z
بهائیت شناسی
www.Baha9.ir
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

" بسم الله الرّحمن الرّحیم "
اینجانب تلاش می کنم با استفاده از کتابهای رهبران بهائی، احکام، اعتقادات و تناقضات بهاء و عبد البهاء و شوقی را از کتابهای آنها استخراخ کرده با سند و مدرک در اختیار این فرقه گمراه قرار دهم، تا حقیقت بر آنان روشن گشته به آغوش اسلام عزیز باز گردند.
وَ السّلَامُ عَلَی مَن اِتَّبَعَ الهُدَی.
« بابائی »
جستجو


دانشنامه مهدویت
مهدویت امام زمان (عج)
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
logo-samandehi
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

                 حضور سفیر روس در مجلس محاکمه حسینعلی!


    تا بحال بیس از بیست مورد از اسناد و مدارکی که دال بر دخالت سفیر روس در محاکمه میرزا حسینعلی نوری مازندرانی بدلیل دخالت در ترور ناصرالدین شاه قاجار را خدمت عزیزان ارائه کردیم و آخرین مدرکی که برای عزیزان نقل می کنیم در رابطۀ با دخالت سفیر روس در آزادی حسینعلی نوری  سندی است که دکتر اسلمنت در کتاب بهاء الله و عصر جدید صفحه 36 سطر 13 ارائه می دهد. وی می نویسد: « بالآخره مبرهن و ثابت شد که حضرت بهاء الله در واقعه شاه ذی مدخل نبودند و سفیر روس بر برائت ایشان شهادت داد».


    از این عبارت هم معلوم می شود که جناب سفیر روس در جلسۀ محاکمه حسینعلی حضور داشته و به نفع وی شهادت داده است. در کجای عالم و کشوری شما سراغ دارید که در محاکمه و تحقیق از یک مظنون و متهم سفیر خارجی حضور داشته باشد و در کار تحقیق دخالت کند؟ آیا این کار سابقه داشته و یا دارد؟ نمونه بیاورید.



برای دیدن کتاب بهاء الله و عصرجدید روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                 قونسول روس در مجلس محاکمه حسینعلی!

 

    در اسناد قبل مشاهده کردید که به اعتراف شوقی ربانی امام دوم فرقه گمراه دخالت پرنس دالگورکی سفیر روس بجمیع وسائل در آزادی حسینعلی از زندان کوشید و سعی بلیغی را در این زمینه مبذول داشت که به آزادی حسینعلی انجامید. برای اینکه شما خواننده محترم نقش اساسی وزیر مختار روس در آزادی این خائن به دین و میهن را بیشتر درک کنید به گزارش مجلس تحقیق و استنطاق که در حضور شخص ناصر الدین شاه تشکیل شده توجه کنیم.


     عبدالحسین آواره از مبلّغین بهائی در کتاب الکواکب الدریّه جلد 1 صفحه 336 سطر 18 و صفحه 337 سطر2 می نویسد: « چون حضرتش را  در حضور سلطان استنطاق کردند فرمود بر هر عاقلی مبرهن است که جسارتی که بر حضرت شهریاری واقع شده کار مردان جاهل و بی تدبیرهای کاهل است نه مرد عاقل و انسان کامل ... و چون شطری از این بیانات را اظهار فرمود قونسول روس بر صحت بیان و استحکام برهان آن حضرت تصدیق نمود و خود ناصر الدین شاه از قوّت قلب و حسن تقریر و عظمت شأن آن حضرت در شگفت شد ».


در این گزارش چند نکته حائز اهمیت است:

   1 -  بازجوئی و تحقیق حسینعلی در حضور ناصر الدین شاه بوده! آیا سایر متهمان هم در حضور شاه، محامکه می شده اند یا خون وی رنگین تر بوده؟ آیا ویژگی خاصی در او وجود داشته که باید در حضور سلطان استنطاق شود؟ یا اعمال فشار جناب سفیر روس موجب تشکیل چنین مجلسی گشته؟


    2-  شوقی در سند پنجمی که نقل کردیم گفته بود آخرین عاملی که باعث آزادی حسینعلی از زندان شد تأئید بی گناهی حسینعلی از سوی « مراجع و مجامع تحقیق » بود که همان نمایندگان دولت روسیه بودند اما در اینجا می بینیم که سخنی از مراجع و مجامع تحقیق وجود ندارد جز تصدیق عالیجناب دالگورکی.


    3-  در مورد شگفت زدگی ناصر الدین شاه جای سؤال است که این شگفتی از چه بابت بوده؟ از جهت قوّت قلب یا حسن تقریر و عظمت شأن حسینعلی که قطعاً نبوده، بلکه تعجب ناصر الدین شاه از این جهت بوده که حسینعلی چه خدمات شایانی به دشمن انجام داده و ارزش آن خدمات در چه حدّی بوده که با این شدّت و فشار از او دفاع می شود؟


    بین او و سفیر چه مناسبات عمیقی است که چنین بی باکانه دولت را بخاطر او تهدید می کند؟ اکنون که وابستگی حسینعلی لو رفته و به اصطلاح به یک مهرۀ سوخته تبدیل شده، چرا هنوز باید با چنگ و دندان از او دفاع کنند؟


    حسینعلی چه اسرار پنهانی را می داند که مأموران سفارت به هیچ وجه وی را تنها نمی گذارند؟ برای آیندۀ حسینعلی چه نقشه هائی ریخته شده که حاضر نیستند حتّی به خاطر شخص شاه و روابط دو کشور ایران  روسیه او را قربانی کنند؟


     و از همه مهمتر اینکه روسیه تزاری چند مهرۀ دیگر در این کشور دارد که در آب نمک خیسانده  است تا در موقع لازم آنها را رو کند؟ آری اگر شاه دچار شگفتی شده باشد به خاطر سر درگمی وی در پاسخ به چنین سؤالات بی پاسخی است که او را رنج می داد و نمی توانست با تمام قدرتی که دارد چنین مرتد خائنی را کیفر دهد.



برای دیدن کتاب الکواکب الدریّه روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                                         عوامل آزادی

 

    آخرین عاملی که شوقی ربانی امام دوم فرقه ضالّۀ برای خلاصی پدر بزرگش حسینعلی نوری مازندرانی از زندان ناصرالدین شاه قاجار در تهران برمی شمارد، مراجع و مجامع تحقیق است. وی در کتاب قرن بدیع صفحه 224 سطر 14 می نویسد: « و بالاخره تأیید بیگناهی و بی تقصیری آن وجود اقدس از طرف مراجع تحقیق، همۀ این عوامل دست بدست یکدیگر داده موجبات استخلاص و نجات هیكل مبارک را از چنگال دشمنان لدود فراهم آورد ».


