کلمه عالمین نیز تک تک آحاد مردم دنیا را شامل می شود و مردم زمان های بعد نیز مصداق عالمین به حساب می آیند.

 

    تعبیر "للعالمین" روشنگر این مطلب است كه آئین اسلام جنبه جهانى دارد و مخصوص به منطقه، نژاد و قومیت معینى نیست، زیرا کلمه "عالمین" نه فقط از نظر مكانى محدود نیست، بلكه از نظر زمانى نیز قیدى ندارد و همه آیندگان را شامل می شود. و این همان خاتمیت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم می باشد.


سوره مبارکه فرقان، آیه شربفه 1

http://s9.picofile.com/file/8345708476/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D9%81%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86.jpg

]]>