    تائید بی گناهی حسینعلی نوری از سوی مراجع تحقیق که شامل نمایندگان دولت روس و نمایندگان دولت ایران است، بدون هیچ توضیحی روشن است که در رأی نمایندگان دولت ایران بر آزادی حسینعلی، نقش تهدید و تطمیع و حلال مشکلات (پول) چقدر می توانسته کار ساز باشد! یعنی در واقع « مراجع و مجامع تحقیق» نمایندگان دولت روسیه هستند و بس.


     ملاحظه می کنید این پنج عاملی که شوقی ربانی امام دوم این فرقه برشمرده، در واقع تماماً تشریفات و نمایشی از یک عامل بودند که آن هم عبارتست از قدرت و اقتدار وزیر مختار دولت بهیّۀ روسیۀ تزاری، یعنی همان پرنس دالگورکی. برای درک نقش اساسی وزیر مختار در آزادی حسینعلی روسی در سند بعد مطلب خواهیم نوشت.


برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                                     عوامل آزادی

 

    شوقی ربانی در بیان عوامل آزادی حسینعلی نوری از زندان شاهی در کتاب قرن بدیع صفحه 224 سطر 17 و صفحه 225 سطر 1 می نویسد: « عامل دیگری که اهمّیّت آن از انظار مستور ولی در معنی وحقیقت اثرعمیقی در آزادی آن وجود مبارک داشت شهادت و جانبازی جمع کثیری از یاران الهی و دوستان رحمانی است که در همان محبس با آن حضرت اسیر و گرفتار بودند . دراین مقام نبیل در تاریخ خویش مینویسد "دماء بریئه ای که درآن سال پر وبال از دلدادگان محبوب ابهی  که با آن وجود مقدّس در حبس بودند درارض طا بزمین ریخته شد بمنزلۀ فدیه ای بود که در راه آزادی و استخلاص آن حضرت از ید اعداء ایثار گردید ».

        

    معنای این عبارت این است که هم کیشانی که با حسینعلی در زندان بوده اند همگی خود را فدای او کرده اند تا او زنده بماند و در واقع خون آنها دیه وخونبهای حسینعلی بوده و او آزادی را به قیمت کشته شدن آنها بدست آورده است! واقعاً که چه آزادی شیزینی! وچه آرمان مقدسی!

      

    سؤالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر زندانیان دیگرهم حمایت سفیر دولت بهیۀ روس را داشتند آیا بازهم کشته می شدند؟ اگر جواب مثبت است پس خونبهای حسینعلی چه می شد؟ آیا خونبهای وی قتل هم کیشان زندانی وی بود یا حمایت سفیر روس؟


برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                                                        عوامل آزادی

 

     از جمله عواملی که در آزادی حسینعلی از زندان نقش داشت تلاش های پیگیر اقوام حسینعلی بود که منجر به آزادی وی از زندان شد. شوقی ربانی در این باره در کتاب قرن بدیع صفحه 224 سطر 13 می نویسد:« از جهت دیگر مساعی و مجهودات مستمرّ برادران و خواهران و اقوام حضرت بهاءالله در رهائی ایشان... این عوامل موجب استخلاص و نجات هیکل مبارک را فراهم آورد ».


    سومین عاملی که شوفی بر می شمارد برای خلاصی پدر بزرگش، اقدامات برادران و خواهران و اقوام حسینعلی است که منظور شوقی کوششهای میرزا مجید وهمسرش، خواهر حسینعلی و میرزا یوسف، شوهر عمه حسینعلی که مردی از اتباع روس بود (در اسناد مربوط به خاندان حسینعلی نگاه کنید) علاوه بر آن رفیق کنسول روس در تهران یعنی همان کینیاز دالگورکی سفیر روسیه است.


    ملاحظه می کنید که تمام خاندان حسینعلی که در سفارت روس کارمی کردند بهمراه سفیر روس بکمک حسینعلی آمده وخواستارآزادی وی از زندان شدند!



برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                                             عوامل آزادی

 

    در سند قبل گفتیم که شوقی ربانی یکی از عوامل آزادی حسینعلی نوری را دخالت پرنس دالگورکی سفیر روس در ایران بجمیع وسائل دانست وی در ادامه عوامل آزادی حسینعلی در کتاب قرن بدیع صفحه 224 سطر 11 می نویسد: « و از طرف دیگر اقرار و اعتراف رسمی ملّا شیخ علی ترشیزی  ملقّب به عظیم که در زندان سیاه چال در حضور حاجب الدّوله و مترجم سفیر روس و نمایندهء حکومت برائت حضرت بهاءالله را تأیید و بصراحت تامّ دخالت و شرکت خویش را در حادثۀ رمی شاه اظهار نمود ».

   

    اقرار ترشیزی در حضور مترجم سفارت روس که قاعدتاً همان میرزا مجید همشیرۀ مبارک! بوده انجام گرفته و چون توسط مأمورین دو طرف مکتوب شده اقرار و اعتراف رسمی محسوب گردیده است. اشکالی که در این حرف وجود دارد این است که اقرار یک محکوم به اعدام بر علیه خودش مورد قبول است (که موجب صدورحکم اعدام وی نیزشده) اما قبول حکم او به برائت دیگری محل تأمل است چون احتمال دارد که وی می خواهد فرد دیگری غیر از خودش کشته نشود قاضی اگر قاضی عادل و مستقلی باشد باید بگوید اعتراف تو راجع به خودت مقبول اما راجع به دیگری فضولی موقوف.



برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                                       عوامل آزادی

 

    با وجود سؤالات بی پاسخ فراوان و دخالتهای سفیر روس و علی رغم میل شاه، حسینعلی از زندان آزاد شد اما چه عواملی در آزادی حسینعلی نوری نقش داشت؟ بهتر است مطلب را از زبان شوقی ربانی امام دوم بهائیان بشنویم.


    شوی ربانی در کتاب قرن بدیع صفحه 224 سطر 6 می نویسد:« از یک طرف وساطت و دخالت پرنس دالگورکی سفیر روس در ایران که بجمیع وسائل درآزادی حضرت بهاءالله بکوشید و در اثبات بیگناهی آن مظلوم آفاق سعی مشکور مبذول داشت ».


     شوقی نوه دختری حسینعلی در بارۀ آزادی پدربزرگش از زندان یکی از عوامل را شخص وزیر مختار دولت روس که نه فقط وساطت کرده بلکه به اعتراف شوقی دخالت هم نموده است! مانند کسی که در دعوای دو نفر وارد می شود و آن دو را که در حال کتک کاری هستند از هم جدا می کند. در اینجا او وساطت کرده و مانع دعوا شده اما اگر سعی کند برای ختم غائله به نفع یکی از دو نفرحکم شود، دخالت هم نموده است. شوقی دخالت سفیر را هم روشن کرده که به جمیع وسائل بوده است. این کلام جای هیچ شکی را باقی نمی گذارد که سفیر روس از هیچ کوششی برای آزادی حسینعلی مضایقه نکرده، کوششهای سالم یا نا سالم، تهدید، تطمیع، رشوه، نامه و...


    حسینعلی روسی چه خدمت یا خدمات شایانی به دولت روسیه انجام داده که سفیر تزار در اثبات بیگناهی او سعی مشکور را مبذول داشت؟



برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                                             قانون کاپیتولاسیون!

 

   در سند قبل ملاحظه کردید که حسینعلی نوری با استفاده از قانون کاپیتولاسیون و با تکیه به نماینده دولت روس و اهرمهای مختلف و همچنین با راضی نمودن شیخ علی ترشیزی (عظیم) از زندان آزاد شد. هر چند ترشیزی مستقیما رهبر گروه سوء قصد بوده اما بنابر آنچه که نبیل زرندی از گفته های حسینعلی نوری در کتابش در مورد علت تصمیم بقتل او نقل می کند، جای ابهام دیگری را می گشاید.


   نبیل زرندی در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحۀ 580 سطر 24 می نویسد:« چون از اضرار بهاءاللّه مأیوس شدند برای تحصیل رضایت مادر شاه در صدد بر آمدند شیخ علی عظیم را مسبب اصلی خیانت بشاه معرّفی کنند و باین بهانه او را بقتل رسانیدند و با عذابی شدید شهید کردند ».


    معنای این حرف این است که مأمورین حکومتی به خاطر مادر شاه می خواستند حسینعلی نوری را به قتل برسانند، اما مؤفق نشدند لذا تصمیم گرفتند عظیم را مسبّب اصلی معرفی کنند. پس همه می دانستند که مسبّب اصلی این خیانت، شیخ علی عظیم نیست بلکه شخص حسینعلی نوری است و لذا در ابتدا سعی کردند او را بکشند اما چون مؤفق نشدند و فشار مادر شاه نیز زیاد بوده، عظیم را به جای او به عنوان رهبر تروریست ها معرفی و سپس بقتل رسانده اند و معلوم است که بدون معرفی کردن یک قربانی به عنوان عامل اصلی و استراتژیست، امکان آزادی حسینعلی نوری وجود نداشته و به عنوان نمونه علاوه بر شاه، مادرش نیز دست بردار نبوده و به هیچ وجه کوتاه نمی آمده است!.

 

برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                               خلاصی حسینعلی از زندان!

 

    بنابر نوشته های متون بهائی، وقتی حسینعلی نوری به همراه تعدادی از بابیان در زندان بسر می برد، مأموران حکومتی به خاطر فشار مادر شاه قاجار می خواستند حسینعلی را به قتل برسانند؛ اما چون مؤفق نشدند، لذا تصمیم گرفتند شیخ علی ترشیزی (عظیم) که مباشر ترور بود، مسبب اصلی خیانت به شاه معرفی و او را اعدام نمایند. ولی حسینعلی نوری با استفاده از حضور وکیل و نمایندۀ دولت روس و تبعاً با استفاده از اهرم هائی مانند پرداخت رشوه به مأمورین، علی رغم مخالفت ناصرالدین شاه و دربار تبرئه شد.


     عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحۀ 581 سطر 11 می نویسد: « مقدّمةً جناب عظیم را طلب داشتند و از محرّک اصلی و رئیس واقعی سؤال کردند جناب عظیم گفتند... محرّک اصلی خود من هستم... چون این اقرار را از عظیم شنیدند، نمایندۀ قنسول و نمایندۀ حکومت اقرار او را نوشته به میرزا آقاخان خبر دادند و در نتیجه حضرت بهاءاللّه از حبس خلاص شدند».


     با توجه به آنچه در کتاب های بهائی آمده، وقتی که از قتل حسینعلی مأیوس شدند، سعی کردند دیگری را مسبّب اصلی خیانت به شاه معرفی معرفی کنند تا با قتل او رضایت و تشفّی خاطر مادر شاه فراهم گردد و در نتیجه حسینعلی نوری نیز از زندان آزاد گردد.

 

برای دیدن کتاب نبیل زرندی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                           

                               حسینعلی بهاء در زندان

 

    پس از جلب رضایت سفیر روس، حسینعلی نوری به زندان می رود، و حدود چهار ماه در آنجا بسر می برد. اما وضع او در زندان با هیچ زندانی دیگری قابل مقایسه نسیت. چرا که مرتباً برای او از خانه اش غذای مناسب آورده می شود. هر روز ساعاتی را برای استراحت و استفاده از هوای آزاد به بیرون از زندان آورده می شود و با خانواده اش نیز ملاقات دارد. دولت ایران نیز به بهانۀ تحقیق و جمع آوری اسناد و مدارک، توانست مدت کوتاهی حسینعلی را در حبس نگهدارد. اما صبر و حوصلۀ سفیر روس چندان زیاد نبود، لذا طیّ پیام شدید اللحنی از صدر اعظم ایران در خواست تحقیق با حضور نمایندۀ دولت روس را خواستار شد.


    اشراق خاوری در تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحۀ 581 سطر 3 می نویسد: « قنسول روس که از دور و نزدیک مراقب احوال بود و از گرفتاری حضرت بهاء اللّه خبر داشت، پیغامی شدید بصدر اعظم فرستاد و از او خواست که با حضور نمایندۀ قنسول روس و حکومت ایران تحقیقات کامل در بارۀ حضرت بهاء اللّه بعمل آید و شرح اقدامات و سؤال و جوابها که بوسیلۀ نمایندگان بعمل می آید در ورقه ای نگاشته شود و حکم نهائی در بارۀ آن محبوس بزرگوار اظهار گردد! صدر اعظم به نمایندۀ قنسول وعده داد و گفت: در آتیۀ نزدیکی باین کار اقدام خواهد کرد و آنگاه وقتی معیّن نمود که نمایندهء قنسول روس با حاجب الدّوله و نمایندۀ دولت بسیاه چال بروند ».


    ملاحظه می کنید که به نقل اشراق خاوری، پرنس دالگورکی سفیر روس از دور و نزدیک مراقب بود. یعنی دستور داده بود که غذای حسینعلی باید از خانه اش بیاورند و همچنین هر روز باید جهت استفاده از هوای آزاد به بیرون از زندان آورده شود و با اعضای خانواده اش نیز دیدار نماید.


    ما نمی دانیم که سفیر روس در نامۀ شدید اللحن خود به میرزا آقاخان نوری صدر اعظم چه چیزی نوشت و چه تهدیدی کرد؛ اما بطور کلّی معلوم می شود که این زندانی یک زندانی ویژه است و با زندانیان دیگر فرق دارد؛ لذا باید برای او امکانات ویژه در نظر گرفت.


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                        

                                           دست های پنهان


    تواریخ فرقه ضاله داستان ترور شاه قاجار و دخالت حسینعلی بهاء در این ترور را به صورتی در نقل کردند، که انگشت اتهام کمتری به سوی رهبر تروریستشان نشانه رود. اما خواهید دید که مطلب بالاتر از آن است که قابل توجیه باشد. میرزا حسینعلی بهاء بعد از اتهام به قتل ناصرالدین شاه که هیچ راه فراری به ذهنش نرسید، جز پناه بردن به کسی که با او در ارتباط بوده، لهذا به سفارت روس رفت.


    شوقی ربانی امام دوم فرقه ضاله در کتاب قرن بدیع صفحه 168 سطر 9 می نویسد: « و روز بعد با نهایت سکون و وقار به جانب اردوی پادشاهی که در آن اوان در نیاوران از محالّ شمیران مستقرّ بود، رهسپار گردیدند. در زرگنده میرزا مجید شوهر همشیرۀ مبارک که در خدمت سفیر روس پرنس دالگورکی سمت منشی گری داشت، آن حضرت را ملاقات و ایشان را به منزل خود که متّصل به خانۀ سفیر بود دعوت و هدایت نمود ».


     اولین سؤالی که به ذهن می رسد این است که این «نهایت سکون و وقار» از کجا ناشی شده است؟ زیرا چنین متهمی که می داند جز مرگ و چوبه دار چیزی در انتظارش نیست، چطور می تواند آرامش داشته باشد؟ جواب کاملاً روشن است. وقتی حمایت پرنس دالگورکی سفیر کبیر تزار روس در میان باشد، کسی را یارای اذیت و آزار او نیست چه رسد به قتل او. گرداننده تمام کارها شخص سفیر است؛ با نفس اوست که شاه قاجار نیز چون امیرکبیر مات است!!!


برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                                   قول سفیر به دخترش

 

    اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی در مورد دخالت های سفیر روس در آزادی رهبر بهائیان در صفحه 562 سطر 12 می نویسد:« وقتی که حضرت بهاءاللّه از زرگنده عازم شدند دختر سفیر روس از مخاطراتی که حضرت بهاءاللّه را تهدید می کرد چنان پریشان خاطر بود که اشک از چشمش می ریخت و پدر خود را مخاطب ساخته گفت ای پدر اگر نتوانی این مهمان خود را از خطر برهانی و محافظت کنی نتیجۀ این ریاست و قدرت تو چه خواهد بود؟ سفیر روس که بی نهایت دختر خود را دوست می داشت از گریۀ او متأثّر شده و به او قول داد که در حفظ حضرت بهاءاللّه سعی بلیغ  مبذول دارد ».


    با گریۀ دختر سفیر قیمت حسینعلی بیشتر معلوم می شود که چقدر برای دولت روسیه ارزش داشته که دختر سفیر هم از رفتن حسینعلی نزد پادشاه ایران ناراحت بود. اما باید گفت: دختر سفیر چقدر حسینعلی نوری را می شناخت تا مخاطراتی که وی را تهدید می کرد اطلاع داشته و بخاطر آن گریه می کرد؟ آیا دختر سفیر هم بابی شده بود؟ این سعی بلیغی که سفیر به دخترش قول داد که در حفظ حسینعلی مازندرانی مبذول دارد چه بود؟


     وقتی سفیر روس به صدر اعظم نامه نوشت که در حفظ حسینعلی بکوش این امانت دولت روس است و... فرقه ضاله حاضر نیست آن نامه را چاپ کند؛ شاید چیزهائی در آن نامه بود که نباید فاش شود. شاید در آن نامه نوشته بود که ما حسینعلی را به شما تحویل می دهیم اما اگر موئی از سرش کم شود شما مسؤول هستید! شاید هم حسینعلی تنها به زندان نرفته بلکه همراه سفیر روس بود.


برای دیدن کتاب مطالع الأنوار روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                                 حمایتهای سفیر روس از حسینعلی

 

      وقتی به ناصرالدین شاه تیراندازی می شود، شاه دستور دستگیری مسببین این کار و شخص حسینعلی را می دهد. حسینعلی هم به سفارت روسیه پناه می برد. وقتی مأمورین شاه برای دستگیری او به سفارت روس می روند با ممانعت سفیر مواجه می شود و این باعث تعجّب شاه می شود.

       

     شوقی ربانی امام دوم بهائیان در کتاب قرن بدیع صفحه 168 سطر 16 در این باره می نویسد: « وقتی مراتب بعرض شاه رسید. شاه از استماع این خبر غرق دریای تعجّب و حیرت شد و معتمدین خویش را به سفارت فرستاد تا آن وجود مقدّس را که به دخالت در این حادثۀ عظیم متّهم داشته بودند تحویل گرفته فوراً نزد وی بیاورند. سفیر روس از تسلیم حضرت  بهاءالله به نمایندگان شاه امتناع ورزید و از هیكل مبارک استدعا نمود که به خانۀ صدر اعظم  تشریف ببرند ضمناً از شخص وزیر بطور صریح و رسمی خواستار گردید ودیعۀ پربهائی را که دولت روس بوی می سپارد در حفظ و حراست آن بکوشد ».


     کسی که به اعتقاد بهائیان بی گناه بود و در توطئه ترور شاه دخالتی نداشته چرا به سفارت کشور بیگانه می رود و از حاضر شدن پای  میز محاکمه دوری می جوید (بقول مثل معروف کسی که حسابش پاک است از محاسبه چه باک است.  یا طلا که پاکه چه منتش به خاکه)  در هر صورت شخص سفیر از دادن حسینعلی استنکاف می ورزد حتی دختر سفیر به گریه در آمده و از پدرش می خواهد که از حسینعلی محافظت کند و سفیر در نامه ای که به صدر اعظم نوشت بطور صریح و رسمی خواستار می شود که این ودیعه و امانت دولت روس است در حفظ  آن بکوش! اینکه گفت صریح و رسمی، در عرف دیپلماتیک در خواست یک کشور از کشور دیگر است.


    اما اینجا شخص سفیر دستور می دهد نه در خواست! حسینعلی چه خدمت شایانی به دولت روس کرده که ودیعۀ پر بها شده و شخص سفیر اینطور از او حمایت می کند که این امانت دولت روسیه است و حسینعلی هم یک شهروند با افتخار روس است که سفیر شاه ایران را هم تهدید به جنگ می کند؟ حسینعلی الان ایرانی است و بظاهر مسلمان و بابی است که بعدها ادعای پیامبری می کند!  آیا هیچ پیامبری را سراغ دارید که به دشمن دینش پناه ببرد؟ آیا هیچ پیامبری به او وحی می شود که به سفارت یک کشوری پناهنده شود؟ او چه پیامبری است که نیاز به پناهندگی سیاسی دارد؟

 

برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                     ممانعت سفیر روس از تسلیم حسینعلی بهاء

 

   حسینعلی نوری وقتی پناهنده به سفارت روس می شود، آنچنان مورد پذیرائی و احترام سفیر قرار می گیرد؛ که حاضر نمی شود نزد اردوی شاهی برود. حتی وقتی ناصرالدین شاه قاجار مأموری می فرستد تا حسینعلی بهاء را تحویل دهند، شخص سفیر از دادن حسینعلی امتناع می کند!


   اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 562 سطر 5 می نویسد:« سفیر روس از تسلیم حضرت بهاءاللّه بمأمور شاه امتناع ورزید و بآن حضرت گفت که بمنزل صدراعظم بروید و کاغذی به صدراعظم نوشت که باید حضرت بهاءاللّه را از طرف من پذیرائی کنی و در حفظ این امانت!! بسیار کوشش نمائی و اگر آسیبی به بهاءاللّه برسد و حادثه ای رخ دهد شخص تو مسئول سفارت روس خواهی بود!!! میرزا آقاخان با آنکه نسبت بحضرت بهاءاللّه ابراز مساعدت می نمود در این واقعه از خوف جان و بیم زوال ریاست و مقام از مساعدت خود داری نمود ».


   اگر حسینعلی نوری قصد رفتن به اردوی شاهی را داشته، چرا شاه قاجار باید او را از سفیر تحویل بگیرد؟  سفیر به چه جرأتی حسینعلی را تحویل نمی هد؟ چرا شخص سفیر در مقابل دستور شاه مقاومت می کند و حسینعلی را تحویل نمی دهد؟ آیا سفیر حسینعلی را به زور نگه داشته بود؟ مگر حسینعلی مهمان میرزا مجید آهی شوهر همشیره مبارک نبود، پس چرا شاه او را از سفیر می خواهد؟ آیا سفیر می تواند یک تبعۀ ایران را با زور و اجبار در سفارت خانه اش نگهدارد؟ آیا این عمل موجب اختلاف دو کشور نخواهد شد؟ آیا سفیر یک کشور می تواند بدون ملاحظات سیاسی و بدون اجازه از دولت متبوعش، کسی را که اقدام به ترور شاه کشور دیگری کرده را پناه دهد؟ آیا این اقدام آتش جنگ بین دو کشور را شعله ور نمی کند؟


   چرا سفیر در مقابل خواسته دولت ایران مخالفت می کند و به جای سپردن مجرم خاطی به محکمه و زندان، او را به صدر اعظم (که از قضا خود او نیز متهم است) می سپارد؟ مگر چه رابطه ای بین صدراعظم و سفیر است که کاغذی به صدراعظم می نویسد که باید حضرت بهاءاللّه را از طرف من پذیرائی کنی و در حفظ این امانت! بسیار کوشش نمائی. و اگر آسیبی به بهاءاللّه برسد و حادثه ای رخ دهد، شخص تو مسئول سفارت روس خواهی بود! اصلاً شاید این چند ماه مهمانی حسینعلی در منزل صدراعظم نیز به سفارش سفیر روسیه بوده؟ آیا در عرف دیپلماتیک یک سفیر می تواند صدراعظم کشوری را تهدید کند؟ شاید او مقام صدارت را به میرزا آقاخان داده است؟


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                              پناهندگی بهاء به سفارت روس!!

 

    در سند قبل گفتیم که در باریان شاه و سیاستمداران و شخص شاه و مادرش محرک اصلی ترور را شخص حسینعلی نوری دانستند و انگشت اتهام را متوجه او کردند. جالب است که این حکم در نظر شوقی ربانی امام دوم فرقه ضاله کاملاً طبیعی بوده و جای هیچ تعجبی هم ندارد! وی پس از توضیح مقام و رتبۀ جدش در رهبری حزب فتنه بابی در کتاب قرن بدیع صفحه 167 سطر 17 می نویسد:

     

    «جای تعجّب نیست اگر در قضیّۀ رمی شاه و اتّفاقی به آن اهمّیّت که بفاصلۀ قلیل پس از معاودت آن حضرت به طهران رخ گشود افکار شاه و دولت و نظرات درباریان و ملّت كلّاً متوجّه ایشان گردیده... در رأس معاندین و مخالفین، مادر شاه قرار داشت که آتش خشم و غضبش مشتعل گردید و صراحتاً آن هیكل انور اقدس را محرّک اصلی و مسؤل حقیقی این خطب (کار بزرگ) عظیم معرّفی نمود ». 

     

    بنظر شوقی ربانی می بینیم که اتهام حسینعلی بهاء در این خطب عظیم چیزی نیست که فقط از سوی مادر شاه مطرح شده باشد، بلکه حکم محکومیت حسینعلی نوری از سوی شاه و دولت و درباریان و عموم ملت هم مطرح بوده است! در چنین شرائطی متهم اصلی حادثه چه باید بکند و به کجا پناه ببرد؟ در این قضیه صدراعظم هم متهم است، آن هم نه یک متهم معمولی، بلکه متهم ردیف اول یا دوم! بنابراین از دست او نیز کاری ساخته نیست، به او پیشنهاد فرار شده اما کجا فرار کند؟ اگر گرفتار شد، چگونه نجات پیدا کند؟ شاید این بار قبل از آنکه دولت روس دست بکار شود کشته شود و...

        

    طبیعی است که حسینعلی مازندرانی تمامی احتمالات را بررسی کرده اما نه به تنهائی، بلکه قاعدتاً با همفکری و مشورت با سفیر دولت تزار!! اینجا بود که این عنصر خود فروخته دیگر هیچ جای امنی جز آغوش گرم امپراطوری بهیّۀ روسیه! برای خود نیافت! و به سفارتخانۀ دشمن این مملکت پناه برد!


برای دیدن کتاب قرن بدیع روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 
ارسال شده در 1394/10/16 ساعت 08:38 توسط بابائی

                                        مادر شاه و حسینعلی!  

 

    وقتی ترور نافرجام به شاه قاجار اتفاق افتاد، سوء ظن افراد دربار و سیاستمداران متوجه حسینعلی نوری شد. در این میان مادر ناصرالدین شاه از همه بیشتر نسبت به این مسئله عکس العمل نشان می داد و می گفت: مسبب اصلی این ترور، شخص میرزا حسینعلی نوری است. واضح است وقتی یک زن در گوشۀ دربار چنین مطلبی را درک می کند، درباریان و سیاستمداران کار کشته بخصوص شخص شاه قاجار باید بیش از این مطلع باشند و مدارک متعددی بر علیه او داشته باشد.


    شوقی ربانی از این واقعیت خبر داده در کتاب قرن بدیع صفحه 167 سطر 21 می نویسد:« .... در رأس معاندین و مخالفین، مادر شاه قرار داشت که آتش خشم و غضبش مشتعل گردید و صراحتاً آن هیکل انور اقدس را محرک اصلی و مسئول حقیقی این خطب عظیم معرفی نمود».


    نبیل زرندی نیز در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحه 579 سطر 2 می نویسد: « مادر ناصرالدّین شاه را آتش بغض و کینه با وجود کشته شدن اینهمه نفوس بیگناه فرو ننشست دائماً گریه میکرد و فریاد میزد و رؤسای دربار را عتاب و خطاب می نمود که بروید بهاءاللّه را بقتل برسانید محرّک اصلی و سبب واقعی در قضیّه پسرم بهاءاللّه است سایرین آلت هستند دشمن حقیقی پسرم اوست تا او را نکشید قلب من آرام نمی گیرد و مملکت هم آرام نمی شود».


    مادر شاه از کجا با این قاطعیت، حسینعلی نوری را دشمن شمارۀ یک شاه می داند؟ جز اینکه او را بعنوان رئیس بابیان بشناسد؟ و اینکه ترور شاه هر چند توسط چند نفر بابی صورت گرفته باشد، اما همه می دانند که طراح اصلی این ترور کسی جز میرزا حسینعلی نوری مازندرانی نیست!!

 

برای دیدن کتاب قرن بدیع و تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                       

                                          حسینعلی مختفی

                                               

    در سند قبل ملاحظه کردید که ناصرالدین شاه قاجار در شمیران مورد سوء قصد واقع گردید و در نزدیکی همان نیز حسینعلی بهاء مهمان صدراعظم بود و چندان فاصله ای با محل  سکونت حسینعلی نوری در افجه ندارد. عجیب تر اینکه جعفرقلی خان در وقت ترور ناصرالدین شاه دقیقاً در همان ناحیۀ تیراندازی به شاه قرار دارد و فوراً واقعه را به رئیس بابیان اطلاع می دهد. و اینها بی ارتباط بهم نیستند.


    شوقی ربانی در کتاب قرن بدیع صفحه 168 سطر 3 می نویسد: « هنگامی که قضیه سوء قصد شاه اتفاق افتاد، حضرت بهاءالله در لواسان تشریف داشتند و میهمان صدر اعظم بودند و خبر این حادثه هائله در قریه افجه به ایشان رسید. برادر صدر اعظم جعفرقلی خان که مأمور پذیرائی آن حضرت بود، از حضورشان استدعا نمود چندی در یکی از نقاط حول و حوش مختفی شوند تا آن غائله آرام گیرد و آن فتنه خاموش شود».   

    اشراق خاوری نیز در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحه 560 سطر 24 و صفحه 561 سطر 1 می نویسد: « جعفرقلی خان که در شمیران بود این واقعه را بحضرت بهاءاللّه پیغام داد و بحضرتش نگاشت که مادر شاه از این واقعه سرتاپا آتش گرفته و در نزد امرای دربار حضرتت را بهمراهی میرزا آقاخان صدر اعظم محرّک اصلی و قاتل حقیقی شاه معرّفی کرده است صلاح آنست که مدّتی در محلّی مخفی بسر برید تا این هیاهو و غوغا تسکین یابد ».


    چرا جعفرقلی خان در محل حادثه حضور داشت؟ آیا بنا بود که خبر موفقیت ترور و کشته شدن شاه قاجار را به حسینعلی بهاء خبر دهد؟ چرا مادر شاه به حسینعلی نوری ظنین شد و نسبت به او سوء ظن پیدا کرد؟ زیرا با توجه به ترور ناصر الدین شاه توسط چند بابی که از قضا رئیس آنان ماههاست که مهمان صدر اعظم است، هیچ عقل سلیمی نمی تواند به نتیجه ای غیر از این برسد که محرک اصلی و قاتل حقیقی غیر از او کسی دیگر نیست، مخصوصاً با توجه به اینکه این تیراندازی مدت کوتاهی پس از بازگشت حسینعلی بهاء به ایر ان انجام گرفت، علی الخصوص وقتی دیدارهای رهبر تیم ترور یعنی عظیم را با حسینعلی به موارد فوق ضمیمه کنیم، چاره ای نمی ماند بجز اینکه حکم کنیم رئیس تروریست ها کسی نیست جز حسینعلی نوری مازندرانی!!!


برای دیدن کتاب قرن بدیع و تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                       
                                       ترور نافرجام شاه قاجار! 

 

   حسینعلی بهاء وقتی از بغداد بازگشت، مهمان حعفر قلی خان برادر میرزا آقاخان نوری صدر اعظم در لواسان شد. وی در آنجا با اعیان و بزرگان شهر و دربار دیدار داشت. از جمله کسانی که با وی ملاقات کرد، شیخ علی ترشیزی معروف به عظیم است که نقشۀ ترور ناصر الدین شاه را کشید و در لواسان خبر ترور شاه به حسینعلی نوری رسید.


    نبیل زرندی در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحه 558 سطر 23 و صفحه 560 سطر 1 می نویسد: « حضرت بهاءاللّه بلواسان تشریف بردند و در قریۀ افجه که از مستملکات جناب وزیر بود توقّف نمودند جعفر قلی خان همچنان در مهمان داری پایدار بود. در لواسان بحضرت بهاء اللّه خبر رسید که دو نفر از بابیان سبک مغز قصد حیات شاه نمودند و در وقتی که شاه با اردوی خود بشمیران عازم بودند آن دو جوان نادان بشاه حمله بردند ... این عمل زشت که در آخر شوّال ١٢٦٨ هجری از این دو نادان سر زد جلب مصیبت تازه نسبت بیاران نمود ».


   حسینعلی بهاء کیست که جعفر قلی خان همچنان در مهمانداری از او پایدار و استوار است؟ چه سرّی بین آنها وجود دارد؟ آیا صدر اعظم ایران بابی شده بود که خودش را موظف به مهمانداری از رئیس بابیان می دید؟ یا صدر اعظم نوری مشغول هدایت حسینعلی نوری رئیس حزب بابی است؟


    از ماه رجب که میرزا حسینعلی مازندرانی وارد تهران شد، تا روز 28 شوال 1268 هجری قمری مطابق با 1231 شمسی که ترور نافرجام ناصرالدین شاه قاجار اتفاق افتاد، حدود سه ماه گذشت. که در این مدت سه ماه حسینعلی مازندرانی مهمان برادر صدر اعظم است. اینجاست که سوء ظن افراد دربار نسبت به حسینعلی بهاء بیشتر می شود.


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

                                 

                                              ملاقات با رامی شاه!


     حسینعلی در مدتی که مهمان برادر صدر اعظم است، اعیان شهر و بزرگان دربار با وی ملاقات کردند. در این ملاقاتها چه گذشته بیان خواهیم کرد؛ از جمله افرادی که با حسینعلی بهاء ملاقات داشت، شیخ علی ترشیزی معروف به عظیم است. وی با چند نفر دیگر از بابیان دست به ترور ناصرالدین شاه می زنند.


      نبیل زرندی در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحه 558 سطر 17 می نویسد: « جناب عظیم در این اثنا با حضرت بهاء اللّه ملاقات نمود و پس از مدّتی طولانی که شوق دیدار آن حضرت را داشت بمقصود رسید در ضمن ملاقات جناب عظیم خیالی را که مدّتها بود در فکر خود پرورش می داد بحضور مبارک عرض کرد حضرت بهاءاللّه او را از اجرای آن خیال فاسد منع نمودند و از عواقب و خیمۀ آن تحذیر فرمودند که این عمل جلب بلایای تازه نماید و سبب زحمت بی‌اندازه گردد ».


       گرچه مؤلف کتاب قائل است که حسینعلی نوری با تصمیم عظیم مخالفت کرد، اما انجام ترور ناصرالدین شاه و وقایع بعد از آن نشان می دهد که طراح و استراتژیک اصلی ترور خود حسینعلی بهاء است. چون او رئیس بابیان است و اگر حسینعلی مازندرانی، جناب عظیم را وادار به این ترور نکرده بود و حقیقتا مخالف این کار بود می بایست این جریان و توطئه مهم را به صدر اعظم که مدتها مهمان اوست، اطلاع می داد. تا صدر اعظم احتیاطات لازمه را بعمل آورد و حد اقل از کشته شدن بابی ها و دربدر شدن حسینعلی بهاء و پناه بردن وی به سفارت روس جلوگیری کند. گرچه این خبر دادن میرزا حسینعلی به صدراعظم، به تنبیه و حبس عظیم حتی قتل او منجر شود؛ ولی سوء ظن را از حسینعلی نوری بر طرف می کرد. اما حسینعلی بهاء به صدر اعظم نوری خبر نداد و این ترور انجام شد و حسینعلی هم دستگیر شد.

    از اینجا می توان پی برد که میرزا حسینعلی بهاء در جریان ترور ناصر الدین شاه قاجار دست داشت و خود دستور آن را داد.

 

برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل روی ادامه مطلب کلیک کنید.

 



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 


                                  ورود حسینعلی به ایران! 

   

    با قتل امیرکبیر، میرزا آقاخان نوری صدراعظم ناصرالدین شاه، نامه ای به میرزا حسینعلی نوشت و او را به تهران دعوت کرد. حسینعلی نوری که منتظر چنین روزی بود بلا فاصله راهی ایران شد و در تهران به خانه جعفر قلی خان برادر صدر اعظم وارد می شود!


     نبیل زرندی در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه  558 سطر 10 می نویسد: « پس از وصول نامه عازم پایتخت گردیده و در ماه رجب وارد طهران شدند میرزا آقاخان برادر خود جعفر قلی خان را مخصوصاً به پیش باز حضرت بهاءاللّه فرستاد و تبریک ورود تقدیم نمود حضرت بهاءاللّه پس از ورود بطهران یک ماه تمام در منزل برادر وزیر اعظم مهمان بودند صدر اعظم جعفر قلی خان برادر خود را مأمور پذیرائی آن حضرت نموده بود پیوسته اعیان شهر و بزرگان دربار بملاقات حضرتش شتافته پس از یک ماه حضرت بهاءاللّه بشمیران انتقال فرمودند ».


    جای بسی تعجب است که بعد از آن همه شورش و فتنه و کشتار و خشونت، صدر اعظم ایران میرزا آقاخان نوری به میرزا حسینعلی مازندرانی این همه اهمیت می دهد تا آنجا که برادرش را مأمور استقبال و پذیرائی از حسینعلی مرتد و واجب القتل می کند؟ و از طرف صدر اعظم تبریک ورود برایش می فرستد. و جعفر قلی خان نیز بدستور برادرش صدر اعظم به مدت یک ماه به پذیرائی از حسینعلی بهاء در منزل خود مشغول می شود!


     شگفتا! کسی که در زمان امیر کبیر و حتّی در دوران میرزا آقاسی، مدتی فراری و زمانی نیز در تبعید بسر برده و حتّی از طرف محمد شاه قاجار حکم قتلش نیز صادر شده است، اکنون در کمال آزادی و رفاه مهمان صدر اعظم می شود! و اعیان شهر و بزرگان دربار با اشتیاق به ملاقاتش می شتابند!!


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                                      درخواست مراجعت به تهران! 

  

     چند ماه پس از تبعید حسینعلی بهاء به بغداد، در اثر توطئه های مختلف داخلی و خارجی، امیرکبیر ازصدارت معزول و به قتل می رسد و میرزا آقاخان نوری ملقب به اعتماد الدوله به صدارت عظمی برگزیده می شود. این دو هم ولایتی به خوبی یکدیگر را می شناختند و می دانستند که هر دو عنصر بیگانه اند از این روی از اولین اقدامات صدر اعظم جدید که شاید به اشارۀ دولت روسیه و برای جلب رضایت تزار صورت گرفت، باز گرداندن حسینعلی به کشور بود.


    نبیل زرندی در کتاب تلخیص تاریخ نبیل صفحه 558 سطر 5 می نویسد: « در آغاز جلوس خود تصمیم گرفت که بین دولت و حضرت بهاء الله که رئیس بابیان بود آشتی و التیام دهد لذا نامه ای به حضرت بهاء الله نگاشت و حضرتش را بطهران دعوت کرد ».


     عبدالحسین آیتی (آواره) در کتاب الکواکب الدریه پرده را بالاتر زده و نشان از دوستی صمیمانع بین آن دو می دهد. وی در این کتاب جلد 1 صفحه 305 سطر 3 می نویسد: « و شاید سابقۀ دوستی آن حضرت با صدر اعظم نوری و روابط هم وطنی بیشتر آن حضرت را بر عزم مراجعت تصمیم داد و حتی بعضی را این تصور است که میرزا آقاخان صدر اعظم بشارت قتل امیر کبیر و صدارت خویش را بوسائل خفیّه به آن حضرت داده و مراجعت ایشان را تقاصا نموده ».


      این عبارت چنان واضح است که نیاز به هیچ توضیحی ندارد، علی الخصوص دقّت و تأمّل در کلمۀ « وسائل خفیّه » که نشان دهندۀ ارتباط تنگاتنگ و پنهان این دو عنصر خود فروخته با یکدیگر دارد، که برقراری آن ارتباط هم قاعدتاً بدون کمک بیگانه امکان پذیر نخواهد بود. بهرحال حسینعلی به تهران ماجعت کرد...

 

برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل و کتاب الکواکب الدریه روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار , 

 

                              حسینعلی و ترور ناصرالدین شاه قاجار

 

     در تاریخ پنجاه ساله سلطنت ناصرالدین شاه قاجار دو مرتبه وی مورد ترور قرار گرفت، که در هر دو مورد جان سالم بدر برد. مورد اول در روز 28 شوّال سال 1286 هجری قمری مطابق با 1231 شمسی بود که توسط چند نفر از خود فروختگان بابی سوء قصدی به جان ناصرالدین شاه قاجار انجام شد، که به زخمی شدن وی انجامید.

     با مطالعه کتابهای این فرقۀ باطله براحتی می توان نتیجه گرفت که طرح این ترور توسط حسینعلی نوری و با هماهنگی سفارت روسیه و میرزا آقاخان نوری، صدر اعظم وقت ریخته شده بود! بدون شک این مثلّث شوم قصد تغییر حکومت ایران از تشیع به یک حکومت بابی را داشتند که دست نشاندۀ روسیه یا تحت الحمایۀ آن کشور باشد. حادثه را از تاریخ نبیل زرندی که گفته های شخص حسینعلی است بیان می کنیم.


     عبدالحمید اشراق خاوری در کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی در صفحه 552 سطر 20 بنقل از حسینعلی نوری می نویسد: « امیر نظام یک روز ما را بمنزل خود دعوت کرد و با نهایت احترام از ما پذیرائی نمود و گفت سبب ملاقات شما این بود که اکنون می گویم من بیقین مبین میدانم که اگر مساعدت و تدبیر و اقدامات مهمّۀ شخص شما نبود هرگز ملا حسین و یارانش که از جنگ جوئی بهیچ وجه اطلاعی نداشتند نمی توانستند مدت هفت ماه در مقابل اردوی شاهنشاهی پایداری نمایند من از مهارت و زبردستی شخص شما که اینگونه دستورات عجیبه می دهید بسیار متعجبم ولی تا کنون نتوانسته ام نشانه ای که اشتراک شما را در این شورشها ثابت کند بدست بیاورم»


      از این عبارت معلوم می شود که امیرکبیر به حسینعلی به شدت ظنین شده بود که در شورشها و جنگ هائی که این فرقه مزدور بوجود آورده و در آنها هزاران نفر بخاک و خون کشیده شدند و امنیت کشور نیزبه خطر افتاده بود، نقش اساسی را حسینعلی به عهده داشت، اما تا آن زمان نتوانسته نقش مهم و حیاتی او را در کار گردانی این فتنه ها شناسائی کند.


      امیرکبیر که می گوید« من بیقین مبین می دانم» آیا چنین فرد خائن را دستگیر و اعدام می کنند یا در منزل صدر اعظم « با نهایت احترام » از او پذیرائی می کنند؟ کسی که استراتژیست و کارگردان اصلی است که با « مساعدت و تدبیر و اقدامات مهمۀ شخص او » یعنی با نقشه و طراحی و « مهارت و زبر دستی او » این شورش رقم خورده است، براساس منطق حکومتی صدر اعظم توانمند و سیاستمداری او که به هیچ وجه اهل گذشت و اهمال و تساهل و پای بر حق نهادن نیست آن هم در این مورد خاص که وی متهم به دست داشتن در خون هزاران نفر می باشد، حکمش دستگیری و محاکمه و اعدام است یا پذیرائی « با نهایت احترام »؟؟


     آیا چنین جرم عظیمی که بر علیه مصالح مملکتی و کیان تشیع انجام یافته و خدمتی بی حد و مرز به اجانب بوده، از هیچ حکومتی قابل اغماض است که از سوی امیرکبیر از آن چشم پوشی شود؟ امیرکبیر مانند هر مسلمان دیگری می دانست که حسینعلی نوری از نظر شرع مقدس اسلام مرتد و واجب القتل است، ولی با این وجود باز هم اقدامی صورت نمی دهد، و تنها کاری که توانست انجام دهد این بود که حسینعلی را به کربلا تبعید نماید؛ چرا؟ برای توجیه عملکرد امیرکبیر فقط و فقط یک احتمال باقی می ماند و آن فشار قدرت خارجی! 


برای دیدن کتاب تلخیص تاریخ نبیل زرندی روی ادامه مطلب کلیک کنید.



موضوع : دخالت حسینعلی نوری در ترور ناصرالدین شاه قاجار ,